صفحه اصلی | صفحه اصلی انجمن | عکس سکسی ایرانی | داستانهای سکسی
فیلم سکسی | سکسولوژی | خنده بازار | داستانهای سکسی(English)
آویزون
انجمن ها | پاسخ | وضعیت | ثبت نام | جستجو | قوانین | آخرین ارسالها |
انجمن آویزون / هنر / آهنگهای کمیاب و در خواستی
<< 1 ... 9 . 10 . 11 . 12 . 13 . 14 . 15 . 16 . 17 . 18 . 19 ... 105 . 106 . >>
نویسنده پیام
# : 21 May 2008 15:54


داریوش جان خوشم میاد که دست میزاری رو چیزای واقعا نایاب

یه شبی بود و شبی لحظه ای بود و تبی قصه ی غم زدگی دردای پرزدگی همه تاریکیه شب هق هقه گریه رو لب .. ◄... خدایا سپاس...►
# : 21 May 2008 16:56


آقا داریوش جایزه چی میدی واسه آهنگ مورده نظرت ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

یه شبی بود و شبی لحظه ای بود و تبی قصه ی غم زدگی دردای پرزدگی همه تاریکیه شب هق هقه گریه رو لب .. ◄... خدایا سپاس...►
# : 21 May 2008 17:04


Golden_Eagle


عشق هاله اي است اهورايي که آغازش , پايان و پايانش , آغاز آن است!
# : 21 May 2008 17:11


http://www.2shared.com/file/3318274/2fe8d0fb/Farokh_Zad.html

اینم آهنگ در خواستی داریوش جوووووووووووووووونم . امیدوارم که همین باشه عزیزه دلم

یه شبی بود و شبی لحظه ای بود و تبی قصه ی غم زدگی دردای پرزدگی همه تاریکیه شب هق هقه گریه رو لب .. ◄... خدایا سپاس...►
# : 21 May 2008 17:13


omid_hi

خودت گلی عزیزززززززززم

یه شبی بود و شبی لحظه ای بود و تبی قصه ی غم زدگی دردای پرزدگی همه تاریکیه شب هق هقه گریه رو لب .. ◄... خدایا سپاس...►
# : 21 May 2008 19:52


خوب من فعلا میرم . چیزی خواستید تا جایی که بتونم کمک میکنم . شاد و سلامت باشید .

خدانگهدار

یه شبی بود و شبی لحظه ای بود و تبی قصه ی غم زدگی دردای پرزدگی همه تاریکیه شب هق هقه گریه رو لب .. ◄... خدایا سپاس...►
# : 22 May 2008 00:27


دوباره سلام

داریوش جان هنوز آهنگ رو نگرفتی ؟

یه شبی بود و شبی لحظه ای بود و تبی قصه ی غم زدگی دردای پرزدگی همه تاریکیه شب هق هقه گریه رو لب .. ◄... خدایا سپاس...►
# : 22 May 2008 00:33


Quoting: Golden_Eagle

د

تو واقعا خدای.....

از دست عزیزان چه بگویم گله ای نیست...گر هم گله ای هست دگر حوصله ای نیست
# : 22 May 2008 00:56


Golden_Eagle
باز هم ممنون
دستت درد نکنه
یه درخواستی جدید دارم
آهنگ دختر همسایه از کوروش یغمایی رو اگه لطف کنی ممنونت میشم
خیلی وقته گوش ندادم ولی فکر کنم شروعش اینجوریه
دختر همسایه مون وای وای
همیشه گریه می کرد های های

اگه بدونی چقدر دلم برای شب بود بیابان بود تنگ شده بود
دمت آتشفشان

حس امضا ندارم انگشت می کنم
# : 22 May 2008 01:14


Quoting: dariushagha
تو واقعا خدای

من کوچیکه شمام . اختیار داری عزیزم
حالا جایزه ام چیه ؟

یه شبی بود و شبی لحظه ای بود و تبی قصه ی غم زدگی دردای پرزدگی همه تاریکیه شب هق هقه گریه رو لب .. ◄... خدایا سپاس...►
<< 1 ... 9 . 10 . 11 . 12 . 13 . 14 . 15 . 16 . 17 . 18 . 19 ... 105 . 106 . >>
جواب شما
Bold Style  Italic Style  Underlined Style  Image Link  URL Link  Upload Images More Smiles... :grin: :wink: :up: :kiss: :biglol: :confused :cool: :love: :sad: :eek: :fl: :tongue:

» نام  » رمز عبور 
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.
 

Powered by MiniBB