| نویسنده |
پیام |
|
|
ياد باد آن که سر کوی توام منزل بود
ديده را روشنی از خاک درت حاصل بود
راست چون سوسن و گل از اثر صحبت پاک
بر زبان بود مرا آن چه تو را در دل بود
تازه امروز اولین روز از باقیمونده عمرته... کی میره این همه راه رو!
|
|
|
دلم گرفت ای هم نفس ، پرم شکست تو این قفس تو این غبار تو این سکوت ، چه بی صدا نفس نفس از این نا مهربونی ها ، دارم از غصه می میرم
رفیق روز تنهایی ، یه روز دستاتو می گیرم
تو این شب گریه می تونی ، پناه هق هقم باشی تو ای همزاد هم خونه ، چی میشه عاشقم باشی
یه شبی بود و شبی لحظه ای بود و تبی قصه ی غم زدگی دردای پرزدگی همه تاریکیه شب هق هقه گریه رو لب .. ◄... خدایا سپاس...►
|
|
|
یعنی بیا که آتش موسی نمود گل تا از درخت نکته توحید بشنوی
#آسمان برای گرفتن ماه تله نمی گذارد , این آزادی ماه است که او را پایبند می کند.# (تاگور)
|
|
|
|
|
یه روز از همین روزا روی شب پا میذارم تو غباز لحظه ها عکس فردا میذارم تا که خوبه خوب بشه زخمای دلواپسی عشقو مرهم میکنم روی دلها میذارم
#آسمان برای گرفتن ماه تله نمی گذارد , این آزادی ماه است که او را پایبند می کند.# (تاگور)
|
|
|
متهم ردیف یک منم که از تو مستم اینجا کنار مرده ها منم که زنده هستم جرم من اینه که چشام سایه تو قاب گرفتن رو پوست شب اسم تو رو خالکوبی کرده دستم .....
|
|
|
من خواب دیده ام که کسی میآید من خواب یک ستاره ی قرمز دیدهام و پلک چشمم هی میپرد و کفشهایم هی جفت میشوند و کور شوم اگر دروغ بگویم من خواب آن ستاره ی قرمز را وقتی که خواب نبودم دیده ام کسی میآید کسی میآید کسی دیگر کسی بهتر
|
|
|
روز و شب بوده دعای من سلامت بودنت پس چرا آتش شدی از شعله هایت سوختم من که چون شمعی به شام تار تو افروختم هر چه کردی با دلم از شکوه لب را دوختم
#آسمان برای گرفتن ماه تله نمی گذارد , این آزادی ماه است که او را پایبند می کند.# (تاگور)
|
|
|
من بی نوا بندگکی سر به راه نبودم و راه بهشت مینوی من بز روى طوع و خاکساری نبود مرا دیگر گونه خدایی می بایست شایسته آفرینه ای که نواله ناگزیر را گردن کج نمی کند پس خدایی دیگر گونه آفریدم
|
|
|
|
|
من غلام قمرم غير قمر هيچ نگو ..... پيش من جز سخن شهد شكر هيچ نگو سخن رنج مگو جز سخن گنج مگو ..... ور از اين بي خبري رنج ببر هيچ مگو
|
|
|
وگر کمین بگشاید غمی ز گوشه دل حریم درگه پیر مغان پناهت بس
#آسمان برای گرفتن ماه تله نمی گذارد , این آزادی ماه است که او را پایبند می کند.# (تاگور)
|