| نویسنده |
پیام |
|
|
از سال های ناست ، خضاب ، ادکلن و فرخزاد از سال های کنکور ، کار و اجباری از سال های بن بست ، جمعه ، کمکم کن ، شب از سالهای شاملو ، اخوان ، نیما از سالهای سارتر ، فلینی ، برشت ، جشن هنر از سالهای اعتصاب ، گاز اشک آور ، دود ، لاستیک از سالهای نعش ، اوین ، چیتگر از سالهای پویان ، رضایی ، خسرو و کرامت از سالهای جهل ، توطئه ، فریب از سال های قتل عام انقلاب از سالهای سایه روشن سیال و شک بر دوش خسته کشیدم ترانه هایم را و عاشقانه گذر کردم تا با دهان کوچک تو بخوانم آواز سرزمین صبورم را .........
|
|
|
اگر چه مست و خرابم تو نيز لطفي كن ××××××× نظر بر اين دل سر گشته خراب انداز
♥♥ love is like the air we breathe it may not always be seen, but it is always felt and used and we will die without it ♥♥
|
|
|
زن مرا می بوید این تویی آری تو خواب و بیداری تو این تو یی باز از نو زن به من می گوید باش تا می برسد من به زن می گویم وای اگر وقت گل نی برسد.........
|
|
|
|
|
# : 7 Oct 2008 17:18 | ویرایش بوسیله: mashgholam
دستت را به من بده... دستهای تو با من آشناست !
این یعنی چی ؟ 
کسی چه میداند ، شاید این جهان جهنم عالمی دیگر باشد
|
|
|
تو مثل وسوسه ي شكار يك شاپركي تو مثل شوق رها كردن يك بادبادكي تو هميشه مثل يك قصه پر از حادثه اي تو مثل شادي خواب كردن يك عروسكي...... ps . حنا....میدونی چیه؟
|
|
|
Quoting: mashgholam این یعنی چی ؟ نوعی رنگ که در گذشته پیران برای مشکی کردن مو به کار می بردن. به حنا هم مجازن گفته میشه خضاب گرفتن به خون کنایه از کشته شدنه اینجا گمونم خون به قرینه معنوی حذف شده
|
|
|
یک پنجره برای من کافیست یک پنجره به لحظه ی آگاهی و نگاه و سکوت اکنون نهال گردو آنقدر قد کشیده که دیوار را برای برگ های جوانش معنی کند از آینه بپرس نام نجات دهنده ات را آیا زمین که زیر پای تو می لرزد تنهاتر از تو نیست ؟ پیغمبران ، رسالت ویرانی را با خود به قرن ما اوردند این انفجارهای پیاپی، و ابرها مسموم ، آیا طنین آیه های مقدس هستند؟ ای دوست، ای برادر ، ای همخون وقتی به ماه رسیدی تاریخ قتل عام گل ها را بنویس.
|
|
|
Quoting: mmmmmmmmmmina بنویس.
ستاره اي بدرخشيد و ماه مجلس شد
دل رميده ما را رفيق و مونس شد اگر رفيق شفيقي درست پيمان باش
حريف خانه و گرمابه و گلستان باش
یه شبی بود و شبی لحظه ای بود و تبی قصه ی غم زدگی دردای پرزدگی همه تاریکیه شب هق هقه گریه رو لب .. ◄... خدایا سپاس...►
|
|
|
|
|
شايد ز روی ناز نمي آيد
چون سايه گشته خواب و نمي افتد
در دامهای روشن چشمانم
|
|
|
شب، با تابوت سياه نشس توی چشماش، خاموش شد ستاره، افتاد روی خاک.
سايهش هم نمیموند هرگز پشت سرش، غمگين بود و خسته، تنهای تنها!........
|