| نویسنده |
پیام |
|
|
تو دستهایت را میبخشیدی تو چشمهایت را میبخشیدی تو مهربانیت را میبخشیدی وقتی که من گرسنه بودم تو زندگانیت را میبخشیدی تو مثل نور سخی بودی
|
|
|
يك ملك گفتا بگو نام تو چيست؟ آن يكي فرياد زد رب تو كيست؟
در ميان عمرخودكن جستجوي كارهاي نيك و زشت خود بگو
ما كه ماموران حي داوريم نك تو را سوي جهنم مي بريم
ديگر آنجا عذر خواهي دير بود دست و پايم بسته در زنجير بود
غرق اندوه و تالم دل فكار مي كشيدندم به خفت سوي نار
بگذار تا بگويند ما بي غمان مستيم-------در گوشه ي خرابات پيمانه را شكستيم
|
|
|
راز موجودی كه ديگر هيچ نيست
جز وجودی نفرت آور بهر تو
آه، اينست آنچه رنجم می دهد
ورنه، كی ترسم ز خشم و قهر تو
|
|
|
|
|
Quoting: mmmmmmmmmmina قهر تو وقتی تو نیستی نه هست های ما چونانکه بایدند نه باید ها ... هر روز بی تو روز مباداست .....
در سکوت خود خرابم
|
|
|
واژه يي عامتريني وه که بد نام تريني ***
از شفافيت رويايي صبح تا شباني همه دود اندود از نفس هاي صميمي نسيم تا هواي خفقان آور يک ظهر تموز از بهار همه جا سبز ترين تا زمستان تباهي غرور باغ از دل سرخ تر از خون شفق تا سيه قلب ترين دشمن گل هاي سحر همه مي گويند: عشق عشق عشق اي تو سر سبز ترين واژه صدق اي تو معراج صميميت ها و تو اي اوج غرور ز چه بازيچه بازار شدي؟ اي تو گمگشته ز خويش همچو افسانه ي در خاطره هاي مرده راهي عمق لجنزار شدي ***
من ترا از شفافيت رويايي آب از بهاري همه سبز از فضاي همه آبي آبي يافته ام اي مرا هستي اي اوج غرور اي عشق تو مرا درياب تو مرا درياب...
بگذار تا بگويند ما بي غمان مستيم-------در گوشه ي خرابات پيمانه را شكستيم
|
|
|
به او جز از هوس چيزی نگفتند
در او جز جلوه ظاهر نديدند
به هر جا رفت در گوشش سرودند
كه زن را بهر عشرت آفريدند
|
|
|
Quoting: mmmmmmmmmmina آفريدند
در چارچوب پنجره ها شب شعله می کشد با دود گیسوان تو در باد در امتداد راه مه آلود در دود ....
در سکوت خود خرابم
|
|
|
دور از تو دلم غصه ها داره با بودن تو این دل پروا نداره تو مثل گلی نازو خوشگلی با این همه درد ای یار درمون دلی
بگذار تا بگويند ما بي غمان مستيم-------در گوشه ي خرابات پيمانه را شكستيم
|
|
|
|
|
دامنم شمع را سرنگون كرد
چشم ها در سياهی فرو رفت
ناله كردم مرو، صبر كن، صبر
ليكن او رفت، بی گفتگو رفت
|
|
|
Quoting: mmmmmmmmmmina رفت
تو مثل قله های مه گرفته
منم اون ابر دلتنگ زمستون
دلم میخواد بذارم سر روشونت
ببارم نم نم دلگیر بارون....
در سکوت خود خرابم
|