صفحه اصلی | صفحه اصلی انجمن | عکس سکسی ایرانی | داستانهای سکسی
فیلم سکسی | سکسولوژی | خنده بازار | داستانهای سکسی(English)
آویزون
:سایت های سکسی جدید و دیدنی ، موزیک ، چت ، دانلود ، فیلم ، دوست یابی
انجمن ها | پاسخ | وضعیت | ثبت نام | جستجو | قوانین | آخرین ارسالها |
انجمن آویزون / هنر / (((یادها و خاطره ها)))▪●ღ عکسها و مطالبی جذاب از قبل انقلاب ღ●▪·عکسهای دیدنی و خواندنی های جذاب از مجلات قدیمی هنرمندان و چهره های مشهور
. 1 . 2 . 3 . 4 . 5 . 6 . >>
نویسنده پیام
# : 11 Dec 2007 03:37 | ویرایش بوسیله: omid_hi


با سلام خدمت همگی دوستان

دوستان عزیز از این به بعد میخواهیم هر بار به یک هنرمند و چهره معروف بپردازیم و مطالب و عکسهای جذاب را اینجا قرار بدیم امید وارم که شما دوستان عزیز هم از این تاپیک خوشتون بیاد و نظرتون را اعلام کنید





نامه های عاشقانه برای فروزان

فروزان ستاره زیبا و بی شوهر سینمای ایران با وجود روی کارآمدن ستاره های تازه کار معهذا در میان توده مردم هنوز ستاره محبوب سینمای ایران است .فروزان هم اکنون روزانه بطور متوسط درحدود سی نامه عاشقانه دریافت می کند و از آغاز کارش درسینما تاکنون بیش از یکصد و پنجاه هزار نامه از طرف علاقمندانش دریافت کرده که چون تعضی از آنها حاوی تمایلات شدید و بی پرده و هوس انگیز جنسی بوده آنها را سوزانیده وبقیه را که مضمونشان لطیف و شاعرانه است در چند چمدان جمع اوری کرده است .فروزان که اولین بار در سینمای ایران س ک س را بی پرده تراز دیگران نشان داد می گوید این نامه ها بهترین سرگرمی ایام پیری من خواهد بود و قصد دارد وقتی که فرصت کرد جملات زیبای آنها را استخراج کرده دریک دفترچه یادداشت کند .


مجله سپیدوسیاه /شماره961/شماره ویژه نوروز1351

من نه عاشق بودم نه محتاج نگاهي که بلغزد بر من ،من خودم بودم و يک حس غريب که به صد عشق و هوس مي ارزيد
# : 11 Dec 2007 03:45 | ویرایش بوسیله: omid_hi




ستاره ايرانی در فيلم های خارجی



مریم الوندی ستاره مشهور فیلمهای تبلیغاتی و سینما که سال گذشته اولین فیلم غیر ایرانی او به نام خون روی ماه با شرکت ویتور یو گاسمن در سینماهای بزرگ اروپا به معرض تمایش در امد مورد توجه فیلمساز شهیر ایتالیایی بازولینی قرار گرفته و نقش بزرگی را در فیلم هزار و یکشب به عهده او گذاشته است

من نه عاشق بودم نه محتاج نگاهي که بلغزد بر من ،من خودم بودم و يک حس غريب که به صد عشق و هوس مي ارزيد
# : 11 Dec 2007 04:00




بعد از دوماه مبارزه و جنجال

فردین بلاخره رقصید و آواز خواند

ستاره سینما نخستین نشریه ای بود که در ماه گذشته بطور محرمانه و خیلی خصوصی از اختلاف مابین «فردین » و « ژورک » بازیگر اول و کارگردان فیلم « جوانمرد »پرده برداشت و حتی دنباله این اختلاف را تا مراجعه ژورک به داد گستری برای طرح شکایتی از فردین مورد تعقیب قرار داد .

همانطوریکه قبلا مطرح نمودیم موضوع اختلاف در مورد تهیه یک صحنه از فیلم « جوانمرد »بود که «فردین »در طی این صحنه که در سلول زندان می گذرد میبایست طبق پیش بینی های سناریو به روش خاص خود آواز بخواند و در حین خواندن هم برقصد –اما هنگامیکه فیلمبرداری وقتی نوار « ایرج »را به صحنه آورده و سایر وسایل کار چیده می شود ونحوه اجرای بازی از طرف ژورک کارگردان فیلم برای فردین تشریح می گردد –یکباره فردین از پیشنهاد کارگردان جا میخورد و با عصبانیت از بازی در این صحنه سرباز می زند و به ژورک می گوید :من که قبلا در مطبوعات بطور رسمی اعلام کرده بودم که دیگر در فیلمها نمی رقصم و نمیخوانم .ژورک در جوابش می گوید :اما با من قردادی داری و باید فیلم را طبق سناریو بازی بکنی چون وجود این صحنه برای پیشبرد داستان فیلم ضروری است ومن نمی توانم این صحنه را حذف نمایم .

بااین بگو مگو عملا کار در استودیو متوقف می شود وتمام کارکنان فنی و سایر بازیکنان دست از کار می کشند وبه دور فردین و ژورک جمع می شوند وهرکس سعی می کند با پادرمیانی بنحوی قضیه را فیصله بدهدولی این اختلاف بظاهر خیلی کوچک خیلی جدی تر از آن بود که فکر میشد، چون دو طرف دعوا در تصمیم خود مصر بودند و حاضر به کمترین گذشتی نمی شدند .

ابتدا ژورک فکر نمی کرد که مخالفت فردین با بازی در این صحنه ادامه داشته باشد ،روی این نظر سعی می کرد در همان جلسه بنحوی رضایتش را جلب نمایدو حتی گذشته ها را بیاد او آورد که چطور توانسته بود با آواز خواندن و رقصیدن برای خود یک مارک تجاری بسیار موفقیت آمی بدست آورد .

ژورک معتقد بود که هنوز تماشاچیان ما همان فردین قهرمان عیار و بذله گو وبی غم و سرخوش را دوست دارند .بخصوص رلی که او در فیلم جوانمرد دارد کم و بیش یادآور همان تیپ محبوب هم هست .بنابراین برای کامل نمودنش وجود این صحنه ضروری است .اما فردین به هیچ وجه زیربار نمی رفت و عقیده داشت که آن دوره تمام شده و من با اینکه میدانم مردم آن کاراکتر آشنای مرا دوست دارنداما من دیگر نمیخواهم آزموده هایم را دوباره تجربه نمایم .سرانجام این جر و بحث که گاه بصورت دوستانه بود و گاه به عصبانیت کشیده می شد بجائی نرسید و فردین بحالت قهر استودیو را ترک می کند و عملا کار ادامه تهیه فیلم مزبور متوقف می شود .وژورک بخاطر جلوگیری از هر گونه لطمه ای سعی می کند خبر مزبور بجایی درز نکند و فکر می کرد بلا خره فردین را راضی خواهد نمود



به همین هنگام ما بطور خیلی خصوصی از ماجرای مزبور مطلع شدیم و وقتی جریان را با ژورک و فردین در میان گذاشتیم آنها ناچار به افشای آن شدند ومادر طی دو شماره حرفها و دلایل هردو طرف را منعکس نمودیم .

آخرین خبری که در ماه قبل داشتیم این بود که ژورک برای اینکه فردین را برای بازی در ادامه فیلم راضی نماید مجبور می شود موضوع عدم اجرای تعهدات اورا نسبت به قرارداد فی مابین از طریق مراجع قانونی مورد تعقیب قرار دهد .حتی وکیل او پرونده ای در این مورد تنظیم می کند و شکایت نامه ژورک را به قاضی دادگستری در این مورد تسلیم می نماید .



هنوز شکایت مزبور در نوبت رسیدگی بود که هفته گذشته مطلع شدیم پرونده دعوا از طرف ژورک مختومه اعلام و از دادگستری پس گرفته شده است .وقتی با ژورک تماس گرفتیم خبر فوق را تایید نمود و اظهار داشت بلاخره با پادرمیانی دوستان فردین بخاطر حفظ منافع تهیه کننده حاضر به بازی در این صحنه شده است .

بلافاصله ساعت و روز فیلمبرداری این صحنه جالب را از او گرفتیم ودر لحظه مقرر خبرنگار ستاره سینما تنها خبرنگاری بود که هنگام فیلمبرداری این صحنه در استودیو حضور داشت .

بلاخره کلید دوربین زده می شود و در حالیکه آواز آشنای ایرج بگوش میرسد فردین با آن فرم مانوس و دلپذیر خود به اجرای نقش میپردازد .وقتی صحنه خاتمه می یابد ژورک بی اندازه راضی و خوشحال است .

یکبار دیگر ژورک و فردین همدیگر را در آغوش می گیرند وکارگردان بعنوان تشکر صورت بازیگرش را می بوسد –و فردین هم از اینکه آن گذشته های شیرین برای وی مجسم و زنده شده بود ازته قلب خوشحال بود .

وقتی ما فکر می کردیم که خوب همه ماجرا به خوشی و خرمی خاتمه یافته است و کار فیلمبرداری این صحنه تمام شده ،ژورک سر تازه ای را برای ما فاش نمود وآن اینکه صحنه دیگری هم در فیلم هست که فردین باید بخواند و برقصد .پرسیدیم که آیا فردین از وجود آن صحنه اطلاع دارد ؟ جواب داد :
-بله او میداند و گفته است وقتی قرار شد عهدم را بشکنم چه یک صحنه چه چند صحنه دیگر فرقی ندارد .وبدین ترتیب یکبار دیگر فردین در آن کسوت مورد درخواست علاقمندان خود فرو می رود و تیپ و کاراکتر شاد و خندان خود را مجسم می نماید وپیش بینی می شود که این تجدید خاطره مورد استقبال جماعت تماشاگر دائمی سینمای ما قرار گیرد .

مجله ستاره سینما /شماره 53 / مرداد 1353

من نه عاشق بودم نه محتاج نگاهي که بلغزد بر من ،من خودم بودم و يک حس غريب که به صد عشق و هوس مي ارزيد
# : 11 Dec 2007 04:11




گرفتاری ستارگان بی شوهر

« فروزان »ستاره زیبا و تنهای سینمای ایران از گرفتاری هایش حرف میزند .

فروزان ستاره زیبای سینمای ایران سالهاست که تنهاست و تنهایی یک زن جوان و قشنگ ،یعنی دردسر ،یعنی گرفتاری ،ومضمون کافی برای شایعه سازها . حرفهای فروزان شنیدنی است .او هنگامی که از دردهایش میگوید در هر کلامش غم و خستگی احساس می شود :

-یک زن وقتی از شوهرش جدا شد فقط یک بیوه است . ولی اگر بیوه ای هنرپیشه سینما گردید باید اورا تیره روز نامید و من از جمله چنین موجوداتی هستم که در سینما فعالیت می کنم .از روزی که مردم کار مرا تایید کرده اند .هرچندگاه شایعه ای در مورد من ورد زبانها میگردد و هرروز هزار مضمون برایم کوک می کنند .وبعضی از مطبوعات هم با پیش کشیدن مسائل خصوصی زندگیم ،سوژه در اختیار شایعه پردازها می گذارند . اگر بخاطر حرفه ام و بعلت بازی در فیلم با یکی از هنرپیشگان مرد سینما گرم بگیرم .شایعه عشق آتشینم !مثل برق همه جا پخش می شود واگر در باره بازیگری یکی از هنرپیشگان مرد اظهار عقیده کنم .بازهم حرفهای مرا با هزار تفسیر و تعبیر می سنجند و به آن رنگهای مختلف میدهند . مردم نمیدانند فروزان شاد سینما یک زن دردمند است که حتی اختیار این را ندارد از ته دل بخندد ویاگاهی افسرده شود ،من اگر سرحال و خندان باشم مرا سرمست از عشق خواهند خواند .اگر بعلت فعالیت مفرط مغموم شوم ،مفارقت و جدایی را دلیل آن خواهند دانست . وقتی که در خانه تنها هستم .بدون آنکه بخواهم ،افکارم متوجه اینگونه مسائل می گردد و سخت معذبم می کند . برای گریختن از این عذاب به موسیقی پناه می برم .اگر از این پناهندگی نتیجه ای نگرفتم بسزاغ دوستان میروم ودر میهمانی ها شرکت می کنم .تازه آنجا هم راحت نیستم ،مردها دور و بر من جمع می شوند تا بازیگری یا زیبائیم را بستانند و زنها از ترس اینکه مبدا شوهرانشان را مفتون خود سازم ،آنها را از اطراف من پراکنده می سازند وبمن خصمانه نگاه می کنند. یادم می آید در یکی از میهمانی ها مردی که شصت سال شیرین داشت ،کنار من آمد و از قشنگی من حرف زد و از فیلمهای آینده ام پرسید .هنوز نتوانسته بودم پاسخی به سئوالاتش بدهم که همسرش آمد دستش را گرفت و گفت :

-بیابریم ،خجالت نمی کشی با این زن ....حرف میزنی . یک زن بی شوهر ودر عین حال جوان اگرکارش به بازیگری بکشد ،خیلی رنج خواهد برد ،دنیای پرسکوت تنهائی زنها و مردهای عادی اگر رنج آور باشد، تنهایی جنجال آفرین و شایعه ساز ستارگان زیبای سینما کشنده است و این همان دردی است که مرا می آزارد .

مجله سپید و سیاه /شماره 956/بهمن 1350

من نه عاشق بودم نه محتاج نگاهي که بلغزد بر من ،من خودم بودم و يک حس غريب که به صد عشق و هوس مي ارزيد
# : 11 Dec 2007 04:15


«گلی به نام گوگوش » تعطیل شد .

محمود قربانی ،همسر گوگوش که دست اندرکار تهیه فیلمی از زندگی گوگوش بنام « گلی بنام گوگوش » به کارگردانی ساموئل خاچیکیان و با شرکت گوگوش ، آرمان ،و خودش است ، اینروزها بعلت اختلافی که با پدر گوگوش در مورد سناریو فیلم پیداکرده جریان تهیه فیلم را تعطیل کرده است .علت اختلاف قربانی و پدر گوگوش نشان دادن بعضی حالات و خصوصیات پدرگوگوش در داستان است .

مجله روشنفکر / شماره 815 /تیرماه 1348


من نه عاشق بودم نه محتاج نگاهي که بلغزد بر من ،من خودم بودم و يک حس غريب که به صد عشق و هوس مي ارزيد
# : 11 Dec 2007 04:27


رو جلد مجلات




من نه عاشق بودم نه محتاج نگاهي که بلغزد بر من ،من خودم بودم و يک حس غريب که به صد عشق و هوس مي ارزيد
# : 11 Dec 2007 04:34




ویگن و آیلین ویگن

بچه ها بزرگ می شوند ...بچه ها سری تو سرها پیدا می کنند ...پدرها پیر می شوند ...ویک روز همه چیز جابجا می شود ...یکی میرود .یکی می آید .به این عکس نگاه کنید .ویگن است .روی دست او یک بجه ملوس ،معصوم و بی خبر از همه جا ذوق کنان می خندد .بابا هم از این شادی « دلبندش » لحظه زیبایی را می گذراند .این کوچولو آیلین است ...دختر ویگن خوب خالا نگاه کنید به عکسی که آیلین یک دختر جوان وتودل برو ،ویک ستاره نسبتا سکسی شده ...اما نباید فراموش کرد که آیلین هنوز هم روی دست بابا نشسته .آخرمگر نه این است که آیلین به شهرت و محبوبیت ویگن تکیه کرده است ومگر نه اینست که حتی در اعلانات فیلم هایی که آیلین بازی می کند .اینطور می نویسند که باشرکت آیلین ویگن ...خودمانیم ،باید پدرهایی که سالهای عمرشان را برای بدست آوردن شهرت ویا اعتبار می گذرانند وبهرحال یکی از این دو یا هردو را برای بچه هایشان به میراث می گذرانند گفت خسته نباشی بابا .

اطلاعات هفتگی /۱۳۵۳

من نه عاشق بودم نه محتاج نگاهي که بلغزد بر من ،من خودم بودم و يک حس غريب که به صد عشق و هوس مي ارزيد
# : 11 Dec 2007 04:49




من نه عاشق بودم نه محتاج نگاهي که بلغزد بر من ،من خودم بودم و يک حس غريب که به صد عشق و هوس مي ارزيد
# : 11 Dec 2007 13:48 | ویرایش بوسیله: omid_hi


رامش ،شهرام و ابی باهم برنامه اجرا می کنند

باخبر شدیم که رامش گیتار بدست گرفته و سخت مشغول تمرین نواختن گیتار است تا از این پس در حین اجرای برنامه و خواندن آواز گیتار هم بنوازد .و اما اجرای برنامه تازه رامش شکل تازه تری هم دارد و آن همکاری او با دو خواننده جوان روز ،شهرام و ابی است که قرار است این سه باهم در یک برنامه شرکت کنند و ضمن آنکه گیتار می نوازند ،ترانه بخوانند .اولین آهنگی که قرار است رامش و شهرام و ابی باهم اجرا کنند ترانه ای بنام " ماشین مشتی ممدلی " است که شغر آن از مسعود امینی و آهنگ آن از شهرام است رامش میگفت امیدوارم که دیگر این یکی کارم مورد تقلید دوستان هنرمند قرار نگیرد ، زیرا نمی دانم چرا هر وقت من خواسته ام کاری بکنم ،بقیه هم به تقلید من برخاسته اند و همان کاری که من می کنم آنها هم تقریبا به شکل دیگری انجام میدهند .مثلا تشکیل گروه ارکستر مخصوص ،تشکیل گروه رقص ، ،تغییر فرم در کار لباس و حتی آرایش موی مرا هم تقلید کرده اند ، ولی من مطمئن هستم دیگر قادر به تقلید این یکی نیستند ابی و شهرام شب پره ،خوانندگان گروه بلاک کتز هستند که این روزها ارکستر ثابت برنامه چشمک تلویزیون می باشند. در گروه بلاک کتز 10 نوازنده هستند که اغلب لیسانسیه موزیک یا دانشجو می باشند .شهبال ،جاز - منوچهر اسلامی ،ترومپت – ناصرکامدار ،ترمبئن – گیریج ،ساکسیفون –هوشنگ ،ساکسیقون آلتو – هامو ،گیتار –رامان گیتارباس – شهردار روحانی ،پیانو می نوازند شهرام که این روزها با آهنگهای "آچیلی پوم " و "بای بای " معروف شده است ،بیست و هفت سال دارد و گیتار ،جاز ، پیانو و ارگ نیز می نوازد .میگوید کار ما یک کار گروهی است . در این گروه هیچکس به تنهائی جالب نیست .همه گروه باید کار بکنند تا یک آهنگ مورد توجه مردم قرار بگیرد «ابی » بیست و پنج سال دارد .ترانه " شب " او معروف است و بعد از آن ترانه " طپش " که ابی در فیلم هیاهو خواند اورا معروف کرد و حالا ابی و شهرام همراه با ارکسترشان در یک کاباره کار می کنند و هر کدامشان در شب بیش از هزار تومان دستمزد میگیرند این دو خواننده بیشتر آهنگهای تند خارجی را دوست دارند و اغلب ترانه های " دمیس بولوس " خواننده جوان که در تهران شهرت دارد ،اجرا می کنند و اینها تنها خوانندگانی هستند که بخوبی آوازهای او را میخوانند همکاری رامش ، ابی و شهرام یک کار تازه و بی سابقه در میان ارکسترهای جوان است .اینها قرار گذاشته اند در موقع اجرای برنامه رامش وسط و ابی و شهرام در طرفین او قرار بگیرند و با سه گیتار ترانه های خود را بخوانند

اطلاعات هفتگی / دی ماه 135۳ / شماره 1723


من نه عاشق بودم نه محتاج نگاهي که بلغزد بر من ،من خودم بودم و يک حس غريب که به صد عشق و هوس مي ارزيد
# : 11 Dec 2007 14:22


omid_hi
فوق العاده است !

ممنونم از زحمتت

******* از جان چــــــــــه عزيز است ؟ بگو آن به تــــــــــــــو بخشم !!! *******
. 1 . 2 . 3 . 4 . 5 . 6 . >>
جواب شما
Bold Style  Italic Style  Underlined Style  Image Link  URL Link  Upload Images More Smiles... :grin: :wink: :up: :kiss: :biglol: :confused :cool: :love: :sad: :eek: :fl: :tongue:

» نام  » رمز عبور 
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.
 

Powered by MiniBB