| نویسنده |
پیام |
|
|
# : 30 Jul 2006 16:32 | ویرایش بوسیله: mehran_modiri_mehran
Quoting: mehran_modiri_mehran كتاب شاهنامه انگليسي رو هم نتونستم پيدا كنم! داريوش جان شما گفتي پيداش كردي ميشه آدرسشو بدي...
منم پيداش كردم... البته با جستجوي گوگل...
http://humanitas.princeton.edu/shahnama/start.epl
من كه شعر اولش رو خوندم به نظرم بايد ترجمه ي خوبي باشه....
به نام خداوند جان و خرد .....
IN the name of the Lord of both wisdom and mind,
To nothing sublimer can thought be applied,
The Lord of whatever is named or assigned
A place, the Sustainer of all and the Guide,
The Lord of Saturn and the turning sky,
Who causeth Venus, Sun, and Moon to shine,
Who is above conception, name, or sign,
The Artist of the heaven's jewelry!
Him thou canst see not though thy sight thou strain,
For thought itself will struggle to attain
To One above all name and place in vain,
Since mind and wisdom fail to penetrate
Beyond our elements, but operate
On matters that the senses render plain.
None then can praise God as He is. Observe
Thy duty: 'tis to gird thyself to serve.
He weigheth mind and wisdom; should He be
Encompassed by a thought that He hath weighed?
Can He be praised by such machinery
As this, with mind or soul or reason's aid?
Confess His being but affirm no more,
Adore Him and all other ways ignore,
Observing His commands. Thy source of might
Is knowledge: thus old hearts grow young again,
But things above the Veil surpass in height
All words: God's essence is beyond our ken.
به نام خداوند جان و خرد
کزين برتر انديشه برنگذرد
خداوند نام و خداوند جاي
خداوند روزي ده رهنماي
خداوند کيوان و گردان سپهر
فروزنده ماه و ناهيد و مهر
ز نام و نشان و گمان برترست
نگارندهي بر شده پيکرست
به بينندگان آفريننده را
نبيني مرنجان دو بيننده را
نيابد بدو نيز انديشه راه
که او برتر از نام و از جايگاه
نيابد بدو راه جان و خرد
سخن هر چه زين گوهران بگذرد
خرد گر سخن برگزيند همي
همان را گزيند که بيند همي
ستودن نداند کس او را چو هست
ميان بندگي را ببايدت بست
خرد را و جان را همي سنجد اوي
در انديشهي سخته کي گنجد اوي
بدين آلت راي و جان و زبان
ستود آفريننده را کي توان
به هستيش بايد که خستو شوي
ز گفتار بيکار يکسو شوي
پرستنده باشي و جوينده راه
به ژرفي به فرمانش کردن نگاه
توانا بود هر که دانا بود
ز دانش دل پير برنا بود
از اين پرده برتر سخنگاه نيست
ز هستي مر انديشه را راه نيست
|
|
|
مرسي
جالب بود
اولين باري بود كه شاه نامه رو به زبان انگليسي ميديدم
اهالي يک دهکده تصميم گرفتند تا براي نزول باران دعا کنند. در روز موعود،تنها يک پسر بچه با خودش چترآورده بود و اين يعني ايمان
|
|
|
sanaz2
ساناز خانم
دستت درد نكنه كه اين تاپيك رو باز كردي
|
|
|
|
|
Quoting: Akhmontezeram
sanaz2
ساناز خانم
دستت درد نكنه كه اين تاپيك رو باز كردي
خواهش مي كنم امير خان
اهالي يک دهکده تصميم گرفتند تا براي نزول باران دعا کنند. در روز موعود،تنها يک پسر بچه با خودش چترآورده بود و اين يعني ايمان
|
|
|
mehran_modiri_mehran

آسمان مال من است/ پنجره، فکر، هوا، عشق، زمين مال من است/چه اهميت دارد ...بقيه اش...
|
|
|
Quoting: sanaz2 خواهش مي كنم امير خان
منو شرمنده نكن ساناز خانم..
|
|
|
Quoting: Akhmontezeram منو شرمنده نكن ساناز خانم..
دشمنت شرمنده بشه امير خان
اهالي يک دهکده تصميم گرفتند تا براي نزول باران دعا کنند. در روز موعود،تنها يک پسر بچه با خودش چترآورده بود و اين يعني ايمان
|
|
|
استمداد از دوستان فداكار ما را اميد هديه دهيد 
|
|
|
|
|
اگر كتاب رياضي مجاني مي خواهيد يك سري به انجا بزنيد
http://www.geocities.com/alex_stef/mylist.html
اهالي يک دهکده تصميم گرفتند تا براي نزول باران دعا کنند. در روز موعود،تنها يک پسر بچه با خودش چترآورده بود و اين يعني ايمان
|
|
|
www.iranbin.com
|