| نویسنده |
پیام |
|
|
یا رب ز ره راست نشانی خواهم از باده آب و خاک جانی خواهم از نعمت خود چو بهره مندم کردی در شکر گزاریت زبانی خواهم
نبودم پای درس بودم حالا که اومدم نپرس که کجا بودم
|
|
|
من خواب دیده ام که کسی میآید من خواب یک ستاره ی قرمز دیدهام و پلک چشمم هی میپرد و کفشهایم هی جفت میشوند و کور شوم اگر دروغ بگویم من خواب آن ستاره ی قرمز را وقتی که خواب نبودم دیده ام کسی میآید کسی میآید
|
|
|
Quoting: mmmmmmmmmmina من خواب دیده ام که کسی میآید من خواب یک ستاره ی قرمز دیدهام و پلک چشمم هی میپرد و کفشهایم هی جفت میشوند و کور شوم اگر دروغ بگویم من خواب آن ستاره ی قرمز را وقتی که خواب نبودم دیده ام کسی میآید کسی میآید
• چه بينی، چيست اين؟ يا کيست اين میآيد؟ چه بينی؟ آب يا آتش؟ پريزادی است آتشفام و آبی پيرهن شايد؟ فکنده زورق از گلبرگها بر جاری مهتاب؟ (جويبار آبی مهتاب) و او را برده از افسون ساحر خواب؟ گلاندامیست، خوابش برده بر اين سبزگون بستر خورد گهوارهاش از کوهساران تا به دريا تاب؟ و شايد جلوهای بيدار از زيبايی خفتهست؟ و يا از خفته «زيبا» فکنده بستر رؤيا و گل بر بگر که سيماب؟ و شايد لاله پيکر اختری مرجانی است و ابر پيراهن خرامان در مداری آبگون تا بيکران، تا ساحل ناياب؟ و شايد نيز تصويری است تر از يک گل آتش که بيند خواب آب و خواب خاکستر و اينک باد میلرزاند آن تصوير را در قاب؟ نه اما، هيچ از اينها نيست، اينها نيست... پس آيا چيست اين زيبای خوابش برده، کآبش میبرد با خويش گلی بر آب اگر در خواب، يا بيدار و گر بيدار، يا در خواب گلی بر آب و... ما همراه گل، با آب بسوی اين دژ، اين نزديکترين ساحل بسوی پل روان بر آب و بوی گل و آب اما... چه آب از آبها؟ و اما آب...
کوچههای تنگ پيچاپيچ و در و ديوارهايی پر نگار و نقش ديرينه کوبه و آويزه و گلميخها بر در چون رديف نيزه و خنجر يادگار قرنها تاريخ و رديف تيغهها، آرايش درها در کنار گنبد گلميخها، گويی در حصار و برجها و باروهای آن ديرين دژ دزفول پاسدارانند يا سرنيزههاشان در پس سنگر کنگره ديوارها و طاقها و شانهی رفها و هزاره و هرههايی بندباز بازگرنه را معبر کاکل ايوان چو زلف آن مخل دختر و ببين آن طره...
........ تازیانهء زمان داروی تحمل را اندک اندک در اعماق زخمها فرو می نشاند.......
|
|
|
|
|
هر زمان می دود در خيالم
نقشی از بستری خالی و سرد
نقش دستی كه كاويده نوميد
پيكری را در آن با غم و درد
|
|
|
mmmmmmmmmmina ای دور مانده از من ناچار و ناسزاوار آنسوی پنج خندق - پشت چهار دیوار ای قصه ی تو و من - چون قصه ی شب و روز پیوسته در پی هم ، اما بدون دیدار سنگی شده است و با من تندیسوار مانده است آن روز آخرین وصل ،و آن وصل آخرین بار بوسیدی و دوباره... بوسیدی و دوباره سیری نمی پذیرفت از بوسه روحت انگار با هر گلوله یک گل در جان من نشاندی از بوسه تا که بستی چشم مرا ، به رگبار دانسته بودی انگار ، کان روز و هر چه با اوست از عمر ما ندارد ،دیگر نصیب تکرار آندم که بوسه دادی چشم مرا ، نگفتم چشمم مبوس ای یار ، کاین دوری آورد بار ؟
........ تازیانهء زمان داروی تحمل را اندک اندک در اعماق زخمها فرو می نشاند.......
|
|
|
# : 24 Jul 2008 04:31 | ویرایش بوسیله: mmmmmmmmmmina
masoud_59 ببخشید اینو میگم شعر شما باید اولش با اخرین حرف شعر قبلی شروع بشه 
|
|
|
راهی دراز بود و دريغا ميان راه
آن مرد ناله كرد كه پايان ره كجاست
چون ديدگان خسته من خيره شد بر او
ديدم كه می شتابد و زنجيريش به پاست
|
|
|
تو از شهر غریب بی نشونی اومدی تو با اسب سفید مهربونی اومدی تو از دشتای دور و جاده های پر غبار برای هم صدایی هم زبونی اومدی تو از راه می رسی پر از گرد و غبار تمومه انتظار میاد همرات بهار چه خوبه دیدنت چه خوبه موندنت چه خوبه پاک كنم غبارو از تنت
 غریب آشنا دوستت دارم بیا منو همرات ببر به شهر قصه ها بگیر دست منو تو اون دستا چه خوبه سقفمون یکی باشه با هم بمونم منتظر تا برگردی پیشم تو زندونم با تو من آزادم
 غریب آشنا دوستت دارم بیا میشینم می شمرم روزا و لحظه ها تا برگردی بیای بازم اینجا چه خوبه سقفمون یی باشه با هم بمونم منتظر تا برگردی پیشم تو زندونم با تو من آزادم  گوگوش
بزن باران بهاران فصل خون است بزن باران که صحرا لاله گون است ...... بزن باران که به چشمان یاران جهان تاریک و دریا واژگون است
|
|
|
|
|
# : 26 Jul 2008 08:08 | ویرایش بوسیله: lili naze
مدامم مست میدارد نســـــــــــــــیم جعد گیسویت
خرابــــــــــــم میکند هر دم فریب چشـــــم جـــــادویت 
******* ارزش زندگی به دیدن لبخندهای تو خلاصه میشود ... برای نفس کشیدن من هم شده ، بخنــــــــــــــد *******
|
|
|
تو را هر دم نگار دوری از ره میکند فریاد ...... که ای دیوانگان اندوه غم را کی کنید یاد من آن بهزاد دیر آشنای شهر خاموشی ها ...... تو ای لیلی چرا از غم کنی صد آه بیداد 
@دوستی را دوست میدارم @
|