| نویسنده |
پیام |
|
|
# : 22 Jan 2008 20:14 | ویرایش بوسیله: omid_hi
دوستان توی این تاپیک هر دفعه زندگی نامه یکی از هنرمندان را قرار میدهیم تا بیشتر با هنرمندان خودمون اشنا بشیم
اولین زندگی نامه را با اجازه همگی اختصاص دادم به داریوش

داریوش
داریوش اقبالي در ۱۵ بهمن سال ۱۳۲۹ خورشیدی در تهران بدنیا آمد. او سالهای اولیه عمر خود را در
میانه و کرج و کردستان سپری کرد. استعداد خدادادی او در ۹ سالگی و در زمانی که برای اولین
بار برروی صحنه سن مدرسه قرار گرفت آشکار شد و در ۲۰ سالگی توسط حسن خیاط باشی از
تلوزیون ایران به مردم معرفی شد و با ترانه افسانه ای و جاودانی به من نگو دوست دارم در قلب
مردم جای گرفت. او با پیدایش عصر بی همتای موسیقی نوین ایران همدوره بود. داریوش هرگز
با عقاید تحمیلی به اجتماع خود سازگار نبود و به همین خاطر مدتی را هم در زندان شاهنشاهی
به سر برد. ترانه های او شامل اشعار و ملودی های انسان هایی وارسته چون شاملو . نادرپور .
جنتی عطایی . شهیار قنبری . اردلان سرفراز . فرید زلاند و بیات است. این موضوع سبب گشت
ه تا ترانه های او در رابطه با عشق صلح آزادی و عدالت سروده شوند. پس از انقلاب دیگر عرصه
ای برای داریوش و هنرش نبود از اینرو وی از سرزمین مادری و آریایی خود کوچ کرد و سالها به
همراه همسر اولش ( فیروزه که خیلی هم او را دوست داشت ) و دخترش ( بیتا ) در ایالت
کالیفرنیا امریکا زندگی کرد. جالب است بدانید داریوش سه بار ازدواج کرده اما به گفته خودش یک
بار عاشق شده و آن هم مربوط می شود به زمان جوانی او و پیش از انقلاب که دختر مورد علاقه
اش در حادثه رانندگی از بین می رود و ترانه ( شقایق ) را در غم او می خواند و باز هم به گفته
خودش هر بار که این ترانه را اجرا می کند با تمام وجود می خواند اما هیچ گاه نتوانسته مثل بار
اول بخواند
شقایق اینجا من خیلی غریبم
آخه اینجا کسی عاشق نمیشه
شقایق جای تو دشت خدا بود
نه تو گلدون نه توی قصه ها بود
حالا از تو فقط این مونده باقی
که سالار تمام عاشقایی
شقایق وای شقایق گل همیشه عاشق
در مورد این ترانه هم بگم که از سروده های ترانه سرای بزرگ ایران اردلان سرفراز میباشد.
به هر حال داریوش در حال حاظر به همراه همسر سومش در فرانسه و در مدرن ترین منطقه
پاریس زندگی میکند. اما تقریبا هر ماه برای دیدن دخترش ( که پیش مادرش فیروزه زندگی میکنه
) به لس آنجلس سفر میکنه و این رو هم بگم که شدت علاقه داریوش به بیتا ( دخترش ) به حدی
زیاده که اعلام کرده دیگه قصد بچه دار شدن نداره.
کارهای داریوش شامل ۲۰۰ ترانه در ۲۵ آلبوم است.داریوش کنسرت های بیشماری را در
تالارهای بزرگ جهان چون ( نوتابلی ومبلی در لندن ) ( کارنگی هال در نیویورگ ) ( کندی سنتر در
واشنگتن دی سی ) ( کنسرتوس در استکهلم ) ( گرک تیاتر در لس آنجلس ) ( یونیور سال آمفی
تئاتر در لس آنجلس ) و ( استادیوم تنیس اویشن کلاپ در دبی ) به اجرا در آورده است. داریوش در
هنر عکاسی نیز صاحب سبک است.همچنین پیش از انقلاب در دو فیلم سینمایی ( یاران و فریاد
زیر آب ) نیز ایفای نقش نمود جالب است بدانید در فیلم فریاد زیر آب خانم شهره صولتی یکی
دیگر از خوانندگان هم با داریوش همبازی بود و نقش دوم زن و نقش خواهر داریوش را به عهده
داشت. ترانه ها و باورهای داریوش بسیار جلوتر از تفکرات عصر اوست.
حتی جهان عرب نیز با سبک غنی داریوش آشناست و ترانه های او را پذیرفته است. در فستیوال
موسیقی فیلم و رسانه های تصویری که در بحرین برگزار شد داریوش بعنوان نماینده سبک
معاصر و منحصر بفرد موسیقی ایران این سبک را به جهان معرفی کرد و برنده بالاترین نشان
صلح گشت. وی در مراسم اختتامیه این جشنواره ندای آزادی را بخصوص برای سرزمین مادری و
آریایی خود ایران سر داد.
حالا بد نیست بریم زندگی نامه داریوش را البته بصورت کوتاه از زبان خودش بشنویم :
15 بهمن 1329 در تهران به دنیا آمدم و از سال 1349 بصورت حرفه ای وارد دنیای هنر شدم. از
همان آغاز تمام سعی و تلاش من بر این بوده که در حد توانم، زبان احساسات هموطنانم باشم؛
هر چند که در این راه مورد تفتیش و بازداشت قرار گرفتم و با فراز و نشیب های فراوان مواجه
شدم.
از سال 2000 دامنه فعالیت های خود را گسترده تر کردم تا پیام بهبودی را به گوش هموطنانی که
از بیماری اعتیاد رنج می برند برسانم، و توجه جامعه ایرانی خارج از کشور و سازمان های بین
المللی را به آسیب های اجتماعی حاکم بر ملت ایران جلب کنم. هموطنانی که می سوزند تا
زندگی کنند، و زندگی می کنند تا بسوزند.
امید دارم که در طلب آزادی و آرامش، و با پیام عشق و بهبودی، وطن را دوباره بسازیم؛ اگر چه با خشت جان خویش.

کاش ، در کتاب قطور زندگی سطری باشیم ماندنی ، نه حاشیه از یاد رفتنی
|
|
|

مهرداد آسمانی روز بیست و پنجم تیر ماه سال 1346 ایرانی در تهران به دنیا آمد . دوران تحصیلات ابتدایی را در دبستان فیروز کوهی گذراند و سپس به مدرسه ی راهنمایی تحصیلی هدف رفت و پس ازِ آن ، از دبیرستان هدف شماره ی 2 ، دیپلم علوم تجربی گرفت.
دوران سربازی مهرداد ، در جبهه های جنگ خون بار ایران و عراق گذشت.
علاقه به موسیقی به دوران کودکی وی بر می گردد و به دلیل همین علاقه ، در سال های تحصیل در مدرسه ، به فراگیری موسیقی و هم چنین تعلیم صدا پرداخت.
مهرداد در آغاز ، سه تار و بعد تار را نزد استاد داریوش صفوت موسس "انجمن حفظ و اشاعه ی موسیقی ایران" فرا گرفت و آوازها و گوشه های ایرانی را نزد آقای عسگری آموخت و پیانو و موسیقی پاپ را نزد آقای تارپینیان یاد گرفت و هم اینک نیز پیانو ، ساز اصلی این هنرمند است.
مهرداد در ایران کار هنری را با آواز خوانی شروع کرد و سپس به آهنگ سازی پرداخت . در زمینه ی اجرای ترانه ، دو اجرا از کارهای محمد صالح علا داشت که به محض پخش ، ممنوع الاجرا شد و به همراه آن ، صدایش نیز در ردیف قدغن ها قرار گرفت.
اولین آلبومش صدای خورشید نام دارد با ترانه های محمد صالح علا و آهنگ هایمهرداد آسمانی و تنظیم سعید شهرام که این آلبوم به دلیل برخی از ترانه های سیاسی اش ، به شکل مخفیانه در ایران ضبط شد.
مهرداد در سال 1992 میلادی به دلیل عدم وجود محیطی مناسب و آزاد برای کار هنری در ایران ، به امریکا مهاجرت کرد و آلبوم صدای خورشید که در ایران ضبط شده بود ، در امریکا منتشر شد.
در طول اقامت در امریکا علاوه بر آواز خوانی ، حدود سیصد آهنگ برای خود و آواز خوانان دیگر مقیم امریکا ساخت که بیش تر این آهنگ ها ، کارهای موفقی بودند.
مهرداد پس از آلبوم صدای خورشید که در سال 1992 توسط شرکت ترانه منتشر شد تا سال 2004 ، هشت آلبوم با صدای خود به دوست دارانش پیشکش کرد ، این آلبوم ها به ترتیب :
پوست شب( سال 1994 ) با ترانه های محمد صالح علا و مسعود امینی و آهنگ های حسن شماعی زاده ، محمد حیدری و مهرداد آسمانی. ( شرکت ترانه )
آنتیک( سال 1995 ) با ترانه های شهیار قنبری و ... و آهنگ های سیاوش قمیشی و مهرداد آسمانی و تنظیم آندرانیک. ( شرکت ترانه )
خاتون( سال 1996 ) با ترانه های همایون هوشیار نژاد و محمد صالح علا و آهنگ های مهرداد آسمانی و سیاوش قمیشی. ( شرکت ترانه )
عروسک( سال 1997 ) با ترانه های مسعود فردمنش ، محمد صالح علا و همایون هوشیار نژاد و آهنگ های مهرداد آسمانی. ( شرکت ترانه )
برگ گُل( سال 2000 ) با ترانه های مسعود امینی و همایون هوشیار نژاد و آهنگ های مهرداد آسمانی. ( شرکت کلتکس )
غزال( سال 2002 ) با ترانه های همایون هوشیار نژاد ، ژاکلین و مریم حیدر زاده و آهنگ های مهرداد آسمانی و یک آهنگ ( ماه ) از ژاکلین و تنظیم های کاظم عالمی . ( شرکت کلتکس )
جادوی عشق( سال 2003 ) با ترانه های زویا زاکاریان و آهنگ مهرداد آسمانی و تنظیم های منوچهر چشم آذر و مهرداد آسمانی . ( شرکت کلتکس )
عکس فوری( سال 2004 ) با ترانه های شهیار قنبری و آهنگ و تنظیم مهرداد آسمانی. ( شرکت کلتکس )
تغییر سبک کار هنری مهرداد در واقع با آلبوم جادوی عشق آغاز شد که با ترانه های زویا زاکاریان به قافله ی ترانه ی نوین ایران پیوست و با همکاری با شهیار قنبری در آلبوم عکس فوری ، این همراهی با ترانه ی نوین به اوج رسید. مهرداد در آلبوم عکس فوری اجرا کننده ی ترانه های بیدار و معترض شد و با سبک قبلی خود که به دلیل شرایط خاص هنری حاکم بر شهر لس انجلس به آن روی کرده بود فاصله ی بسیار زیادی گرفت.
مهرداد در طی چندین سال کار هنری ، در زمینه ی آهنگ سازی ، با بسیاری از آواز خوانان همکاری داشت از جمله : شهرام شب پره ، ستار ، مهستی ، منصور ، لیلا فروهر ، شهرام صولتی ، بهزاد ، نوش آفرین ، ناهید ، آرمان ، سوزان روشن ، دلارام ، فرخ ، شهره صولتی ، سامان و ...
نکته ی مهم و قابل ذکر در کار هنری مهرداد این که وی هنرمند ی ست که چه در مقام آهنگ ساز و چه در مقام آواز خوان ، خودش است و کسی را کپی نمی کند و این موضوع در روند کار هنری هر هنرمندی بسیار در خور اهمیت است که خودش باشد و ادای دیگری را در نیاورد ، اوریجینال بودن و پیدا کردن راه درست در مسیر کار هنری ، از فاکتورهای مهمی ست که هنرمند را در موفقیت و ماندگار شدن یاری می کند.
مهرداد ، همسر و یک فرزند پسر به نام مهرزاد دارد و با خانواده اش یعنی مادر ، خواهر ، همسر و فرزندش زندگی می کند.

کاش ، در کتاب قطور زندگی سطری باشیم ماندنی ، نه حاشیه از یاد رفتنی
|
|
|

بیوگرافی شکــــیلا شکیلا در 13 اردیبهشت 1341 در تهران به دنیا آمد و کوچکترین فرزند خانواده می باشد . او از سنین کودکی به موسیقی علاقمند بود و در میهمانیهای خانوادگی هنرنمایی می کرد . در 9 سالگی به دعوت یکی ازهنرمندان به اجرای برنامه در یک شوی تلویزیونی پرداخت و همان سبب شد دست اندرکاران رادیو و تلویزیون از او دعوت کنند خوانندگی را به طور حرفه ای ادامه دهد ولی به علت مخالفت خانواده او به ادامه تحصیلش پرداخت و فعالیت هنریش را محدود به شرکت در مسابقات هنری مدارس و جشنهای خانوادگی کرد.
در سن 15 سالگی مدتی نزد مرحوم استاد محمود کریمی به یادگیری ردیف های موسیقی پرداخت ولی متاسفانه به علت انقلاب هنرستان تعطیل شد و پس از چندی شکیلا برای ادامه تحصیلات دانشگاهی به آمریکا سفر کرد . او در رشته موسیقی کلاسیک به تحصیل پرداخت و تصمیم گرفت بالاخره به آرزوی دیرینه خود جامه عمل بپوشاند . در سال 1368 اولین آلبوم خود را به همکاری بابک افشار به بازار روانه کرد و تاکنون 11 آلبوم به دوستداران خود در سر تاسر دنیا تقدیم کرده است .
شکیلا از عوایل فعالیت هنریش مجذوب اشعار مولانا بود و به همین جهت در هر یک از آلبوم های خود آثاری از این اشعار گرانقدر را اجرا کرده است .
به گفته چندی از صاحب نظران تلفیق اشعار مولانا با صدا ملکوتی شکیلا در روخ شنونده ثأثیر بسزایی دارد . شکیلا دارای دو فرزند می باشد . شهراد و بهراد که 16 و 13 سال دارند . او شغل مادری را در درجه اول اهمیت می داند و به همین دلیل قسمت عمده ای از وقت خود را به نگهداری از فرزندانش اختصاص داده است .
آرزوی نهانی شکیلا بازگشت به وطن و اجرای برنامه در شهرهای بزرگ ایران است.
از شکیلا پرسیدیم: 1- ورزش مورد علاقه شما چیست؟ تنیس ، شنا، پیاده روی 2- تفریح مورد علاقه شما چیست؟ سینما رفتن ، پیک نیک درساحل و یا در پارک 3- غذای مورد علاقه شما چیست؟ چلوکباب وقرمه سبزی 4- رنگ مورد علاقه شما چیست؟ قرمز 5- ازچه چیزی خوشحال می شوید؟ خوشحالی پسرهایم 6- ازچه چیزی ناراحت می شوید؟ ناراحتی پسرهایم 7- ازچه خصلتی خوشتان می آید؟ راستگوئی 8- از چه خصلتی بدتان می آید؟ غیبت کردن و دروغگوئی 9- خوشبختی را در چه می بینید؟ دررهائی از غربت وزندگی در وطن درکمال آزادی وصلح وصفا
کاش ، در کتاب قطور زندگی سطری باشیم ماندنی ، نه حاشیه از یاد رفتنی
|
|
|
|
|

بیوگرافی حمیرا ----------------
نام اصلی ایشان پروانه امیرافشاری میباشد. ایشان متولد اسفند ماه سال ۱۳۲۸ در
شهر تهران میباشند. وی از خانواده بانفوذ و سرشناس امیرافشاری که اصالتی
آذری دارند میباشد. پدر ایشان صاحب ۱۵۰ شهر و روستا در منطقه شرق ایران و
توابع طالقان بودند. از همان کودکی حمیرا خانه آنها به افتخار افراد بانفوذ حکومتی
شاهد مراسم بزرگ با حضور هنرمندان نامی آن زمان مثل قمرالملوک وزیری، روح
انگیز، بنان، ملوک ضرابی و ... بود که همین انگیزه اولیه دختر خانواده برای رو آوری
به آواز شد. حمیرا به دور از چشم پدر و با تشویق همسر روشن فکر و تازه از آلمان
بازگشته خود با نام نویسی در تست صدا در شورای رادیو آن زمان حیرت و تحسین
اعضا شورا را سبب شد و پس از آن تحت تعلیم استاد علی تجویدی و بانو ملوک
ضرابی قرار گرفت. وی دو سال بعد در سن ۱۸ سالگی به یک خواننده تمام عیار
تبدیل شد.
در همان سن آوازی را در دستگاه سه گاه با آهنگسازی علی تجویدی و شعری از
رهی معیری به نام صبرم عطا کن را اجرا کردند که در کتاب ترانههای ماندگار این اثر
به ثبت رسیده است.
وی به علت مخالفت پدر با نام مستعار حمیرا فعالیت خود را آغاز کرد اما پدر وی
صدای دختر خود را میشناسد و طلاق دختر خود را از همسرش میگیرد و به مدت
یک سال دختر خود در خانه زندانی میکند بعد یک سال یک سفر اروپا برای جناب
امیرافشاری پیش میآید. حمیرا که از حمایت مادر خود برخوردار بود دومین اثر خود
به نام پشیمانم با آهنگسازی استاد تجویدی و ترانهای از بیژن ترقی در دستگاه
همایون اجرا میکند که به علت مدلاسیون اصیل و فراموش شده آن دستگاه باعث
تحول عظیمی در موسیقی سنتی ایرانی میشود. پدر وی با آگاهی از اثر جدید دختر
خود وی را از خانه طرد و از ارث محروم میکند. بعد از آن وی مدتی را در خانه پسر
عمویش که همسر وی هما میر افشار ترانه سرای معروف بود به سر برد تا آنکه با
استاد پرویز یاحقی ازدواج میکند.
صدای ایشان قابلیت سوبرآنو از ابتدا تا اوج را دارد که از کمیابترین نوع صداها
میباشد. ایشان مدت شش یا هفت سال همسر آهنگساز به نام ایرانی پرویز یاحقی
بودند که در این دوره زناشویی آثار ماندگاری با شعرهایی از بیژن ترقی و آهنگ های
از یاحقی همچون مرانفریبی هدیه عشق بهار نو رسیده، مرا تنها نگداری، پنجرهای
به باغ گل و ... اجرا کرده است. وی بعد از انقلاب چند ماه در زندان به سر برد و با
پرداخت مالیاتی معادل سی هزار دلار آزاد و تا اواسط سال شصت خورشیدی در
ایران ماند و بعد از گذراندن مزاحمت های فراوان با همسر و دختر دو ساله اش به
نام هنگامه از مرز پاکستان از ایران خارج شد و از آنجا به اسپانیا و بعد از آن به
کاستاریکا در آمریکای مرکزی رفت وی در کاستاریکا دچار افسردگی شدید شد، به
صورتی که مدت یک سال تحت درمان روان پزشک بود.
شوهر وی در این میان همسر و دختر خود را ترک و به امریکا مهاجرت کرد. حمیرا با
کمک همسر پسر عمویش هما میر افشار به ایالت کالیفرنیا مهاجرت و کار هنری
خود را از سر گرفت و در سال هفتاد و هشت خورشیدی به تومور مغزی دچار شد
که به صورت معجزه آسایی از اتاق عمل نجات یافت.
وی همینک در شهر لوس آنجلس زندگی میکند

کاش ، در کتاب قطور زندگی سطری باشیم ماندنی ، نه حاشیه از یاد رفتنی
|
|
|

زندگینامه پوران خواننده قدیمی ایران
فرح دخت عباس طالقانی (پوران) خواهرزاده روح بخش خواننده سر شناس اواخر دهه ۱۳۲۰ و اوایل ۱۳۳۰ است و به واسطه او جذب خوانندگی شد. او ابتدا با نام بانوی ناشناس و سپس با شهرت همسر اولش (عباس شاپوری) با نام بانو شاپوری و سرانجام با عنوان پوران به کارش ادامه داد. او موسیقی را از شاگردی استاد شاپوری شروع کرد. پوران فعالیت در سینما از ۱۳۳۹ آغاز کرد، برخی از فیلم هایی که او در آن ها نقش آفرینی کرده عبارتند از: ستارگان می درخشند، عمو نوروز، طلای سفید، گرگهای گرسنه، لاله آتشین، آقای قرن بیستم، اشکها ولبخندها، دنیای پول، حاتم طائی، گدایان تهران و توفان بر فراز پاترا
همسر دوم پوران آقای روشن زاده بود که ایشان و آقای بهمنش از بهترین مفسران ورزشی ایران بودند، پوران از ایشان دارای 2 فرزند به نام های امید و آرزو شد. مشهورترین ترانه بهاری را او خواند. شاید هم معروف ترین ترانه نوروزی را. گل اومد، بهاراومد، من ازتو دورم... 15 نوروز ایران، با ترانه او آغاز شد و یا ادامه یافت: 41 تا 56.
برای یک دهه کامل و شاید هم بیشتر، بی رقیب ترین خواننده شاد ایران- به سبک خود - بود. در سال های غمگین پس از 28 مرداد، اگر با مرا ببوس می گریستند، با صدای پوران از غم فاصله می گرفتند.
پوران در دهه 1330 مشهورترین خواننده روز ایران شد و در دهه 40 نیز این شهرت را برای خود حفظ کرد. او این راه بلند را خیلی کوتاه طی کرد. از سال 1330 خواند و از سال 1331 با نام مستعار بانو ناشناس وارد رادیو ایران شد. بخت و استعداد خود را در چند فیلم هم آزمایش کرد، از جمله فیلم اول هیکل. بدرستی، کس ندانست چرا از شوهرش شاپوری ویلونیستی که آهنگساز ترانه های او نیز بود جدا شد، اما با روشن زاده تا آخرین لحظات مرگ ناگهانی اش ماند
کمتر می شد حدس زد پوران روزی از فیلتر تنگ برنامه گل ها نیز عبور کند و صدایش برای گلها ضبط شود، که شد! آنها که دستی توانا در ترانه سرائی و آهنگسازی داشتند و دارند، هرکجا از خاطرات خود گفته و نوشته اند، وقتی به پوران رسیده اند بدون لحظه ای تردید از استعداد کم نظیر او برای اجرای تصنیف و ترانه، گوش تیز او برای گرفتن سیلاب های ترانه و آهنگ و آشنائی کامل او به ضربآهنگ ها یاد کرده اند. ریتم را خوب می شناخت و استادانه نیز مراعات می کرد.
از او که در آغاز دهه 60 گرفتار بیماری بی درمان سرطان شد و برای بستن چشم بر جهان، خود را به ایران رساند تا در وطن به خاک سپرده شود، اجرای ترانه های بسیاری باقی مانده است، اما حیف است اگر از ترانه ای یاد نشود که می گویند تا آخرین دورانی که هنوز می توانست زمزمه کند، هرگاه می شد و می خواست آن را با نفسی که بیرون می آمد و کوتاه بود زمزمه می کرد:
چشمای من میل به گریه داره
می خواد بباره
دل نمی دونی که چه حالی داره
چه حالی داره
غصه بجز گریه دوا نداره
خدا نداره
...
هرچی تو دنیا غمه
مال منه
روزی هزاربار
دل من میشکنه
دل دیگه او طاقتا رو
نداره
خدا، نداره
پشت سرهم
داره بد می آره
خدا می آره
از این اجرا، می گویند ضبطی وجود دارد که پوران دیگر نفس خواندن بلند آن را ندارد، اما چنان مسلط آن را می خواند که به گله ای آهنگین می ماند. پوران در سال 1369 زمانی که برای دیدن نوه اش به ایران آمده بود به علت ابتلا به بیماری سرطان درگذشت و در امام زاده طاهر کرج به خاک سپرده شد
کاش ، در کتاب قطور زندگی سطری باشیم ماندنی ، نه حاشیه از یاد رفتنی
|
|
|

بیوگرافی _ ابی ابراهیم حامدی متخلص به "ابی" در 29 خرداد سال 1328 در میدان فوزیه تهران دیده به جهان گشود. او در اوان نوجوانی به استعدادهای خویش در خواندن پی برد و شروع به خواندن در یک گروه دوستانه به نام sun boys کرد و خواندن در باشگاهها و کاخ های جوانان را آغاز کرد و پس از چند سال ، در آغاز جوانی اولین ترانه ی مستقل خود را اجرا کرد . این اثر ترانه ای بود با نام "عطش" از ساخته های " استاد حسین واثقی "برای فیلمی با همین عنوان. "ابی" این ترانه را با چنان قدرت و زیبایی اجرا کرد که توجه بسیاری را به خود جلب کرد. ابی به این ترتیب پا به عرصه ی ترانه گذاشت و آغازگر سبکی تازه در ترانه نوین ایران شد. او با اتکا بر صدای توانمند و بی نظیرش پا به عرصه پر فراز و نشیب ترانه گذاشت. او از همان روزهای اول و آثار نخستینش نشان داد که حرفهای بسیاری برای گفتن دارد و می تواند تأثیر به سزایی در شکلگیری ترانه نوین ایران که آن روزها چند سالی بیشتر از عمرش نمی گذشت داشته باشد. دومین ترانه او ترانه ای بود اعتراضی به نام "چرا" ، با شعر "مسعود هوشمند" و آهنگ "استاد حسین واثقی " که به سبک و شیوه ای بسیار زیبا توسط او خوانده شد. اما سومین آهنگی که "ابی" اجرا کرد و به گفته خودش باعث معروفیت او شد ترانه ای به نام "شب" بود با "شعر "اردلان سرفراز" و آهنگ "منصور ایران نژاد " که در شوی "میخک نقره ای" زنده یاد "فریدون فرخزاد" به گوش مردم رسید. این ترانه به خاطر شعر و موسیقی قوی و همچنین اجرای عالی خواننده بسیار مورد توجه قرار گرفت و همگان را به تحسین واداشت. ابی در همین دوران با شهبال و شهرام شبپره آشنا شد و با ایشان شروع به همکاری در گروهی کرد که در آن روزگار یکی از بهترین گروههای موسیقی در ایران بود. بله او مدتی با گروه Black cats همکاری کرد و شبهای بسیاری را در کاباره ی "کوچینی" به روی صحنه رفت و تجربه کسب کرد . اما پس از مدتی فعالیت خود را با این گروه قطع کرد و کارش را به صورت مستقل و به تنهایی ادامه داد . واین آغاز کار هنرمندی بود که فریادش تبدیل به صدای در گلو خفه شده مردم ایران شد. "ابی" کارش را با همین سبک و سیاق ادامه داد ودر طول سالهای پیش از انقلاب اسلامی ده ها ترانه اجرا کرد. که این ترانه ها در سالهای بعد از انقلاب در قالب چهار آلبوم منتشر شد . این آلبومها به ترتیب "تپش" ، "نازی ناز کن" ،"شب زده" و"کوه یخ" نام داشت. او در این چهار آلبوم آثاری جاویدان از بهترین ترانه سرایان و آهنگسازان ایران را اجرا کرد . ابی همچنان در آن سالها بر روی تعداد زیادی از فیلمها ترانه خواند و سکانسهایی ماندگار از تلفیق هنر کارگردانان ، بازیگران و صدای "ابی" ساخته شد. از جمله فیلمهایی که "ابی" برای آنها ترانه خواند می توان به فیلمهای : عطش ، هیاهو ، تپش ، کندو ، ذبیح ، قاصدک ، بت شکن ، گل های کاغذی ، شب زخمی ، خاکستری ، باغ بلور ، تهمت ، بر فراز آسمانها و بوی گندم اشاره نمود. همچنین او در زمینه بازیگری هم یک بار خود را آزمود و در فیلم "بوی گندم" ایفای نقش کرد . "ابی" دو سال پیش از انقلاب اسلامی برای اجرای یک سری کنسرت در آمریکا از ایران خارج و به دلیل پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی در ایران در آمریکا ماندگار شد .
ابراهیم حامدی در سالهای سخت و سنگین غربت نیز قدمی از راه خود پا پس نکشید و خود را در بازار غیر مسئول "لوس آنجلس" رها نکرد و با سختی زیاد به انجام کار درست با ترانه سرایان و آهنگسازان مسئول و نام آشنا ادامه داد. او در طول سالهای غربت تا به امروز دوازده آلبوم منتشر کرده است که به ترتیب انتشار عبارتند از : با تو ، غریبه ، خلیج ، ستاره دنباله دار ، معلم بد ، اتل متل ، ستاره های سربی ، عطر تو ، پیر ، تاج ترانه ، طلوع کن و شب نیلوفری . " ابی" در تمامی این سالها چه قبل و چه بعد از انقلاب و از همان کارهای آغازین خود و در طول سالهای غربت هیچگاه مسئولیت خود را نسبت به ایران و وضعیت مردم آن فراموش نکرده است و همیشه ترانه های ملی و میهنی و ترانه های معترض را در کنار ترانه های عاشقانه اجرا کرده و به سمع دوستداران صدایش رسانده است . ترانه هایی چون : چرا ، شب ، پاینده باد ایران ، روستایی ، هم غصه ، پیر ، خلیج فارس ، گل سرخ ، خانه سرخ ، خورشید بی حجاب ، نون و پنیر و سبزی ، اتل متل ، معلم بد ، طلوع کن ، هلا ، درخت ، سیاه پوشها و چندین و چند ترانه دیگر از این دست. او با انتخاب و اجرای این آثار نشان داده که نسبت به مردم و میهنش چه احساس ناب و خالصی دارد و اوج این احساس را در ترانه "خلیج فارس" که بی شک یکی از زیباترین آثار خلق شده در تاریخ ترانه نوین ایران می باشد مشاهده می کنیم ترانه ای که در زمان اجرایش توسط "ابی" اشک لذت و غرور و میهن پرستی را بر دیدگان هر ایرانی جاری می سازد .
ابی در اجرای کنسرت نیز به موفقیتهای بسیاری دست یافته و درهای سالنهای بزرگ و مشهور در جهان را به روی ایرانیان باز کرده و با اتکا بر توان بالای صدایش در اجراهای زنده و همچنین ترانه های خاطره ساز و محبوبش سالانه هزاران ایرانی را در این سالنها در اقصی نقاط جهان گرد هم می آورد و برایشان از "عشق" می خواند . از جمله سالنهای نامداری که ابی در آنان برنامه اجرا کرده می توان به این سالنها اشاره کرد : یونیورسال آمفی تیاتر (لوس آنجلس) ، شراین آدوتوریوم (محل برگزاری مراسم اسکار) ، گریک تیاتر (لوس آنجلس) ، کندی سنتر (واشنگتن) ، اپرای سیدنی (همراه با ارکستر سمفونی سیدنی ) ، سالن سلطنتی نوبل (استکهلم ) ، کویین آمفی تیاتر (ونکوور) ، گلوین (سالن بین المللی سوید ) ، فیلارمونیک برلن (برلین) ، گلف دبی (سالن بین المللی دبی) ، اویشن کلاب (سالن بین المللی دبی ) ، کنسرت هاوس (یوتبوری) و ... "ابی" در تمام دوران هنری اش با بهترین ترانه سرایان و آهنگسازان ایران همکاری داشته و بهترین آثار آنان را اجرا نموده است. شاید از اصلی ترین دلایل موفقیت او و ماندگار شدن آثار او در طول بیش از سی سال همین همکاری هاست ، که حاصلش خلق ترانه هایی ماندگار در ترانه نوین ایران می باشد . از جمله بزرگانی که "ابی" با آنها همکاری داشته است می توان به ترانه سرایانی چون : ایرج جنتی عطایی ، اردلان سرفراز ، شهیار قنبری ، لیلا کسری(هدیه) ، منصور تهرانی ، زویا زاکاریان ، هما میر افشار و غیره اشاره کرد و از آهنگسازانی چون زنده یاد واروژان ، بابک بیات ، فرید زلاند ، سیاوش قمیشی ، محمد شمس ، اسفندیار منفرد زاده و غیره نام برد .
کاش ، در کتاب قطور زندگی سطری باشیم ماندنی ، نه حاشیه از یاد رفتنی
|
|
|

سیاوش قمیشی (متولد(1324)1945در اهواز و بزرگ شده در تهران)آهنگساز شاعر تنظیم کننده و خواننده ای ست که در بین عموم به عنوان خواننده و برای خواص به عنوان آهنگساز و خواننده اعتباری ویژه و متفاوت دارد . نخستین وجه یا شاید مهمترین وجه تفاوت آثار سیاوش قمیشی در ملودی هایش نهفته است . ملودی های بسیار متاثر از موسیقی کلاسیک (اصیل) ایران و در عین حال مبتنی بر آکوردهای غیر معمول و کاملا غیر ایرانی که ترکیبی عجیب و درخشان از موسیقی ایرانی و غربی در قالب ترانه های پاپ به وجود آورده است و همچون مهری برجسته برداشت ناب سیاوش قمیشی را از هنر ایرانی با اشرافی جامع بر انواع موسیقی غیر ایرانی به نمایش می گذارد در بیشتر آهنگهای سیاوش رگه های روشن و قوی از موسیقی ایرانی را می توان یافت که گرچه روایت جزء به جزء موسیقی ردیفی ایران نیستند اما به خوبی حس ایرانی بودن را حتی در ذهن شنونده غیر حرفه ای متبادر می کنند و این هنر اوست که با گریز آگاهانه از تکرار سنتی و نخ نما ملودی های ظریف ایرانی را همچون تارهای طلا بر پیکره ی ترانه اش می بافد . با کمی دقت در آلبوم ها ی سیاوش می توان بسیاری از برداشت های آزاد وی از موسیقی کلاسیک ایران را به وضوح مشاهده کرد . در واقع سیاوش قمیشی و هم نسلان موفقش آموزش موسیقی را از کودکی به طور خوداگاه یا نا خوداگاه با موسیقی ناب ایرانی شروع کردند . شنیدن روزمره اجراهای بسیار موثق و اصیل از بزرگان موسیقی ایران در سالهای (1320 تا 1330) از رادیو تهران تجربه ای تکرار نشدنی برای هم نسلان سیاوش به عنوان کودکان آن روزگار و بزرگان آینده موسیقی نو ایران بود که به مرور پس از آشنایی با حوزه های دیگر موسیقی عملی را از طریق مراجع و منابع کاملا جدا آموزش دیده و تجربه می کردند. سیاوش قمیشی خود سالهای 1970 را در انگلستان (مهد موسیقی راک) گذرانده و آموزش موسیقی دیده است. موسیقی گروههای بزرگ غربی و شرایط زمانی مکانی فعالیت آنها را از نزدیک درک و لمس کرده و آثارشان را عملا مشق و اجرا نموده است. این آمیختگی عملی با موسیقی روز دنیا در کنار ذهنیت و ناخودآگاه انباشته از ملودی های موسیقی ایران, زمانی که منشا خلق هنری قرار گرفتند ترکیبی نو و بدیع از ملودی و هارمونی را پدید آوردند که پیشتر همانندی نداشت. از این روست که موسیقی سیاوش قمیشی را یکی از بهترین نمونه های هنر هم نسلانش می دانیم. او با برداشت ویژه اش از انواع موسیقی و با توجه کامل به موزیک روز دنیا به ویژه در حیطه ی پروگرسیوتنظیم,صداسازی و میکس به مرز نوآوری و خلاقیتی کامل رسیده و در بیان خود قوام و دوام یافته است. همکاری با تنظیم کنندگانی آگاه و خوش ذوق (که بعضا با وجودی که ایرانی نیستند, توانسته اند با موسیقی ایرانی ارتباط برقرار کنند) و نکته سنجی شخص سیاوش در استفاده آگاهانه و هوشمند از صداسازی های الکترونیک و ساوند افکت های عجیب و بجا در تنظیم قطعاتش, به موسیقی او تنوعی خاص و رنگارنگی منحصر به فردی بخشیده است که موزیکالیته ی ترانه های او را به گونه ای بهتر و جذاب تر نمایان میکند. از لحاظ شعری, ترانه هایی که سیاوش برای کار انتخاب میکند چند ویژگی اساسی دارند که مهم ترین آنها سادگی و روانی کلام و دوری از پیچیدگی های معماگونه ی شعری است. سیاوش از دیرباز علاقه ای به استفاده از کلام روشنفکر مابانه و غیر مردمی نداشته است و با انتخابی آگاه, به دام ابتذال ناشی از ساده پسندی و بی هویتی هم نیفتاده است. فضای ترانه های او فضایی روشن و امیدبخش است, به دور از سایه های خاکستری و سیاه رایج در ترانه ی نوین ایران.اعتراض موجود در ترانه های انتخابی او هم نوع با موسیقی ای, اعتراضی سیاه و خمود نیست و از تلخی و شیرینی توام برخوردار است. جالب این که متقابلا در کارنامه ی هنری سیاوش به هیچ رو با ترانه های بی معنی و سبک سرانه هم مواجه نمی شویم. شادترین ترانه های او, نه در کلام و نه در موسیقی به مرز انحطاط و ابتذال نزدیک نمی شوند و شعر و موسیقی ترانه های شاد او هم از حدود تشخص, حجب و آبرومندی ماخوذ به حیا بیرون نمی روند. مضامین ترانه های سیاوش عموما مضامین و موضوعات عاطفی در حوزه زندگی فردی و اجتماعی اند وعشق, زندگی و حرکت در این میان نقش محوری و کلیدی دارند و داستان هر ترانه هم غالبا با پایانی روشن و امید بخش همراه است. سیاوش در شناخت و کشف ملودی پنهان در شعر استعدادی خداداد دارد و با قوه ی درک ریتم بسیار خوب,ضرب آهنگ مناسب شعر و ملودی را برای کارش می یابد. به همین دلیل, در آلبوم هایش همه نوع ترانه با ریتم های گوناگون شنیده می شود, تنوعی که شنونده را دچار ملال ناشی از یکنواختی آلبوم نمی کند. او در اجرای ترانه هایش صاحب سبکی مشخص است. آشنایی عمیق با ملودی و تنظیم ترانه ای که آهنگ آنرا بر مبنای توان حنجره و نقاط ضعف و قوت صدای خود ساخته و ویژگی های خاص صدایش اعم از تونالیته و موزیکالیته ی صدا, نتیجه ی خوانندگی اش را بسیار درخشان و پر ثمر کرده است. صدای زخمی و خش دار, آمیخته با تحریرها و غلت ظریف آواز ایرانی جملات آهنگین را با صمیمیت و احساسی ژرف و بی غش می خواند که گویی شعر و آهنگ تنیده بر هم, از جان خواننده بر می آیند و بر دل شنونده می نشینند. به جرات میتوان گفت هیچ آهنگسازی در موسیقی ترانه ی نوین ایران, در طی سی سال گذشته همانند سیاوش قمیشی حرکتی رو به جلو و کمال طلب با حفظ و افزایش روز افزون تعداد مخاطبان نداشته است. ترانه های سیاوش قمیشی (ترانه به معنای جمع آهنگ و شعر و صدا ) مخاطب عام دارد و این عمومیت به ویژه در بین جوانان دیده می شود. شاید او تنها آهنگساز/خواننده ای ست که هر چه بیشتر کار میکند مخاطبان و علاقه مندان جوان تری پیدا می کند و به زبان موسیقی به جوانان, زندگی,عشق و نشاط می بخشد, همچون دوستی همسن در خلوتشان میخواند و مانند پدری مهربان سنگ صبور درد های جوانی شان می شود. همه ما نسل بعد از انقلاب در داخل و خارج کشور با صدای سیاوش قمیشی زندگی کرده ایم , عاشق شده ایم, گریسته ایم, خندیده ایم و نفس کشیده ایم با او بوده ایم و او با ما بوده است. موسیقی و صدای سیاوش همچون زندگی اش ساده, روان و بی پیرایه است و به سادگی در ضمیر پاک جوانان می نشیند و شاید از این روست که جوانان بسیار دوستش می دارند چرا که جوانی مظهر سادگی و یکرنگی ست. سیاوش قمیشی مانند سرزمین زادگاهش انسانی آفتابی است
. گل و گلدون چه شبها نشستن بی بهانه واسه هم قصه گفتن عاشقانه
چه تلخه چه تلخه بايد تنها بمونه قلب گلدون مثل من که بی تو نشستم زير بارون زمستون زمستون برای تو قشنگه پشت شيشه بهاره زمستونها برای تو هميشه تو مثل من زمستونی نداری که باشه لحظه چشم انتظاری گلدون خالي نديدي نشسته زير بارون گلای کاغذی داری تو گلدون تو عاشق نبودی ببينی تلخه روزهای جدايی چه سخته چه سخته بشينم بی تو با چشمای گريون
کاش ، در کتاب قطور زندگی سطری باشیم ماندنی ، نه حاشیه از یاد رفتنی
|
|
|
omid_hi
 در مورد مهرداد آسمانی آیا راسته که میگن با گوگوش ازدواج کرده؟؟؟؟
بهار من گذشته شاید...
|
|
|
|
|
  [IMG][URL=http://www.avizoon.com/upload/v/163853-6785K.jpg/16] http://www.avizoon.com/upload/th16/163850-65Z5R.jpg[/IMG][/URL] 
بيوگرافي كامران
نام: كامران جعفري
تاريخ تولد: ۲۵ نوامبر ۱۹۷۸
محل تولد: تهران - گيشا
رنگ چشم: قهوه اي
رنگ مو: مشکی
محل زندگي: وولندهيلز لوس آنجلس
لقب: كامي
حيوان: ببر چيني
هومن برادر كوچكترش - كتايون يا همون كتي كه سال ۱۹۸۵ به دنيا آمده است
زبان: فارسي - انگليسي - فرانسوي - اسپانيايي - تا حدودي تركي
ورزش: هاكي - بسكتبال - فوتبال
اوقات فراغت: نواختن پيانو - ساختن موزيك - رقص - ورزش - با هومن ميره سينما
كار مورده علاقه: خوانندگي - بازيگري در صحنه ي نمايش
كاري كه از اون نفرت داره: هر چي به نفسش ضرر برسونه و از كسايي كه رو در روي آدم واي ميسن هم بدش مياد
------------------------------------------------------
بيوگرافي هومن
نام: هومن جعفري
تاريخ تولد: ۲۳ نوامبر ۱۹۸۰
محل تولد: تهران - گيشا
رنگ مو: مشكي
رنگ چشم: قهوه اي
لقب: هامي - هومي
حيوان: شير - همه ي ميمون ها
زبان: فارسي - انگليسي - فرانسوي - اسپانيايي
ورزش: هاكي - فوتبال - بسكتبال - كشتي - در ضمن طرفدار تيم پرسپوليس
اوقات فراغت: نواختن پيانو
هومن ميگه: پيانو عامل اصلي موزيك مي باشد
كار هاي مورد علاقه: خوا نندگي - بازيگري در صحنه ي نمايش
كاري كه ازش نفرت داره: اذيت كردن ديگران
کاش ، در کتاب قطور زندگی سطری باشیم ماندنی ، نه حاشیه از یاد رفتنی
|
|
|
Quoting: omid_hi بیوگرافی شکــــی باباش با بابای من دوس بوده 
تا ندای عشق رسید بر من ...شوق زندگی دمید بر من !
|