صفحه اصلی | صفحه اصلی انجمن | عکس سکسی ایرانی | داستانهای سکسی
فیلم سکسی | سکسولوژی | خنده بازار | داستانهای سکسی(English)
آویزون
انجمن ها | پاسخ | وضعیت | ثبت نام | جستجو | قوانین | آخرین ارسالها |
انجمن آویزون / فرهنگ و ادبیات و داستان / ««« مشاعره »»»
<< 1 ... 675 . 676 . 677 . 678 . 679 . 680 . 681 . 682 . 683 . 684 . 685 ... 868 . 869 . >>
نویسنده پیام
# : 26 Jul 2008 23:39


د
دیگر کنون دیری و دوری ست
کاین پریشان مرد
این پریشان پریشانگرد
در پس زانوی حیرت مانده ، خاموش است
سخت بیزار از دل و دست و زبان بودن
جمله تن ، چون در دریا ، چشم
پای تا سر ، چون صدف ، گوش است
لیک در ژرفای خاموشی
ناگهان بی ختیار از خویش می پرسد
کآن چه حالی بود ؟
آنچه می دیدیم و می دیدند
بود خوابی ، یا خیالی بود ؟
خامش ، ای آواز خوان ! خامش
در کدامین پرده می گویی ؟
وز کدامین شور یا بیداد ؟
با کدامین دلنشین گلبانگ ، می خواهی
این شکسته خاطر پژمرده را از غم کنی آزاد ؟
چرکمرده صخره ای در سینه دارد او
که نشوید همت هیچ ابر و بارانش
پهنه ور دریای او خشکید
کی کند سیراب جود جویبارانش ؟
با بهشتی مرده در دل ،‌کو سر سیر بهارانش ؟
خنده ؟ اما خنده اش خمیازه را ماند
عقده اش پیر است و پارینه
لیک دردش درد زخم تازه را ماند
گرچه دیگر دوری و دیری ست
که زبانش را ز دندانهاش
عاجگون ستوار زنجیری ست
لیکن از اقصای تاریک سکوتش ، تلخ
بی که خواهد ، یا که بتواند نخواهد ، گاه
ناگهان از خویشتن پرسد
راستی را آن چه حالی بود ؟
دوش یا دی ، پار یا پیرار
چه شبی ، روزی ، چه سالی بود ؟
راست بود آن رستم دستان
یا که سایه ی دوک زالی بود ؟

........ تازیانهء زمان داروی تحمل را اندک اندک در اعماق زخمها فرو می نشاند.......
# : 27 Jul 2008 15:30


دیدی دلا که اخر پیری و زهد و علم
با من چه کرد دیده معشوقه باز من

# : 28 Jul 2008 10:57


نصیحت گوش کن کاین درّ بسی به
از آن گوهر که در گنجینه داری

نبودم پای درس بودم حالا که اومدم نپرس که کجا بودم
# : 28 Jul 2008 13:23


یک نفر ایستاده تنها سبز
مثل من خسته است اما سبز

ریشه در خاک و شاخه در طوفان
باز قد می کشد به بالاسبز

* دیوانه ی این بهار و پاییزم...تا مرگ نیامده ست برخیزم ، در دامن زندگی بیاویزم ! *
# : 28 Jul 2008 13:46


زین همه درد خموشانه که بر جان منست
به بهارم نرسیدی به خزانم بنگر
که به مویم اثر از برف زمستان منست
غافل از حق شدم و قافله ی عمر گذشت
ناله ام زمزمه ی روح پشیمان منست
گر به سرچشمه ی توحید رسم جاویدم
ورنه هر لحظه ی من نقطه پایان منست
در بر عشق بسی دم زدم از رتبت عقل
گفت خاموش که او طفل دبستان منست

آدم ها فقط در يك چيز مشتركند : متفاوت بودن .
# : 28 Jul 2008 21:34


تا کی به تمنای وصال تو یگانه
اشکم شود از هر مژه جون سیل روانه

نبودم پای درس بودم حالا که اومدم نپرس که کجا بودم
# : 28 Jul 2008 22:03


همه شب در دل اين بستر

جانم آن گمشده را جويد

زينهمه كوشش بی حاصل

عقل سرگشته به من گويد


# : 28 Jul 2008 22:49


دانه تویی دام تویی باده تویی جام تویی
پخته تویی خام تویی خام بمگذار مرا

سبكباران ساحلها نديدند.... به دوش خستگان باري است دنيا.... مرا در موج حسرتها رها كرد .....عجب يار وفاداري است دنيا
# : 29 Jul 2008 04:44



آری اين منم كه در دل سكوت شب

نامه های عاشقانه پاره می كنم

ای ستاره ها اگر بمن مدد كنيد

دامن از غمش پر از ستاره می كنم


# : 29 Jul 2008 06:58


من دوستدار روی خوش و موی دلکشم
مدهوش چشم مست و می صاف بیغشم

نبودم پای درس بودم حالا که اومدم نپرس که کجا بودم
<< 1 ... 675 . 676 . 677 . 678 . 679 . 680 . 681 . 682 . 683 . 684 . 685 ... 868 . 869 . >>
جواب شما
Bold Style  Italic Style  Underlined Style  Image Link  URL Link  Upload Images More Smiles... :grin: :wink: :up: :kiss: :biglol: :confused :cool: :love: :sad: :eek: :fl: :tongue:

» نام  » رمز عبور 
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.
 

Powered by MiniBB