صفحه اصلی | صفحه اصلی انجمن | عکس سکسی ایرانی | داستانهای سکسی
فیلم سکسی | سکسولوژی | خنده بازار | داستانهای سکسی(English)
آویزون
انجمن ها | پاسخ | وضعیت | ثبت نام | جستجو | قوانین | آخرین ارسالها |
انجمن آویزون / فرهنگ و ادبیات و داستان / ««« مشاعره »»»
<< 1 ... 756 . 757 . 758 . 759 . 760 . 761 . 762 . 763 . 764 . 765 . 766 ... 896 . 897 . >>
نویسنده پیام
# : 1 Oct 2008 23:05


تو دستهایت را میبخشیدی
تو چشمهایت را میبخشیدی
تو مهربانیت را میبخشیدی
وقتی که من گرسنه بودم
تو زندگانیت را میبخشیدی
تو مثل نور سخی بودی


# : 1 Oct 2008 23:09


يك ملك گفتا بگو نام تو چيست؟
آن يكي فرياد زد رب تو كيست؟

در ميان عمرخودكن جستجوي
كارهاي نيك و زشت خود بگو

ما كه ماموران حي داوريم
نك تو را سوي جهنم مي بريم

ديگر آنجا عذر خواهي دير بود
دست و پايم بسته در زنجير بود

غرق اندوه و تالم دل فكار
مي كشيدندم به خفت سوي نار

بگذار تا بگويند ما بي غمان مستيم-------در گوشه ي خرابات پيمانه را شكستيم
# : 1 Oct 2008 23:15


راز موجودی كه ديگر هيچ نيست

جز وجودی نفرت آور بهر تو

آه، اينست آنچه رنجم می دهد

ورنه، كی ترسم ز خشم و قهر تو


# : 1 Oct 2008 23:20


Quoting: mmmmmmmmmmina
قهر تو

وقتی تو نیستی
نه هست های ما
چونانکه بایدند
نه باید ها ...
هر روز بی تو
روز مباداست .....

در سکوت خود خرابم
# : 1 Oct 2008 23:20


واژه يي عامتريني
وه که بد نام تريني
***

از شفافيت رويايي صبح
تا شباني همه دود اندود
از نفس هاي صميمي نسيم
تا هواي خفقان آور يک ظهر تموز
از بهار همه جا سبز ترين
تا زمستان تباهي غرور باغ
از دل سرخ تر از خون شفق
تا سيه قلب ترين دشمن گل هاي سحر
همه مي گويند:
عشق
عشق
عشق
اي تو سر سبز ترين واژه صدق
اي تو معراج صميميت ها
و تو اي اوج غرور
ز چه بازيچه بازار شدي؟
اي تو گمگشته ز خويش
همچو افسانه ي در خاطره هاي مرده
راهي عمق لجنزار شدي
***

من ترا
از شفافيت رويايي آب
از بهاري همه سبز
از فضاي همه آبي آبي يافته ام
اي مرا هستي
اي اوج غرور
اي عشق
تو مرا درياب
تو مرا درياب...

بگذار تا بگويند ما بي غمان مستيم-------در گوشه ي خرابات پيمانه را شكستيم
# : 1 Oct 2008 23:24


به او جز از هوس چيزی نگفتند

در او جز جلوه ظاهر نديدند

به هر جا رفت در گوشش سرودند

كه زن را بهر عشرت آفريدند

# : 1 Oct 2008 23:48


Quoting: mmmmmmmmmmina
آفريدند


در چارچوب پنجره ها
شب شعله می کشد
با دود گیسوان تو در باد
در امتداد راه مه آلود
در دود ....

در سکوت خود خرابم
# : 1 Oct 2008 23:53


دور از تو دلم غصه ها داره
با بودن تو این دل پروا نداره
تو مثل گلی
نازو خوشگلی
با این همه درد ای یار
درمون دلی

بگذار تا بگويند ما بي غمان مستيم-------در گوشه ي خرابات پيمانه را شكستيم
# : 1 Oct 2008 23:56


دامنم شمع را سرنگون كرد

چشم ها در سياهی فرو رفت

ناله كردم مرو، صبر كن، صبر

ليكن او رفت، بی گفتگو رفت

# : 2 Oct 2008 00:06


Quoting: mmmmmmmmmmina
رفت



تو مثل قله های مه گرفته

منم اون ابر دلتنگ زمستون

دلم میخواد بذارم سر روشونت

ببارم نم نم دلگیر بارون....

در سکوت خود خرابم
<< 1 ... 756 . 757 . 758 . 759 . 760 . 761 . 762 . 763 . 764 . 765 . 766 ... 896 . 897 . >>
جواب شما
Bold Style  Italic Style  Underlined Style  Image Link  URL Link  Upload Images More Smiles... :grin: :wink: :up: :kiss: :biglol: :confused :cool: :love: :sad: :eek: :fl: :tongue:

» نام  » رمز عبور 
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.
 

Powered by MiniBB