| نویسنده |
پیام |
|
|
كلاينمن منظورت رو مىفهمم.
جينا مىدونستى كه نور در هر ثانيه 186000 مايل مسافت رو طى مىكنه؟
كلاينمن اگه از من مىپرسى بايد بگم كه سرعتش خيلى زياده. من دلم مىخواد كه از يه چيزى لذت ببرم. اما وقت فراغت ندارم.
جينا تا اونجايى كه ما مىدونيم. اين ستاره ميليونها سال پيش ناپديد شده اما نورش اين مسافت رو هر ثانيه 186000 مايل راه اومده تا به ما رسيده.
كلاينمن يعنى اون ستاره ممكنه الآن اونجا نباشه؟
جينا درسته.
كلاينمن عجيبه، چون اگه من يه چيزى رو با چشمام ببينم، دلم مىخواد فكر كنم كه حتماً چنين چيزى وجود داره. منظورم اينه كه اگه حرف تو راسته، ميشه كه همهشون همينطور باشن. ميشه كه همهشون سوخته باشن. فقط خبرها دير به ما مىرسه.
جينا كلاينمن، كى مىدونه چى واقعيه؟
كلاينمن چيز واقعى، چيزيه كه ميشه با دست لمسش كرد.
جينا اوه؟ (كلاينمن او را مىبوسد. او عكسالعمل صميمانهيى نشان مىدهد) اين ميشه شيش دلار لطفاً.
كلاينمن براى چى؟
جينا تو يه كمى تفريح كردى. مگه نه؟
كلاينمن يه كمى، بله...
جينا خب، من سر كارم هستم.
كلاينمن آره، اما شيش دلار براى يه ماچ كوچيك. با شيش دلار من مىتونم يه شال گردن بخرم.
جينا خيله خب، پنج دلار بده.
كلاينمن تو هيچوقت مجانى ماچ نمىدى؟
جينا كلاينمن، اين كار منه. وگرنه براى لذت، من زنها رو مىبوسم.
كلاينمن زنها؟ چه شباهتى؟... منهم همينطور.
جينا من بايد برم.
كلاينمن قصد نداشتم كه بهت توهين كنم (مكث).
جينا مىدونم. من بايد برم.
كلاينمن از خودت مواظبت مىكنى؟
جينا من بايد وظيفهمو انجام بدم. موفق باشى. اميدوارم بالاخره بفهمى كه قراره چيكار بكنى.
كلاينمن (پشت سرش صدا مىكند) قصد نداشتم باهات مثل يك حيوون رفتار كنم. من يكى از بهترين آدمهايى هستم كه خودم مىشناسم. (صداى پاى زن محو مىشود و مرد تنها مىماند) خب، ديگه گندش درآمده. من ديگه برمىگردم خونه. فوقش فردا ميان مىپرسن كه كجا بودم. اونها مىگن نقشه خراب شد و تقصير تو هم بود كه خراب شد. فرقش چيه؟ بالاخره يه راهى پيدا مىكنند. اونها يه كسى رو احتياج دارن كه تقصيرها رو بذارن گردنش. احتمالاً نقش من هم همينه. هر وقت يه كارى خراب مىشه تقصيرها رو گردن من ميندازن. من (زمزمهيى مىشنود) چى؟ كيه؟!
دكتر (در حاليكه زخمى مرگبار خورده است به داخل صحنه مىخزد) كلاينمن.
كلاينمن دكتر!
دكتر من دارم مىميرم.
كلاينمن من يه دكتر خبر مىكنم.
دكتر من خودم يه دكترم.
كلاينمن تو؟ اما تو يه دكتر در حال مرگى.
دكتر دير شده (مكث) منو غافلگير كرد... اوه... راه فرارى نبود.
كلاينمن كمك! كمك! زود يه نفر بياد.
دكتر كلاينمن زر نزن... مگه مىخواى قاتل پيدات كنه؟
كلاينمن گوش كن، من ديگه اهميتى نمىدم! كمك! (بعد فكر مىكند كه ممكن است قاتل او را پيدا كند. بنابراين صدايش را پائين مىآورد) كمك... اون كيه؟ خوب نگاهش كردى؟
دكتر نه فقط يكدفعه يه ضربهاى از پشت سر بهم وارد شد.
كلاينمن خيلى بده. اون از جلو بهت حمله نكرد. وگرنه مىتونستى ببينىاش.
دكتر كلاينمن، من دارم مىميرم.
كلاينمن اين يه مسأله شخصى نيست.
دكتر اين ديگه چه حرف احمقانهاى است كه مىزنى؟
كلاينمن چى مىتونم بگم؟ من فقط سعى مىكنم باهات حرف بزنم.
(يك مرد دوان دوان سر مىرسد)
مرد چى شده؟ كسى كمك مىخواست؟
كلاينمن دكتر داره مىميره... كمك بيار... صبر كن! تو چيزى دربارهى من شنيدهاى؟
مرد تو كى هستى؟
كلاينمن كلاينمن.
مرد كلاينمن... كلاينمن... آره، يه چيزايى شنيدهام... اونها دارن دنبال تو مىگردن... مسأله مهميه...
كلاينمن كى دنبال من مىگرده؟
مرد يه چيزى دربارهى مأموريت تو بود.
كلاينمن حرفتو بزن.
مرد بهشون مىگم كه تو رو ديدم.
(دوان دوان مىرود)
دكتر كلاينمن، تو به تناسخ ارواح معتقدى؟
كلاينمن تناسخ ديگه چيه؟
دكتر تناسخ (مكث) يعنى اينكه روح آدم پس از مرگ در جسم يه چيز ديگه حلول مىكنه.
كلاينمن مثل چى؟
دكتر ئه... اوه... توى يه چيز زندهى ديگه...
كلاينمن منظورت چيه؟ مثلاً يه حيوون؟
دكتر آره.
كلاينمن منظورت اينه كه ممكنه روح تو در جسم يك قورباغه حلول كنه؟
دكتر فراموش كن كلاينمن. من اصلاً چيزى نگفتم.
كلاينمن گوش كن، هر چيزى ممكنه. اما باور كردنش سخته كه رئيس يك كمپانى مهم، روحش در جسم يك شمپانزه حلول كنه.
دكتر دنيا جلوى چشمم تيره و تار مىشه.
كلاينمن نگاه كن. چرا بهم نمىگى كه مأموريت تو در اين نقشه چيه؟ من هنوز متوجهى مأموريت خودم نشدم. حالا كه تو دارى از رده خارج مىشى، من مىتونم كار تو رو ادامه بدم.
دكتر مأموريت من بدرد تو نمىخورده. من تنها كسى بودم كه از عهدهاش برمىآمدم.
كلاينمن بخاطر خدا حرف بزن. من اصلاً نمىدونم ما تشكيلات منظمى داريم يا توى يك تشكيلات نامنظم فعاليت مىكنيم.
دكتر كلاينمن، باعث شكست ما نشو. ما بتو احتياج داريم.
(مىميرد).
كلاينمن دكتر؟ دكتر؟ اوه خداى من... من چيكار بايد بكنم؟ بدرك، من مىرم خونه! بذار همهشون تمام شب اينور اونور بگردن. اوج فصل فروشه. هيچكس به من هيچى نمىگه. فقط نمىخوام كه همهى تقصيرها رو به گردن من بندازن. خب، اصلاً چرا بايد گردن من بندازن؟ بمحض اينكه اونها خواستن، من اومدم. اما اونها مأموريتى براى من نداشتن.
(يك پاسبان با مردى كه براى آوردن كمك رفته بود وارد صحنه مىشوند)
مرد مرد مشرف به موت اينجاست؟
كلاينمن من دارم مىميرم.
پاسبان تو؟ اون چطور؟
كلاينمن اون كه مرده!
پاسبان تو باهاش دوست بودى؟
كلاينمن اون لوزتين منو عمل كرده.
(پاسبان زانو مىزند تا جسد را معاينه كند).
مرد من يك بار مرده بودم.
كلاينمن ببخشيد؟
مرد مرده، من مرده بودم. در زمان جنگ. زخمى شده بودم. روى تخت عمل دراز كشيده بودم. دكتر عرق مىريخت كه زندگى منو نجات بده. ناگهان قلبم از كار ايستاد. و من مردم. كار تمام شد. يكى از اونها كه حضور ذهن بيشترى داشت قلبم رو ماساژ داد. بعد قلبم شروع به تپش كرد و من زنده شدم اما از نظر رسمى، براى يك لحظهى كوتاه من مرده بودم... از نظر علمى هم مرده بودم (مكث)... اما اين قضيه مال خيلى وقت پيشه. با اين حال هر وقت من يه مرده مىبينم. خوب حالش رو درك مىكنم.
كلاينمن خب؟ مردن چطورى بود؟
مرد چى؟
كلاينمن مردن. چيزى هم ديدى؟
مرد نه... هيچى.
كلاينمن عالم پس از مرگ رو به ياد نميارى؟
مرد نه.
كلاينمن اسم من به گوشت نخورد؟
مرد هيچى، كلاينمن، بعد از مردن هيچ خبرى نبود.
كلاينمن من نمىخوام برم. هنوز نه. حالا نه. دلم نمىخواد اونچه كه بر سر اون اومده سر من بياد. آدمو گير ميندازن، ضربه مىزنن... حتماً بقيه رو هم كشته... حتى هكر رو... اون ديوونه همه رو كشته.
مرد «هكر» به دست ديوونههه كشته نشده.
كلاينمن نه؟
مرد توطئهكنندگان بهش سوءقصد كردند.
كلاينمن توطئهكنندگان؟
مرد از يه جناح ديگه.
كلاينمن كدوم جناح؟
مرد مگه دربارهى جناح ديگه چيزى نمىدونى؟
كلاينمن من هيچى نمىدونم. من توى شب گم شدهام.
|
|
|
مرد آدماى مشخصى هستن. «شپرد» و «ويليز». اونها هميشه با روش «هكر» مخالف بودند.
كلاينمن چى؟
مرد خب، «هكر» به نتيجهى قطعى نرسيده بود.
كلاينمن خب پليس هم به نتيجه نرسيده بود.
پاسبان (بلند مىشود).اگه شخصىها خودشان رو كنار بكشن، ما حتماً به نتيجه مىرسيم.
كلاينمن من فكر كردم تو كمك مىخواهى.
پاسبان كمك بله، اما نه سر درگمى و شوك. اما نگران نباش. ما دو تا سر نخ بدست آورديم و كامپيوترهاى ما هم مشغول فعاليتاند. اين كامپيوترها، بهترين مغزهاى الكترونيكىاند. غيرقابل اشتباه. بايد ديد تا كى مىتونه از دست كامپيوترها فرار كن. (زانو مىزند)
كلاينمن خب، پس «هكر» رو كى كشت؟
پاسبان يه جناحى هست كه مخالف «هكر».
كلاينمن كى؟ «شپرد» و «ويليز»؟
پاسبان خيلىها طرف اونهان، باور كن. حتى شنيدهام كه گروهى هم از اين گروه جديد انشعاب كرده.
كلاينمن يه جناح ديگه؟
پاسبان آره. اونهم با كلى نقشهى جديد براى دستگيرى اون ديوونه. اين همون چيزيه كه ما بهش احتياج داريم. مگه نه؟ فكرهاى مختلف. اگه يه نقشه شكست بخوره، باز يه نقشهى ديگه هست. اين طبيعيه شايدم تو با نقشههاى جديد مخالفى؟
كلاينمن من؟ نه... اما اونها «هكر» رو كشتن.
مرد براى اينكه بهشون اجازهى پيشروى نمىداد. بخاطر دگماتيزمش كه مىگفت فقط نقشهى خودش بدرد مىخوره. در حاليكه هيچ اتفاقى نمىافتاد.
كلاينمن پس حالا چندين نقشه داريم. نه؟
مرد درسته. و من اميدوارم كه تو سرسپرده نقشهى «هكر» نباشى. هرچند كه هنوز خيلىها سرسپردهاش هستن.
كلاينمن من حتى نقشهى «هكر» رو نمىدونم.
مرد خوبه. پس ممكنه براى ما مفيد باشى.
كلاينمن «ما» يعنى كى؟
مرد خودتو به نفهمى نزن.
كلاينمن كى خودشو به نفهمى مىزنه؟
مرد زود باش.
كلاينمن نه. من نمىدونم كى به كيه.
مرد (روى كلاينمن چاقو مىكشد) زندگى مردم در خطره. اونوقت تو احمق دارى زر مىزنى. تصميمت رو بگير.
كلاينمن ئه... سركار... پليس مخفى...
پاسبان حالا تو كمك مىخواهى. اما هفتهى پيش مىگفتى ما احمقيم چونكه نتونسته بوديم قاتلو دستگير كنيم.
كلاينمن من هيچوقت انتقاد نكردم.
مرد كرم خاكى، تصميم بگير.
پاسبان هيچكى ككش نمىگزه كه ما بيست و چهار ساعته كار مىكنيم. تمام مدت احمقهايى هستن كه اعتراف مىكنن قاتل اونها هستن و تقاضاى مجازات دارن.
مرد بهترين كار اينه كه سر تو ببرم. شل و ول.
كلاينمن من براى ملحق شدن به شما حاضرم. فقط بگو كه چيكار بايد بكنم.
مرد تو با «هكر»ى يا با ما؟
كلاينمن «هكر» مرده.
مرد او پيروانى داره. يا شايد هم مىخواهى به يكى از گروههاى منشعب ملحق بشى. ها؟
كلاينمن اگه يكى به من بگه كه هر گروهى طرفدار چه عقيدهايه، شايد. مىدونى منظورم چيه؟ من هرگز نقشهى «هكر» رو نفهميدم... نقشهى تو رو هم نمىدونم. دربارهى گروههاى انشعابى هم هيچى نمىدونم.
مرد جك؟ اين همونى نيست كه هيچى نمىدونه؟
پاسبان آره. اما موقع عمليات همهچى بهش گفته مىشه. تو منو مريض مىكنى.
(اعضاى گروه «هكر» وارد صحنه مىشوند)
هانك تو اينجايى كلاينمن؟ تا حالا كجا بودى؟
كلاينمن من كجا بودم؟ شما خودتون كجا بودين؟
سام درست موقعى كه بهت احتياج داشتيم غيبت زد.
كلاينمن هيچكس يك كلمه به من نگفت.
مرد كلاينمن حالا با «ما» است.
جان اين راسته، كلاينمن؟
كلاينمن چى راسته؟ من ديگه نمىدونم چى راسته چى راست نيست.
(چندين مرد وارد مىشوند. آنها اعضاى يك گروه مخالفاند)
بيل هى فرانك، اين بچهها واسه شما مشكلى ايجاد كردن؟
فرانك نه. اگه بخواهند هم نمىتونند.
ال نه؟
فرانك نه.
|
|
|
ال اگه شماها سرجاتون بودين، تا حالا گرفته بوديمش.
فرانك ما با «هكر» موافق نبوديم. نقشهاش بدرد نمىخورد.
دان آره ما قاتلو مىگيريمش! واگذارش كنين به ما.
جان ما هيچى رو به شما واگذار نمىكنيم. بريم كلاينمن.
فرانك شما باهاشون درگير نمىشين، مگه نه؟
كلاينمن من؟ من بىطرفم. هركى نقشهى بهترى داره، حتماً بهتره.
هنرى بىطرفى وجود نداره كلاينمن.
مرد يا ما يا اونها.
كلاينمن وقتى حق انتخابى ندارم، چطور مىتونم انتخاب كنم؟ يكىاش سيبه و يكى ديگهاش هلو؟ يا هر دوتاش نارنگىاند؟
فرانك بذار همين حالا بكشيمش.
سام قرار نيست بازهم آدم بكشيد.
فرانك نه؟
سام نه. وقتى اون ديوونههه رو بگيريم. يكى بايد گناه قتل «هكر» رو به گردن بگيره.
كلاينمن همين حالا كه ما ايستادهايم و بحث مىكنيم، ممكنه ديوونههه مشغول كشتن يه نفر باشه. هدف ما همكاريه.
سام اينو به اونها بگو.
فرانك اسم اين بازى «نتيجه» است.
دان حالا بذار مواظب اون والدالزناها باشيم. در غير اينصورت اونها سر راهمونو مىگيرن و سر درگممون مىكنن.
ال فقط سعى كن.
بيل ما يه كارى مىكنيم بيشتر از سعى.
(چاقوها و پنجه بكسها را بيرون مىآورند)
كلاينمن بچهها (مكث) پسرها (مكث)
فرانك حالا انتخاب كن كلاينمن. اين لحظهى انتخابه!
هنرى بهتره درست انتخاب كنى كلاينمن. فقط يه برنده در اين بازى هست.
كلاينمن ما همديگه رو مىكشيم و قاتل آزاد مىمونه. نمىبينين... اونها نمىبينن.
(دعوا شروع مىشود. ناگهان همه مىايستند و نگاه مىكنند. يك دستهى خرافاتى وارد مىشوند «دستيار» رهبر آنهاست).
دستيار قاتل! ما ديوونه رو شناسايى كرديم!
(دعوا متوقف مىشود. همه زمزمه مىكنند؛ «چه خبره». يك گروه بهمراه «هانس اسپيرو» كندر مىسوزانند و دود مىكنند).
پاسبان اين «اسپيرو» است كه تلهپاتى بلده. ما اونو وارد نقشه كردهايم. اون بصيرت داره. بهش الهام مىشه.
كلاينمن واقعاً؟ پس بايد بدردمون بخوره.
پاسبان اون براى ديگران مشكلات جنائى رو حل كرده. فقط احتياج داره يه چيزى دود كنه. او در مركز پليس فكر منو خوند. اون مىدونست كه من با كى توى رختخواب رفته بودم.
كلاينمن با زنت.
پاسبان (پس از يك نگاه چپ چپ به كلاينمن) بچهها نگاهش كنين. قدرت خارقالعادهى مادرزادى داره.
دستيار آقاى اسپيروى با بصيرت در آستانه كشف قاتله. لطفاً راه رو باز كنيد. (اسپيرو، دودكنان پيش مىآيد) آقاى اسپيرو مىخواد به شما دود بده،
كلاينمن به من؟
دستيار بله.
كلاينمن من نمىخواهم بهم دود بدن.
فرانك چى رو مىخواى خفه كنى؟
(بقيه هم تأييد مىكنند)
كلاينمن هيچى. اما اين منو عصبى مىكنه.
پاسبان برو جلو، دود بده.
(اسپيرو دود مىكند. كلاينمن ناراحت است)
كلاينمن اون چيكار داره مىكنه؟ من چيزى رو مخفى نكردهام. با اين كار فقط ژاكت من بوى كافور مىگيره. خب؟ حالا ممكنه ديگه به من دود ندى؟ اين كار منو عصبى مىكنه.
ال عصبى مىكنه كلاينمن؟
كلاينمن من هيچوقت دوست نداشتهام دود بگيرم. («اسپيرو» شديدتر دود مىكند) موضوع چيه؟ شماها به چى نگاه مىكنين؟ چى؟ اوه، مىدونم. من روى شلوارم يه خورده سس سالاد ريختهام. واسهى همين بوى بد مىده (مكث) زياد وحشتناك نيست... سس استيك «ويلتون هاوس» بود... من استيك دوست دارم... نه اينكه آبدار باشه. خب اشتباه كردم. مىخواستم بگم نه اينكه خام باشه... مىدونى، آدم دستور استيك آبدار مىده، اونوقت براى گوشت سرخ كرده ميارن...
اسپيرو اين مرد قاتله.
كلاينمن چى؟
پاسبان كلاينمن؟
اسپيرو بله، كلاينمن.
|
|
|
|
|
پاسبان نه!
دستيار آقاى اسپيرو يه دفعهى ديگه هم موفق شد!
كلاينمن شما دربارهى چى صحبت مىكنين؟ مىدونين راجع به چى دارين صحبت مىكنين؟
اسپيرو گناهكار اينجاست.
كلاينمن تو احمقى. اسپيرو... اين يارو ديوانه است.
هنرى خوب، كلاينمن، پس همهاش كار تو بود؟
فرانك (با فرياد) هنرى (مكث) اينجا! اينجا! ما انداختيمش توى تله!
كلاينمن چيكار مىكنين؟!
اسپيرو شكى نيست. خودشه.
بيل كلاينمن، چرا اين كارها رو كردى؟
كلاينمن چه كارهايى؟ شما مىخواهيد حرف اين يارو رو باور كنين؟ اونهم با دود دادن و بو دادن من؟
دستيار قدرت فوقطبيعى آقاى اسپيرو هرگز اشتباه نكرده.
كلاينمن اين يارو حقهبازه. مگه با بو دادن چيكار مىشه كرد؟!
سام پس قاتل، كلاينمنه.
كلاينمن نه رفقا، شما همهتون منو مىشناسين!
جان كلاينمن، چرا اين كار رو كردى؟
فرانك آره، بگو.
ال چونكه احمقه. يه چيزايى توى سرشه.
كلاينمن من احمقم؟ نگاه كن ببين چه جورى لباس پوشيدهام!
هنرى ازش انتظار حرف با معنى نداشته باشين. مغز نداره.
بيل آدم ديوونه همينجوريه ديگه. اونها از همه نظر منطقىاند، غير از يك نظر (مكث). نقطه ضعفشون، ديوونگى شونه.
سام و كلاينمن هم هميشه خيلى منطقيه.
هنرى خيلى منطقى!
كلاينمن اين يه شوخيه، نه؟ چونكه اگه شوخى نباشه، من دلم مىخواد بشينم گريه كنم.
اسپيرو يكبار ديگر خدا را شكر مىكنم كه اين نبوغ برجسته را در من بوديعه نهاد.
جان بياين همين الآن ببنديمش!
(همه موافقت مىكنند)
كلاينمن به من نزديك نشين. من از طناب خوشم نمياد.
جينا سعى كرد به من حمله كنه! ناگهان منو گرفت.
كلاينمن من بهت شيش دلار دادم!
(آنها او را مىگيرند)
بيل من يه كم طناب دارم.
كلاينمن چيكار مىخواى بكنى؟
فرانك مىخواهيم يكبار براى هميشه اين شهر رو امن كنيم.
كلاينمن شما دارين منو اشتباهى اعدام مىكنين. من حتى يه پشه رو هم اذيت نمىكنم... خيله خب، شايد يه پشه رو اذيت كنم...
پاسبان ما نمىتونيم بدون محاكمه اعدامش كنيم.
كلاينمن البته كه نه. من حقوق مشخصى دارم.
ال قربانىهات چطور، حقى داشتن؟ ها؟
كلاينمن كدوم قربانىها؟ من وكيلمو مىخوام! مىشنوين؟ من وكيلمو مىخوام! من حتى يه وكيل ندارم!
پاسبان چطور از خودت دفاع مىكنى، كلاينمن؟
كلاينمن من گناهكار نيستم! بكلى بيگناهم! من نه حالا و نه هرگز قاتل و آدمكش نبودم. آدمكشى حتى باندازهى يك سرگرمى هم برام جالب نيست.
هنرى براى دستگيرى قاتل چه كمكى كردى؟
كلاينمن منظورت اون نقشه است. هيچكس چيزى دربارهاش به من نگفت.
جان فكر نمىكنى اين مسؤوليت تو بود كه بخاطر خودت نقشه رو بفهمى؟
كلاينمن چطورى؟ هر وقت مىپرسيدم با رقص و آواز جوانم رو مىدادند.
ال اين مسؤوليت توئه كلاينمن.
فرانك درسته. اونطورى هم نيست كه فقط يه نقشه بوده باشه.
بيل بله، چون ما يه نقشه ديگه رو پيشنهاد كرديم.
دان تازه نقشههاى ديگهاى هم بود. مىتونستى وارد يكيش بشى.
سام بخاطر همين بود كه نمىتونستى انتخاب كنى؟ چون اصلاً نمىخواستى انتخابى بكنى؟ نه؟
كلاينمن چى رو انتخاب كنم؟ نقشه رو بمن بگين. بذارين بهتون كمك كنم. از من استفاده كنين.
پاسبان ديگه يه خورده دير شده.
هنرى كلاينمن تو محاكمه و محكوم شدى. تو اعدام مىشى. بعنوان آخرين دفاع حرفى دارى؟
كلاينمن بله. من ترجيح مىدم كه دارم نزنن.
هنرى متأسفم، كلاينمن. كارى از دست ما برنمياد.
ايب (با عجله وارد مىشود) زود (مكث) زود بيائيد!
|
|
|
پاسبان نه!
دستيار آقاى اسپيرو يه دفعهى ديگه هم موفق شد!
كلاينمن شما دربارهى چى صحبت مىكنين؟ مىدونين راجع به چى دارين صحبت مىكنين؟
اسپيرو گناهكار اينجاست.
كلاينمن تو احمقى. اسپيرو... اين يارو ديوانه است.
هنرى خوب، كلاينمن، پس همهاش كار تو بود؟
فرانك (با فرياد) هنرى (مكث) اينجا! اينجا! ما انداختيمش توى تله!
كلاينمن چيكار مىكنين؟!
اسپيرو شكى نيست. خودشه.
بيل كلاينمن، چرا اين كارها رو كردى؟
كلاينمن چه كارهايى؟ شما مىخواهيد حرف اين يارو رو باور كنين؟ اونهم با دود دادن و بو دادن من؟
دستيار قدرت فوقطبيعى آقاى اسپيرو هرگز اشتباه نكرده.
كلاينمن اين يارو حقهبازه. مگه با بو دادن چيكار مىشه كرد؟!
سام پس قاتل، كلاينمنه.
كلاينمن نه رفقا، شما همهتون منو مىشناسين!
جان كلاينمن، چرا اين كار رو كردى؟
فرانك آره، بگو.
ال چونكه احمقه. يه چيزايى توى سرشه.
كلاينمن من احمقم؟ نگاه كن ببين چه جورى لباس پوشيدهام!
هنرى ازش انتظار حرف با معنى نداشته باشين. مغز نداره.
بيل آدم ديوونه همينجوريه ديگه. اونها از همه نظر منطقىاند، غير از يك نظر (مكث). نقطه ضعفشون، ديوونگى شونه.
سام و كلاينمن هم هميشه خيلى منطقيه.
هنرى خيلى منطقى!
كلاينمن اين يه شوخيه، نه؟ چونكه اگه شوخى نباشه، من دلم مىخواد بشينم گريه كنم.
اسپيرو يكبار ديگر خدا را شكر مىكنم كه اين نبوغ برجسته را در من بوديعه نهاد.
جان بياين همين الآن ببنديمش!
(همه موافقت مىكنند)
كلاينمن به من نزديك نشين. من از طناب خوشم نمياد.
جينا سعى كرد به من حمله كنه! ناگهان منو گرفت.
كلاينمن من بهت شيش دلار دادم!
(آنها او را مىگيرند)
بيل من يه كم طناب دارم.
كلاينمن چيكار مىخواى بكنى؟
فرانك مىخواهيم يكبار براى هميشه اين شهر رو امن كنيم.
كلاينمن شما دارين منو اشتباهى اعدام مىكنين. من حتى يه پشه رو هم اذيت نمىكنم... خيله خب، شايد يه پشه رو اذيت كنم...
پاسبان ما نمىتونيم بدون محاكمه اعدامش كنيم.
كلاينمن البته كه نه. من حقوق مشخصى دارم.
ال قربانىهات چطور، حقى داشتن؟ ها؟
كلاينمن كدوم قربانىها؟ من وكيلمو مىخوام! مىشنوين؟ من وكيلمو مىخوام! من حتى يه وكيل ندارم!
پاسبان چطور از خودت دفاع مىكنى، كلاينمن؟
كلاينمن من گناهكار نيستم! بكلى بيگناهم! من نه حالا و نه هرگز قاتل و آدمكش نبودم. آدمكشى حتى باندازهى يك سرگرمى هم برام جالب نيست.
هنرى براى دستگيرى قاتل چه كمكى كردى؟
كلاينمن منظورت اون نقشه است. هيچكس چيزى دربارهاش به من نگفت.
جان فكر نمىكنى اين مسؤوليت تو بود كه بخاطر خودت نقشه رو بفهمى؟
كلاينمن چطورى؟ هر وقت مىپرسيدم با رقص و آواز جوانم رو مىدادند.
ال اين مسؤوليت توئه كلاينمن.
فرانك درسته. اونطورى هم نيست كه فقط يه نقشه بوده باشه.
بيل بله، چون ما يه نقشه ديگه رو پيشنهاد كرديم.
دان تازه نقشههاى ديگهاى هم بود. مىتونستى وارد يكيش بشى.
سام بخاطر همين بود كه نمىتونستى انتخاب كنى؟ چون اصلاً نمىخواستى انتخابى بكنى؟ نه؟
كلاينمن چى رو انتخاب كنم؟ نقشه رو بمن بگين. بذارين بهتون كمك كنم. از من استفاده كنين.
پاسبان ديگه يه خورده دير شده.
هنرى كلاينمن تو محاكمه و محكوم شدى. تو اعدام مىشى. بعنوان آخرين دفاع حرفى دارى؟
كلاينمن بله. من ترجيح مىدم كه دارم نزنن.
هنرى متأسفم، كلاينمن. كارى از دست ما برنمياد.
ايب (با عجله وارد مىشود) زود (مكث) زود بيائيد!
|
|
|
پاسبان نه!
دستيار آقاى اسپيرو يه دفعهى ديگه هم موفق شد!
كلاينمن شما دربارهى چى صحبت مىكنين؟ مىدونين راجع به چى دارين صحبت مىكنين؟
اسپيرو گناهكار اينجاست.
كلاينمن تو احمقى. اسپيرو... اين يارو ديوانه است.
هنرى خوب، كلاينمن، پس همهاش كار تو بود؟
فرانك (با فرياد) هنرى (مكث) اينجا! اينجا! ما انداختيمش توى تله!
كلاينمن چيكار مىكنين؟!
اسپيرو شكى نيست. خودشه.
بيل كلاينمن، چرا اين كارها رو كردى؟
كلاينمن چه كارهايى؟ شما مىخواهيد حرف اين يارو رو باور كنين؟ اونهم با دود دادن و بو دادن من؟
دستيار قدرت فوقطبيعى آقاى اسپيرو هرگز اشتباه نكرده.
كلاينمن اين يارو حقهبازه. مگه با بو دادن چيكار مىشه كرد؟!
سام پس قاتل، كلاينمنه.
كلاينمن نه رفقا، شما همهتون منو مىشناسين!
جان كلاينمن، چرا اين كار رو كردى؟
فرانك آره، بگو.
ال چونكه احمقه. يه چيزايى توى سرشه.
كلاينمن من احمقم؟ نگاه كن ببين چه جورى لباس پوشيدهام!
هنرى ازش انتظار حرف با معنى نداشته باشين. مغز نداره.
بيل آدم ديوونه همينجوريه ديگه. اونها از همه نظر منطقىاند، غير از يك نظر (مكث). نقطه ضعفشون، ديوونگى شونه.
سام و كلاينمن هم هميشه خيلى منطقيه.
هنرى خيلى منطقى!
كلاينمن اين يه شوخيه، نه؟ چونكه اگه شوخى نباشه، من دلم مىخواد بشينم گريه كنم.
اسپيرو يكبار ديگر خدا را شكر مىكنم كه اين نبوغ برجسته را در من بوديعه نهاد.
جان بياين همين الآن ببنديمش!
(همه موافقت مىكنند)
كلاينمن به من نزديك نشين. من از طناب خوشم نمياد.
جينا سعى كرد به من حمله كنه! ناگهان منو گرفت.
كلاينمن من بهت شيش دلار دادم!
(آنها او را مىگيرند)
بيل من يه كم طناب دارم.
كلاينمن چيكار مىخواى بكنى؟
فرانك مىخواهيم يكبار براى هميشه اين شهر رو امن كنيم.
كلاينمن شما دارين منو اشتباهى اعدام مىكنين. من حتى يه پشه رو هم اذيت نمىكنم... خيله خب، شايد يه پشه رو اذيت كنم...
پاسبان ما نمىتونيم بدون محاكمه اعدامش كنيم.
كلاينمن البته كه نه. من حقوق مشخصى دارم.
ال قربانىهات چطور، حقى داشتن؟ ها؟
كلاينمن كدوم قربانىها؟ من وكيلمو مىخوام! مىشنوين؟ من وكيلمو مىخوام! من حتى يه وكيل ندارم!
پاسبان چطور از خودت دفاع مىكنى، كلاينمن؟
كلاينمن من گناهكار نيستم! بكلى بيگناهم! من نه حالا و نه هرگز قاتل و آدمكش نبودم. آدمكشى حتى باندازهى يك سرگرمى هم برام جالب نيست.
هنرى براى دستگيرى قاتل چه كمكى كردى؟
كلاينمن منظورت اون نقشه است. هيچكس چيزى دربارهاش به من نگفت.
جان فكر نمىكنى اين مسؤوليت تو بود كه بخاطر خودت نقشه رو بفهمى؟
كلاينمن چطورى؟ هر وقت مىپرسيدم با رقص و آواز جوانم رو مىدادند.
ال اين مسؤوليت توئه كلاينمن.
فرانك درسته. اونطورى هم نيست كه فقط يه نقشه بوده باشه.
بيل بله، چون ما يه نقشه ديگه رو پيشنهاد كرديم.
دان تازه نقشههاى ديگهاى هم بود. مىتونستى وارد يكيش بشى.
سام بخاطر همين بود كه نمىتونستى انتخاب كنى؟ چون اصلاً نمىخواستى انتخابى بكنى؟ نه؟
كلاينمن چى رو انتخاب كنم؟ نقشه رو بمن بگين. بذارين بهتون كمك كنم. از من استفاده كنين.
پاسبان ديگه يه خورده دير شده.
هنرى كلاينمن تو محاكمه و محكوم شدى. تو اعدام مىشى. بعنوان آخرين دفاع حرفى دارى؟
كلاينمن بله. من ترجيح مىدم كه دارم نزنن.
هنرى متأسفم، كلاينمن. كارى از دست ما برنمياد.
ايب (با عجله وارد مىشود) زود (مكث) زود بيائيد!
|
|
|
پاسبان نه!
دستيار آقاى اسپيرو يه دفعهى ديگه هم موفق شد!
كلاينمن شما دربارهى چى صحبت مىكنين؟ مىدونين راجع به چى دارين صحبت مىكنين؟
اسپيرو گناهكار اينجاست.
كلاينمن تو احمقى. اسپيرو... اين يارو ديوانه است.
هنرى خوب، كلاينمن، پس همهاش كار تو بود؟
فرانك (با فرياد) هنرى (مكث) اينجا! اينجا! ما انداختيمش توى تله!
كلاينمن چيكار مىكنين؟!
اسپيرو شكى نيست. خودشه.
بيل كلاينمن، چرا اين كارها رو كردى؟
كلاينمن چه كارهايى؟ شما مىخواهيد حرف اين يارو رو باور كنين؟ اونهم با دود دادن و بو دادن من؟
دستيار قدرت فوقطبيعى آقاى اسپيرو هرگز اشتباه نكرده.
كلاينمن اين يارو حقهبازه. مگه با بو دادن چيكار مىشه كرد؟!
سام پس قاتل، كلاينمنه.
كلاينمن نه رفقا، شما همهتون منو مىشناسين!
جان كلاينمن، چرا اين كار رو كردى؟
فرانك آره، بگو.
ال چونكه احمقه. يه چيزايى توى سرشه.
كلاينمن من احمقم؟ نگاه كن ببين چه جورى لباس پوشيدهام!
هنرى ازش انتظار حرف با معنى نداشته باشين. مغز نداره.
بيل آدم ديوونه همينجوريه ديگه. اونها از همه نظر منطقىاند، غير از يك نظر (مكث). نقطه ضعفشون، ديوونگى شونه.
سام و كلاينمن هم هميشه خيلى منطقيه.
هنرى خيلى منطقى!
كلاينمن اين يه شوخيه، نه؟ چونكه اگه شوخى نباشه، من دلم مىخواد بشينم گريه كنم.
اسپيرو يكبار ديگر خدا را شكر مىكنم كه اين نبوغ برجسته را در من بوديعه نهاد.
جان بياين همين الآن ببنديمش!
(همه موافقت مىكنند)
كلاينمن به من نزديك نشين. من از طناب خوشم نمياد.
جينا سعى كرد به من حمله كنه! ناگهان منو گرفت.
كلاينمن من بهت شيش دلار دادم!
(آنها او را مىگيرند)
بيل من يه كم طناب دارم.
كلاينمن چيكار مىخواى بكنى؟
فرانك مىخواهيم يكبار براى هميشه اين شهر رو امن كنيم.
كلاينمن شما دارين منو اشتباهى اعدام مىكنين. من حتى يه پشه رو هم اذيت نمىكنم... خيله خب، شايد يه پشه رو اذيت كنم...
پاسبان ما نمىتونيم بدون محاكمه اعدامش كنيم.
كلاينمن البته كه نه. من حقوق مشخصى دارم.
ال قربانىهات چطور، حقى داشتن؟ ها؟
كلاينمن كدوم قربانىها؟ من وكيلمو مىخوام! مىشنوين؟ من وكيلمو مىخوام! من حتى يه وكيل ندارم!
پاسبان چطور از خودت دفاع مىكنى، كلاينمن؟
كلاينمن من گناهكار نيستم! بكلى بيگناهم! من نه حالا و نه هرگز قاتل و آدمكش نبودم. آدمكشى حتى باندازهى يك سرگرمى هم برام جالب نيست.
هنرى براى دستگيرى قاتل چه كمكى كردى؟
كلاينمن منظورت اون نقشه است. هيچكس چيزى دربارهاش به من نگفت.
جان فكر نمىكنى اين مسؤوليت تو بود كه بخاطر خودت نقشه رو بفهمى؟
كلاينمن چطورى؟ هر وقت مىپرسيدم با رقص و آواز جوانم رو مىدادند.
ال اين مسؤوليت توئه كلاينمن.
فرانك درسته. اونطورى هم نيست كه فقط يه نقشه بوده باشه.
بيل بله، چون ما يه نقشه ديگه رو پيشنهاد كرديم.
دان تازه نقشههاى ديگهاى هم بود. مىتونستى وارد يكيش بشى.
سام بخاطر همين بود كه نمىتونستى انتخاب كنى؟ چون اصلاً نمىخواستى انتخابى بكنى؟ نه؟
كلاينمن چى رو انتخاب كنم؟ نقشه رو بمن بگين. بذارين بهتون كمك كنم. از من استفاده كنين.
پاسبان ديگه يه خورده دير شده.
هنرى كلاينمن تو محاكمه و محكوم شدى. تو اعدام مىشى. بعنوان آخرين دفاع حرفى دارى؟
كلاينمن بله. من ترجيح مىدم كه دارم نزنن.
هنرى متأسفم، كلاينمن. كارى از دست ما برنمياد.
ايب (با عجله وارد مىشود) زود (مكث) زود بيائيد!
|
|
|
جان چه خبره؟
ايب ما قاتلو پشت انبار توى تله انداختيم.
ال اين غيرممكنه. كلاينمن قاتله.
ايب نه. اون موقع خفه كردن «اديت كاكس» غافلگير شد. اون زن قاتلو شناسايى كرد. عجله كنيد. ما به كمك همه احتياج داريم.
سام كسيه كه مىشناسيمش؟
ايب نه، يه غريبه است اما در حال فراره!
كلاينمن ببينين! ببينين! شما همين الآن مىخواستين يه آدم بيگناهو اعدام كنين.
هنرى كلاينمن ما رو ببخش.
كلاينمن مىبخشم. ولى هر وقت شماها فكر تازهيى ندارين با يه طناب مياين سراغ من.
اسپيرو بايد يه اشتباهى شده باشه.
كلاينمن و تو؟ تو بايد «گرتى» باشى! (آنها همه مىدوند)، خوبه كه آدم بفهمه رفقاش كيان؟ من مىرم خونه! اين ديگه مشكل من نيست!... من خستهام. سردمه... يه شب... حالا من كجا هستم؟... بچهها اين حس جهتيابى من صنار هم نمىارزه... نه، اين درست نيست... من بايد يه خورده استراحت كنم. (مكث)، بار و بنديل منو بگيرين... من از ترس يه خورده مريض شدم... (صدايى مىآيد) اوه خداى من... اين ديگه چيه؟
ديوانه كلاينمن؟
كلاينمن تو كى هستى؟
ديوانه (كه شباهتى به كلاينمن دارد) قاتل، آدمكش، مىتونم بشينم؟ من خسته هستم.
كلاينمن چى؟
ديوانه همه منو تعقيب مىكنن... من كوچه به كوچه و خونه به خونه در حال فرارم. من تمام شهر رو زير پا گذاشتم و اونها فكر مىكنند كه دارم تفريح مىكنم.
كلاينمن تو قاتلى؟
ديوانه البته.
كلاينمن من بايد از اينجا برم.
مانياك هيجانزده نشو. من مسلح هستم.
كلاينمن تو مىخواى منو بكشى؟
ديوانه البته. اين تخصص منه.
كلاينمن تو... تو ديوونهاى.
ديوانه البته كه ديوانهام. فكر مىكنى آدم عاقل هم تو كوچهها دوره مىافته آدم مىكشه؟ من حتى چيزى هم ازشون نمىدزدم. عين حقيقته. من حتى از يكى از قربانيانم يك پنى درآمد نداشتم. حتى يك شانه از جيب كسى برنداشتهام.
كلاينمن پس چرا اين كار رو مىكنى؟
ديوانه چرا؟ چون ديوونهام.
كلاينمن اما بنظر نمياد كه عيبى داشته باشى.
ديوانه از ظاهر آدم كه معلوم نمىشه. من يه ديوونهام.
كلاينمن آره، اما من انتظار داشتم تو يه آدم قد بلند سياه قوى هيكل باشى...
ديوانه سينما كه نيست كلاينمن. منهم مثل تو آدمم. فكر مىكنى بايد دندونهام مثل دندونهاى گراز باشه؟
كلاينمن اما تو اينهمه آدمهاى بزرگ و قوى رو كشتى... آدمهايى دوبرابر قد خودت...
ديوانه معلومه. چون من از پشت حمله مىكنم. يا اينكه صبر مىكنم تا خوابشون ببره. گوش كن. من دنبال دردسر نمىگردم.
كلاينمن پس چرا اين كار رو مىكنى؟
ديوانه من احمقم. فكر مىكنى مىفهمم چيكار مىكنم؟
كلاينمن از اين كار خوشت مياد؟
ديوانه مسسألهى دوست داشتن نيست. من فقط اين كار رو مىكنم.
كلاينمن اما نمىفهمى كه كارت چقدر مسخره است؟
ديوانه اگه مىفهميدم كه عاقل بودم.
كلاينمن چند وقته كه اينطورى شدى؟
ديوانه از وقتى كه يادم مياد.
كلاينمن نميشه كمكت كرد؟
ديوانه كى كمكم بكنه؟
كلاينمن دكترها... كلينيكها...
ديوانه فكر مىكنى دكترها چيزى سرشون مىشه؟ من پيش دكتر رفتهام. آزمايش خون، عسكبردارى. اونها ديوونگى منو تشخيص نميدن. توى عكسبردارى معلوم نمىشه.
كلاينمن روانپزشكها چى؟ دكترهاى روانى؟
ديوانه من سر به سرشون مىذارم.
كلاينمن ها؟
ديوانه من پيش اونها نقش آدم عادى رو بازى مىكنم. اونها بمن لكه جوهر نشون مىدن... ازم مىپرسن كه از دخترها خوشم مياد يا نه. من بهشون مىگم: البته كه خوشم مياد.
كلاينمن اين وحشتناكه.
|
|
|
|
|
ديوانه آرزويى دارى؟
كلاينمن تو جدى نمىگى!
ديوانه مىخواهى خندههاى ديوانهوار منو بشنوى؟
كلاينمن نه. استدلال تو كلهات فرو نمىره؟ (ديوانه، تيغهى چاقوى ضامندار را باز مىكند) اگر از كشتن من لذت نمىبرى، چرا منو مىكشى؟ اين منطقى نيست. تو مىتونى از وقتت براى سازندگى استفاده كنى... برو دنبال بازى گلف (مكث) يه گلف باز بشو!
ديوانه خداحافظ كلاينمن!
كلاينمن كمك! كمك! جنايت! (ديوانه او را مىزند و مىدود و دور مىشود) اووه! اووه! (عدهى كمى جمع مىشوند. مىشنويم: داره مىميره، كلاينمن داره مىميره... اون داره مىميره...)
جان كلاينمن، اون چه شكلى بود؟
كلاينمن شبيه من بود.
جان منظورت از «شبيه تو» چيه؟
كلاينمن عين خودم بود.
جان اما «جنسن» گفته كه اون شبيه «جنسنه»... بلند قد و مو طلايى... مثل سوئدىها...
كلاينمن اووه... حرف منو قبول مىكنى يا حرف «جنسن» رو؟
جان خيلى خب، عصبانى نشو...
كلاينمن خب، پس زر زيادى نزن... اون عين خودم بود...
جان مگر اينكه استاد تغيير چهره باشه...
كلاينمن خب، مطمئنم كه بالاخره استاد يه چيزى هست، ولى بهتره شما بچهها عجله كنين.
جان براش يه كم آب بيارين.
كلاينمن آب مىخوام چيكار؟
جان فكر كردم تشنهاى.
كلاينمن مردن آدمو تشنه نمىكنه. مگر اينكه قبلش ماهى دودى خورده باشى؟
جان از مردن مىترسى؟
كلاينمن مسأله اين نيست كه من از مرگ مىترسم يا نه. فقط دلم مىخواد وقتى مرگ به سراغ من مياد، من جاى ديگهاى باشم.
جان (متفكر) دير يا زود، نوبت همهمون مىشه.
كلاينمن (هذيان مىگويد) همكارى كنيد... تنها دشمن ما سرنوشت است.
جان كلاينمن بيچاره. هذيان مىگه.
كلاينمن اوه... اوه... اوگگگمممففف!
(مىميرد)
جان بيائيد. بايد نقشه بهترى طرح كنيم (مىروند)
كلاينمن (كمى از جا بلند مىشود) راستى چه چيز ديگه، اگه بعد از مرگ زندگىيى در كار باشه و ما دوباره به سر جاى اولمون برگرديم، (مكث) شما منو خبر نكنين، من شما رو خبر مىكنم.
(دوباره از حال مىرود)
مرد (دوان دوان مىشود) قاتل رو كنار خطآهن ديدهاند! بيائيد، زود باشيد!
(همه يكى پس از ديگرى خارج مىشوند و صحنه تاريك مىشود)
پايان
|
|
|
khaste nabashi khob bod
|