صفحه اصلی | صفحه اصلی انجمن | عکس سکسی ایرانی | داستانهای سکسی
فیلم سکسی | سکسولوژی | خنده بازار | داستانهای سکسی(English)
آویزون
انجمن ها | پاسخ | وضعیت | ثبت نام | جستجو | قوانین | آخرین ارسالها |
انجمن آویزون / هنر / «««« فیلمنامه »»»»
<< . 1 . 2 . 3 . >>
نویسنده پیام
# : 30 Jul 2006 13:37


كلاينمن منظورت رو مى‏فهمم.
جينا مى‏دونستى كه نور در هر ثانيه 186000 مايل مسافت رو طى مى‏كنه؟
كلاينمن اگه از من مى‏پرسى بايد بگم كه سرعتش خيلى زياده. من دلم مى‏خواد كه از يه چيزى لذت ببرم. اما وقت فراغت ندارم.
جينا تا اونجايى كه ما مى‏دونيم. اين ستاره ميليونها سال پيش ناپديد شده اما نورش اين مسافت رو هر ثانيه 186000 مايل راه اومده تا به ما رسيده.
كلاينمن يعنى اون ستاره ممكنه الآن اونجا نباشه؟
جينا درسته.
كلاينمن عجيبه، چون اگه من يه چيزى رو با چشمام ببينم، دلم مى‏خواد فكر كنم كه حتماً چنين چيزى وجود داره. منظورم اينه كه اگه حرف تو راسته، ميشه كه همه‏شون همينطور باشن. ميشه كه همه‏شون سوخته باشن. فقط خبرها دير به ما مى‏رسه.
جينا كلاينمن، كى مى‏دونه چى واقعيه؟
كلاينمن چيز واقعى، چيزيه كه ميشه با دست لمسش كرد.
جينا اوه؟ (كلاينمن او را مى‏بوسد. او عكس‏العمل صميمانه‏يى نشان مى‏دهد) اين ميشه شيش دلار لطفاً.
كلاينمن براى چى؟
جينا تو يه كمى تفريح كردى. مگه نه؟
كلاينمن يه كمى، بله...
جينا خب، من سر كارم هستم.
كلاينمن آره، اما شيش دلار براى يه ماچ كوچيك. با شيش دلار من مى‏تونم يه شال گردن بخرم.
جينا خيله خب، پنج دلار بده.
كلاينمن تو هيچوقت مجانى ماچ نمى‏دى؟
جينا كلاينمن، اين كار منه. وگرنه براى لذت، من زنها رو مى‏بوسم.
كلاينمن زنها؟ چه شباهتى؟... منهم همينطور.
جينا من بايد برم.
كلاينمن قصد نداشتم كه بهت توهين كنم (مكث).
جينا مى‏دونم. من بايد برم.
كلاينمن از خودت مواظبت مى‏كنى؟
جينا من بايد وظيفه‏مو انجام بدم. موفق باشى. اميدوارم بالاخره بفهمى كه قراره چيكار بكنى.
كلاينمن (پشت سرش صدا مى‏كند) قصد نداشتم باهات مثل يك حيوون رفتار كنم. من يكى از بهترين آدمهايى هستم كه خودم مى‏شناسم. (صداى پاى زن محو مى‏شود و مرد تنها مى‏ماند) خب، ديگه گندش درآمده. من ديگه برمى‏گردم خونه. فوقش فردا ميان مى‏پرسن كه كجا بودم. اونها مى‏گن نقشه خراب شد و تقصير تو هم بود كه خراب شد. فرقش چيه؟ بالاخره يه راهى پيدا مى‏كنند. اونها يه كسى رو احتياج دارن كه تقصيرها رو بذارن گردنش. احتمالاً نقش من هم همينه. هر وقت يه كارى خراب مى‏شه تقصيرها رو گردن من ميندازن. من (زمزمه‏يى مى‏شنود) چى؟ كيه؟!
دكتر (در حاليكه زخمى مرگبار خورده است به داخل صحنه مى‏خزد) كلاينمن.
كلاينمن دكتر!
دكتر من دارم مى‏ميرم.
كلاينمن من يه دكتر خبر مى‏كنم.
دكتر من خودم يه دكترم.
كلاينمن تو؟ اما تو يه دكتر در حال مرگى.
دكتر دير شده (مكث) منو غافلگير كرد... اوه... راه فرارى نبود.
كلاينمن كمك! كمك! زود يه نفر بياد.
دكتر كلاينمن زر نزن... مگه مى‏خواى قاتل پيدات كنه؟
كلاينمن گوش كن، من ديگه اهميتى نمى‏دم! كمك! (بعد فكر مى‏كند كه ممكن است قاتل او را پيدا كند. بنابراين صدايش را پائين مى‏آورد) كمك... اون كيه؟ خوب نگاهش كردى؟
دكتر نه فقط يكدفعه يه ضربه‏اى از پشت سر بهم وارد شد.
كلاينمن خيلى بده. اون از جلو بهت حمله نكرد. وگرنه مى‏تونستى ببينى‏اش.
دكتر كلاينمن، من دارم مى‏ميرم.
كلاينمن اين يه مسأله شخصى نيست.
دكتر اين ديگه چه حرف احمقانه‏اى است كه مى‏زنى؟
كلاينمن چى مى‏تونم بگم؟ من فقط سعى مى‏كنم باهات حرف بزنم.
(يك مرد دوان دوان سر مى‏رسد)
مرد چى شده؟ كسى كمك مى‏خواست؟
كلاينمن دكتر داره مى‏ميره... كمك بيار... صبر كن! تو چيزى درباره‏ى من شنيده‏اى؟
مرد تو كى هستى؟
كلاينمن كلاينمن.
مرد كلاينمن... كلاينمن... آره، يه چيزايى شنيده‏ام... اونها دارن دنبال تو مى‏گردن... مسأله مهميه...
كلاينمن كى دنبال من مى‏گرده؟
مرد يه چيزى درباره‏ى مأموريت تو بود.
كلاينمن حرفتو بزن.
مرد بهشون مى‏گم كه تو رو ديدم.
(دوان دوان مى‏رود)
دكتر كلاينمن، تو به تناسخ ارواح معتقدى؟
كلاينمن تناسخ ديگه چيه؟
دكتر تناسخ (مكث) يعنى اينكه روح آدم پس از مرگ در جسم يه چيز ديگه حلول مى‏كنه.
كلاينمن مثل چى؟
دكتر ئه... اوه... توى يه چيز زنده‏ى ديگه...
كلاينمن منظورت چيه؟ مثلاً يه حيوون؟
دكتر آره.
كلاينمن منظورت اينه كه ممكنه روح تو در جسم يك قورباغه حلول كنه؟
دكتر فراموش كن كلاينمن. من اصلاً چيزى نگفتم.
كلاينمن گوش كن، هر چيزى ممكنه. اما باور كردنش سخته كه رئيس يك كمپانى مهم، روحش در جسم يك شمپانزه حلول كنه.
دكتر دنيا جلوى چشمم تيره و تار مى‏شه.
كلاينمن نگاه كن. چرا بهم نمى‏گى كه مأموريت تو در اين نقشه چيه؟ من هنوز متوجه‏ى مأموريت خودم نشدم. حالا كه تو دارى از رده خارج مى‏شى، من مى‏تونم كار تو رو ادامه بدم.
دكتر مأموريت من بدرد تو نمى‏خورده. من تنها كسى بودم كه از عهده‏اش برمى‏آمدم.
كلاينمن بخاطر خدا حرف بزن. من اصلاً نمى‏دونم ما تشكيلات منظمى داريم يا توى يك تشكيلات نامنظم فعاليت مى‏كنيم.
دكتر كلاينمن، باعث شكست ما نشو. ما بتو احتياج داريم.
(مى‏ميرد).
كلاينمن دكتر؟ دكتر؟ اوه خداى من... من چيكار بايد بكنم؟ بدرك، من مى‏رم خونه! بذار همه‏شون تمام شب اينور اونور بگردن. اوج فصل فروشه. هيچكس به من هيچى نمى‏گه. فقط نمى‏خوام كه همه‏ى تقصيرها رو به گردن من بندازن. خب، اصلاً چرا بايد گردن من بندازن؟ بمحض اينكه اونها خواستن، من اومدم. اما اونها مأموريتى براى من نداشتن.
(يك پاسبان با مردى كه براى آوردن كمك رفته بود وارد صحنه مى‏شوند)
مرد مرد مشرف به موت اينجاست؟
كلاينمن من دارم مى‏ميرم.
پاسبان تو؟ اون چطور؟
كلاينمن اون كه مرده!
پاسبان تو باهاش دوست بودى؟
كلاينمن اون لوزتين منو عمل كرده.
(پاسبان زانو مى‏زند تا جسد را معاينه كند).
مرد من يك بار مرده بودم.
كلاينمن ببخشيد؟
مرد مرده، من مرده بودم. در زمان جنگ. زخمى شده بودم. روى تخت عمل دراز كشيده بودم. دكتر عرق مى‏ريخت كه زندگى منو نجات بده. ناگهان قلبم از كار ايستاد. و من مردم. كار تمام شد. يكى از اونها كه حضور ذهن بيشترى داشت قلبم رو ماساژ داد. بعد قلبم شروع به تپش كرد و من زنده شدم اما از نظر رسمى، براى يك لحظه‏ى كوتاه من مرده بودم... از نظر علمى هم مرده بودم (مكث)... اما اين قضيه مال خيلى وقت پيشه. با اين حال هر وقت من يه مرده مى‏بينم. خوب حالش رو درك مى‏كنم.
كلاينمن خب؟ مردن چطورى بود؟
مرد چى؟
كلاينمن مردن. چيزى هم ديدى؟
مرد نه... هيچى.
كلاينمن عالم پس از مرگ رو به ياد نميارى؟
مرد نه.
كلاينمن اسم من به گوشت نخورد؟
مرد هيچى، كلاينمن، بعد از مردن هيچ خبرى نبود.
كلاينمن من نمى‏خوام برم. هنوز نه. حالا نه. دلم نمى‏خواد اونچه كه بر سر اون اومده سر من بياد. آدمو گير ميندازن، ضربه مى‏زنن... حتماً بقيه رو هم كشته... حتى هكر رو... اون ديوونه همه رو كشته.
مرد «هكر» به دست ديوونه‏هه كشته نشده.
كلاينمن نه؟
مرد توطئه‏كنندگان بهش سوءقصد كردند.
كلاينمن توطئه‏كنندگان؟
مرد از يه جناح ديگه.
كلاينمن كدوم جناح؟
مرد مگه درباره‏ى جناح ديگه چيزى نمى‏دونى؟
كلاينمن من هيچى نمى‏دونم. من توى شب گم شده‏ام.

# : 30 Jul 2006 13:41


مرد آدماى مشخصى هستن. «شپرد» و «ويليز». اونها هميشه با روش «هكر» مخالف بودند.
كلاينمن چى؟
مرد خب، «هكر» به نتيجه‏ى قطعى نرسيده بود.
كلاينمن خب پليس هم به نتيجه نرسيده بود.
پاسبان (بلند مى‏شود).اگه شخصى‏ها خودشان رو كنار بكشن، ما حتماً به نتيجه مى‏رسيم.
كلاينمن من فكر كردم تو كمك مى‏خواهى.
پاسبان كمك بله، اما نه سر درگمى و شوك. اما نگران نباش. ما دو تا سر نخ بدست آورديم و كامپيوترهاى ما هم مشغول فعاليت‏اند. اين كامپيوترها، بهترين مغزهاى الكترونيكى‏اند. غيرقابل اشتباه. بايد ديد تا كى مى‏تونه از دست كامپيوترها فرار كن. (زانو مى‏زند)
كلاينمن خب، پس «هكر» رو كى كشت؟
پاسبان يه جناحى هست كه مخالف «هكر».
كلاينمن كى؟ «شپرد» و «ويليز»؟
پاسبان خيلى‏ها طرف اونهان، باور كن. حتى شنيده‏ام كه گروهى هم از اين گروه جديد انشعاب كرده.
كلاينمن يه جناح ديگه؟
پاسبان آره. اونهم با كلى نقشه‏ى جديد براى دستگيرى اون ديوونه. اين همون چيزيه كه ما بهش احتياج داريم. مگه نه؟ فكرهاى مختلف. اگه يه نقشه شكست بخوره، باز يه نقشه‏ى ديگه هست. اين طبيعيه شايدم تو با نقشه‏هاى جديد مخالفى؟
كلاينمن من؟ نه... اما اونها «هكر» رو كشتن.
مرد براى اينكه بهشون اجازه‏ى پيشروى نمى‏داد. بخاطر دگماتيزمش كه مى‏گفت فقط نقشه‏ى خودش بدرد مى‏خوره. در حاليكه هيچ اتفاقى نمى‏افتاد.
كلاينمن پس حالا چندين نقشه داريم. نه؟
مرد درسته. و من اميدوارم كه تو سرسپرده نقشه‏ى «هكر» نباشى. هرچند كه هنوز خيلى‏ها سرسپرده‏اش هستن.
كلاينمن من حتى نقشه‏ى «هكر» رو نمى‏دونم.
مرد خوبه. پس ممكنه براى ما مفيد باشى.
كلاينمن «ما» يعنى كى؟
مرد خودتو به نفهمى نزن.
كلاينمن كى خودشو به نفهمى مى‏زنه؟
مرد زود باش.
كلاينمن نه. من نمى‏دونم كى به كيه.
مرد (روى كلاينمن چاقو مى‏كشد) زندگى مردم در خطره. اونوقت تو احمق دارى زر مى‏زنى. تصميمت رو بگير.
كلاينمن ئه... سركار... پليس مخفى...
پاسبان حالا تو كمك مى‏خواهى. اما هفته‏ى پيش مى‏گفتى ما احمقيم چونكه نتونسته بوديم قاتلو دستگير كنيم.
كلاينمن من هيچوقت انتقاد نكردم.
مرد كرم خاكى، تصميم بگير.
پاسبان هيچكى ككش نمى‏گزه كه ما بيست و چهار ساعته كار مى‏كنيم. تمام مدت احمق‏هايى هستن كه اعتراف مى‏كنن قاتل اونها هستن و تقاضاى مجازات دارن.
مرد بهترين كار اينه كه سر تو ببرم. شل و ول.
كلاينمن من براى ملحق شدن به شما حاضرم. فقط بگو كه چيكار بايد بكنم.
مرد تو با «هكر»ى يا با ما؟
كلاينمن «هكر» مرده.
مرد او پيروانى داره. يا شايد هم مى‏خواهى به يكى از گروه‏هاى منشعب ملحق بشى. ها؟
كلاينمن اگه يكى به من بگه كه هر گروهى طرفدار چه عقيده‏ايه، شايد. مى‏دونى منظورم چيه؟ من هرگز نقشه‏ى «هكر» رو نفهميدم... نقشه‏ى تو رو هم نمى‏دونم. درباره‏ى گروه‏هاى انشعابى هم هيچى نمى‏دونم.
مرد جك؟ اين همونى نيست كه هيچى نمى‏دونه؟
پاسبان آره. اما موقع عمليات همه‏چى بهش گفته مى‏شه. تو منو مريض مى‏كنى.
(اعضاى گروه «هكر» وارد صحنه مى‏شوند)
هانك تو اينجايى كلاينمن؟ تا حالا كجا بودى؟
كلاينمن من كجا بودم؟ شما خودتون كجا بودين؟
سام درست موقعى كه بهت احتياج داشتيم غيبت زد.
كلاينمن هيچكس يك كلمه به من نگفت.
مرد كلاينمن حالا با «ما» است.
جان اين راسته، كلاينمن؟
كلاينمن چى راسته؟ من ديگه نمى‏دونم چى راسته چى راست نيست.
(چندين مرد وارد مى‏شوند. آنها اعضاى يك گروه مخالف‏اند)
بيل هى فرانك، اين بچه‏ها واسه شما مشكلى ايجاد كردن؟
فرانك نه. اگه بخواهند هم نمى‏تونند.
ال نه؟
فرانك نه.

# : 30 Jul 2006 13:42


ال اگه شماها سرجاتون بودين، تا حالا گرفته بوديمش.
فرانك ما با «هكر» موافق نبوديم. نقشه‏اش بدرد نمى‏خورد.
دان آره ما قاتلو مى‏گيريمش! واگذارش كنين به ما.
جان ما هيچى رو به شما واگذار نمى‏كنيم. بريم كلاينمن.
فرانك شما باهاشون درگير نمى‏شين، مگه نه؟
كلاينمن من؟ من بى‏طرفم. هركى نقشه‏ى بهترى داره، حتماً بهتره.
هنرى بى‏طرفى وجود نداره كلاينمن.
مرد يا ما يا اونها.
كلاينمن وقتى حق انتخابى ندارم، چطور مى‏تونم انتخاب كنم؟ يكى‏اش سيبه و يكى ديگه‏اش هلو؟ يا هر دوتاش نارنگى‏اند؟
فرانك بذار همين حالا بكشيمش.
سام قرار نيست بازهم آدم بكشيد.
فرانك نه؟
سام نه. وقتى اون ديوونه‏هه رو بگيريم. يكى بايد گناه قتل «هكر» رو به گردن بگيره.
كلاينمن همين حالا كه ما ايستاده‏ايم و بحث مى‏كنيم، ممكنه ديوونه‏هه مشغول كشتن يه نفر باشه. هدف ما همكاريه.
سام اينو به اونها بگو.
فرانك اسم اين بازى «نتيجه» است.
دان حالا بذار مواظب اون والدالزناها باشيم. در غير اينصورت اونها سر راهمونو مى‏گيرن و سر درگم‏مون مى‏كنن.
ال فقط سعى كن.
بيل ما يه كارى مى‏كنيم بيشتر از سعى.
(چاقوها و پنجه بكس‏ها را بيرون مى‏آورند)
كلاينمن بچه‏ها (مكث) پسرها (مكث)
فرانك حالا انتخاب كن كلاينمن. اين لحظه‏ى انتخابه!
هنرى بهتره درست انتخاب كنى كلاينمن. فقط يه برنده در اين بازى هست.
كلاينمن ما همديگه رو مى‏كشيم و قاتل آزاد مى‏مونه. نمى‏بينين... اونها نمى‏بينن.
(دعوا شروع مى‏شود. ناگهان همه مى‏ايستند و نگاه مى‏كنند. يك دسته‏ى خرافاتى وارد مى‏شوند «دستيار» رهبر آنهاست).
دستيار قاتل! ما ديوونه رو شناسايى كرديم!
(دعوا متوقف مى‏شود. همه زمزمه مى‏كنند؛ «چه خبره». يك گروه بهمراه «هانس اسپيرو» كندر مى‏سوزانند و دود مى‏كنند).
پاسبان اين «اسپيرو» است كه تله‏پاتى بلده. ما اونو وارد نقشه كرده‏ايم. اون بصيرت داره. بهش الهام مى‏شه.
كلاينمن واقعاً؟ پس بايد بدردمون بخوره.
پاسبان اون براى ديگران مشكلات جنائى رو حل كرده. فقط احتياج داره يه چيزى دود كنه. او در مركز پليس فكر منو خوند. اون مى‏دونست كه من با كى توى رختخواب رفته بودم.
كلاينمن با زنت.
پاسبان (پس از يك نگاه چپ چپ به كلاينمن) بچه‏ها نگاهش كنين. قدرت خارق‏العاده‏ى مادرزادى داره.
دستيار آقاى اسپيروى با بصيرت در آستانه كشف قاتله. لطفاً راه رو باز كنيد. (اسپيرو، دودكنان پيش مى‏آيد) آقاى اسپيرو مى‏خواد به شما دود بده،
كلاينمن به من؟
دستيار بله.
كلاينمن من نمى‏خواهم بهم دود بدن.
فرانك چى رو مى‏خواى خفه كنى؟
(بقيه هم تأييد مى‏كنند)
كلاينمن هيچى. اما اين منو عصبى مى‏كنه.
پاسبان برو جلو، دود بده.
(اسپيرو دود مى‏كند. كلاينمن ناراحت است)
كلاينمن اون چيكار داره مى‏كنه؟ من چيزى رو مخفى نكرده‏ام. با اين كار فقط ژاكت من بوى كافور مى‏گيره. خب؟ حالا ممكنه ديگه به من دود ندى؟ اين كار منو عصبى مى‏كنه.
ال عصبى مى‏كنه كلاينمن؟
كلاينمن من هيچوقت دوست نداشته‏ام دود بگيرم. («اسپيرو» شديدتر دود مى‏كند) موضوع چيه؟ شماها به چى نگاه مى‏كنين؟ چى؟ اوه، مى‏دونم. من روى شلوارم يه خورده سس سالاد ريخته‏ام. واسه‏ى همين بوى بد مى‏ده (مكث) زياد وحشتناك نيست... سس استيك «ويلتون هاوس» بود... من استيك دوست دارم... نه اينكه آبدار باشه. خب اشتباه كردم. مى‏خواستم بگم نه اينكه خام باشه... مى‏دونى، آدم دستور استيك آبدار مى‏ده، اونوقت براى گوشت سرخ كرده ميارن...
اسپيرو اين مرد قاتله.
كلاينمن چى؟
پاسبان كلاينمن؟
اسپيرو بله، كلاينمن.

# : 30 Jul 2006 13:44


پاسبان نه!
دستيار آقاى اسپيرو يه دفعه‏ى ديگه هم موفق شد!
كلاينمن شما درباره‏ى چى صحبت مى‏كنين؟ مى‏دونين راجع به چى دارين صحبت مى‏كنين؟
اسپيرو گناهكار اينجاست.
كلاينمن تو احمقى. اسپيرو... اين يارو ديوانه است.
هنرى خوب، كلاينمن، پس همه‏اش كار تو بود؟
فرانك (با فرياد) هنرى (مكث) اينجا! اينجا! ما انداختيمش توى تله!
كلاينمن چيكار مى‏كنين؟!
اسپيرو شكى نيست. خودشه.
بيل كلاينمن، چرا اين كارها رو كردى؟
كلاينمن چه كارهايى؟ شما مى‏خواهيد حرف اين يارو رو باور كنين؟ اونهم با دود دادن و بو دادن من؟
دستيار قدرت فوق‏طبيعى آقاى اسپيرو هرگز اشتباه نكرده.
كلاينمن اين يارو حقه‏بازه. مگه با بو دادن چيكار مى‏شه كرد؟!
سام پس قاتل، كلاينمنه.
كلاينمن نه رفقا، شما همه‏تون منو مى‏شناسين!
جان كلاينمن، چرا اين كار رو كردى؟
فرانك آره، بگو.
ال چونكه احمقه. يه چيزايى توى سرشه.
كلاينمن من احمقم؟ نگاه كن ببين چه جورى لباس پوشيده‏ام!
هنرى ازش انتظار حرف با معنى نداشته باشين. مغز نداره.
بيل آدم ديوونه همينجوريه ديگه. اونها از همه نظر منطقى‏اند، غير از يك نظر (مكث). نقطه ضعفشون، ديوونگى شونه.
سام و كلاينمن هم هميشه خيلى منطقيه.
هنرى خيلى منطقى!
كلاينمن اين يه شوخيه، نه؟ چونكه اگه شوخى نباشه، من دلم مى‏خواد بشينم گريه كنم.
اسپيرو يك‏بار ديگر خدا را شكر مى‏كنم كه اين نبوغ برجسته را در من بوديعه نهاد.
جان بياين همين الآن ببنديمش!
(همه موافقت مى‏كنند)
كلاينمن به من نزديك نشين. من از طناب خوشم نمياد.
جينا سعى كرد به من حمله كنه! ناگهان منو گرفت.
كلاينمن من بهت شيش دلار دادم!
(آنها او را مى‏گيرند)
بيل من يه كم طناب دارم.
كلاينمن چيكار مى‏خواى بكنى؟
فرانك مى‏خواهيم يكبار براى هميشه اين شهر رو امن كنيم.
كلاينمن شما دارين منو اشتباهى اعدام مى‏كنين. من حتى يه پشه رو هم اذيت نمى‏كنم... خيله خب، شايد يه پشه رو اذيت كنم...
پاسبان ما نمى‏تونيم بدون محاكمه اعدامش كنيم.
كلاينمن البته كه نه. من حقوق مشخصى دارم.
ال قربانى‏هات چطور، حقى داشتن؟ ها؟
كلاينمن كدوم قربانى‏ها؟ من وكيل‏مو مى‏خوام! مى‏شنوين؟ من وكيل‏مو مى‏خوام! من حتى يه وكيل ندارم!
پاسبان چطور از خودت دفاع مى‏كنى، كلاينمن؟
كلاينمن من گناهكار نيستم! بكلى بيگناهم! من نه حالا و نه هرگز قاتل و آدمكش نبودم. آدمكشى حتى باندازه‏ى يك سرگرمى هم برام جالب نيست.
هنرى براى دستگيرى قاتل چه كمكى كردى؟
كلاينمن منظورت اون نقشه است. هيچكس چيزى درباره‏اش به من نگفت.
جان فكر نمى‏كنى اين مسؤوليت تو بود كه بخاطر خودت نقشه رو بفهمى؟
كلاينمن چطورى؟ هر وقت مى‏پرسيدم با رقص و آواز جوانم رو مى‏دادند.
ال اين مسؤوليت توئه كلاينمن.
فرانك درسته. اونطورى هم نيست كه فقط يه نقشه بوده باشه.
بيل بله، چون ما يه نقشه ديگه رو پيشنهاد كرديم.
دان تازه نقشه‏هاى ديگه‏اى هم بود. مى‏تونستى وارد يكيش بشى.
سام بخاطر همين بود كه نمى‏تونستى انتخاب كنى؟ چون اصلاً نمى‏خواستى انتخابى بكنى؟ نه؟
كلاينمن چى رو انتخاب كنم؟ نقشه رو بمن بگين. بذارين بهتون كمك كنم. از من استفاده كنين.
پاسبان ديگه يه خورده دير شده.
هنرى كلاينمن تو محاكمه و محكوم شدى. تو اعدام مى‏شى. بعنوان آخرين دفاع حرفى دارى؟
كلاينمن بله. من ترجيح مى‏دم كه دارم نزنن.
هنرى متأسفم، كلاينمن. كارى از دست ما برنمياد.
ايب (با عجله وارد مى‏شود) زود (مكث) زود بيائيد!

# : 30 Jul 2006 13:44


پاسبان نه!
دستيار آقاى اسپيرو يه دفعه‏ى ديگه هم موفق شد!
كلاينمن شما درباره‏ى چى صحبت مى‏كنين؟ مى‏دونين راجع به چى دارين صحبت مى‏كنين؟
اسپيرو گناهكار اينجاست.
كلاينمن تو احمقى. اسپيرو... اين يارو ديوانه است.
هنرى خوب، كلاينمن، پس همه‏اش كار تو بود؟
فرانك (با فرياد) هنرى (مكث) اينجا! اينجا! ما انداختيمش توى تله!
كلاينمن چيكار مى‏كنين؟!
اسپيرو شكى نيست. خودشه.
بيل كلاينمن، چرا اين كارها رو كردى؟
كلاينمن چه كارهايى؟ شما مى‏خواهيد حرف اين يارو رو باور كنين؟ اونهم با دود دادن و بو دادن من؟
دستيار قدرت فوق‏طبيعى آقاى اسپيرو هرگز اشتباه نكرده.
كلاينمن اين يارو حقه‏بازه. مگه با بو دادن چيكار مى‏شه كرد؟!
سام پس قاتل، كلاينمنه.
كلاينمن نه رفقا، شما همه‏تون منو مى‏شناسين!
جان كلاينمن، چرا اين كار رو كردى؟
فرانك آره، بگو.
ال چونكه احمقه. يه چيزايى توى سرشه.
كلاينمن من احمقم؟ نگاه كن ببين چه جورى لباس پوشيده‏ام!
هنرى ازش انتظار حرف با معنى نداشته باشين. مغز نداره.
بيل آدم ديوونه همينجوريه ديگه. اونها از همه نظر منطقى‏اند، غير از يك نظر (مكث). نقطه ضعفشون، ديوونگى شونه.
سام و كلاينمن هم هميشه خيلى منطقيه.
هنرى خيلى منطقى!
كلاينمن اين يه شوخيه، نه؟ چونكه اگه شوخى نباشه، من دلم مى‏خواد بشينم گريه كنم.
اسپيرو يك‏بار ديگر خدا را شكر مى‏كنم كه اين نبوغ برجسته را در من بوديعه نهاد.
جان بياين همين الآن ببنديمش!
(همه موافقت مى‏كنند)
كلاينمن به من نزديك نشين. من از طناب خوشم نمياد.
جينا سعى كرد به من حمله كنه! ناگهان منو گرفت.
كلاينمن من بهت شيش دلار دادم!
(آنها او را مى‏گيرند)
بيل من يه كم طناب دارم.
كلاينمن چيكار مى‏خواى بكنى؟
فرانك مى‏خواهيم يكبار براى هميشه اين شهر رو امن كنيم.
كلاينمن شما دارين منو اشتباهى اعدام مى‏كنين. من حتى يه پشه رو هم اذيت نمى‏كنم... خيله خب، شايد يه پشه رو اذيت كنم...
پاسبان ما نمى‏تونيم بدون محاكمه اعدامش كنيم.
كلاينمن البته كه نه. من حقوق مشخصى دارم.
ال قربانى‏هات چطور، حقى داشتن؟ ها؟
كلاينمن كدوم قربانى‏ها؟ من وكيل‏مو مى‏خوام! مى‏شنوين؟ من وكيل‏مو مى‏خوام! من حتى يه وكيل ندارم!
پاسبان چطور از خودت دفاع مى‏كنى، كلاينمن؟
كلاينمن من گناهكار نيستم! بكلى بيگناهم! من نه حالا و نه هرگز قاتل و آدمكش نبودم. آدمكشى حتى باندازه‏ى يك سرگرمى هم برام جالب نيست.
هنرى براى دستگيرى قاتل چه كمكى كردى؟
كلاينمن منظورت اون نقشه است. هيچكس چيزى درباره‏اش به من نگفت.
جان فكر نمى‏كنى اين مسؤوليت تو بود كه بخاطر خودت نقشه رو بفهمى؟
كلاينمن چطورى؟ هر وقت مى‏پرسيدم با رقص و آواز جوانم رو مى‏دادند.
ال اين مسؤوليت توئه كلاينمن.
فرانك درسته. اونطورى هم نيست كه فقط يه نقشه بوده باشه.
بيل بله، چون ما يه نقشه ديگه رو پيشنهاد كرديم.
دان تازه نقشه‏هاى ديگه‏اى هم بود. مى‏تونستى وارد يكيش بشى.
سام بخاطر همين بود كه نمى‏تونستى انتخاب كنى؟ چون اصلاً نمى‏خواستى انتخابى بكنى؟ نه؟
كلاينمن چى رو انتخاب كنم؟ نقشه رو بمن بگين. بذارين بهتون كمك كنم. از من استفاده كنين.
پاسبان ديگه يه خورده دير شده.
هنرى كلاينمن تو محاكمه و محكوم شدى. تو اعدام مى‏شى. بعنوان آخرين دفاع حرفى دارى؟
كلاينمن بله. من ترجيح مى‏دم كه دارم نزنن.
هنرى متأسفم، كلاينمن. كارى از دست ما برنمياد.
ايب (با عجله وارد مى‏شود) زود (مكث) زود بيائيد!

# : 30 Jul 2006 13:45


پاسبان نه!
دستيار آقاى اسپيرو يه دفعه‏ى ديگه هم موفق شد!
كلاينمن شما درباره‏ى چى صحبت مى‏كنين؟ مى‏دونين راجع به چى دارين صحبت مى‏كنين؟
اسپيرو گناهكار اينجاست.
كلاينمن تو احمقى. اسپيرو... اين يارو ديوانه است.
هنرى خوب، كلاينمن، پس همه‏اش كار تو بود؟
فرانك (با فرياد) هنرى (مكث) اينجا! اينجا! ما انداختيمش توى تله!
كلاينمن چيكار مى‏كنين؟!
اسپيرو شكى نيست. خودشه.
بيل كلاينمن، چرا اين كارها رو كردى؟
كلاينمن چه كارهايى؟ شما مى‏خواهيد حرف اين يارو رو باور كنين؟ اونهم با دود دادن و بو دادن من؟
دستيار قدرت فوق‏طبيعى آقاى اسپيرو هرگز اشتباه نكرده.
كلاينمن اين يارو حقه‏بازه. مگه با بو دادن چيكار مى‏شه كرد؟!
سام پس قاتل، كلاينمنه.
كلاينمن نه رفقا، شما همه‏تون منو مى‏شناسين!
جان كلاينمن، چرا اين كار رو كردى؟
فرانك آره، بگو.
ال چونكه احمقه. يه چيزايى توى سرشه.
كلاينمن من احمقم؟ نگاه كن ببين چه جورى لباس پوشيده‏ام!
هنرى ازش انتظار حرف با معنى نداشته باشين. مغز نداره.
بيل آدم ديوونه همينجوريه ديگه. اونها از همه نظر منطقى‏اند، غير از يك نظر (مكث). نقطه ضعفشون، ديوونگى شونه.
سام و كلاينمن هم هميشه خيلى منطقيه.
هنرى خيلى منطقى!
كلاينمن اين يه شوخيه، نه؟ چونكه اگه شوخى نباشه، من دلم مى‏خواد بشينم گريه كنم.
اسپيرو يك‏بار ديگر خدا را شكر مى‏كنم كه اين نبوغ برجسته را در من بوديعه نهاد.
جان بياين همين الآن ببنديمش!
(همه موافقت مى‏كنند)
كلاينمن به من نزديك نشين. من از طناب خوشم نمياد.
جينا سعى كرد به من حمله كنه! ناگهان منو گرفت.
كلاينمن من بهت شيش دلار دادم!
(آنها او را مى‏گيرند)
بيل من يه كم طناب دارم.
كلاينمن چيكار مى‏خواى بكنى؟
فرانك مى‏خواهيم يكبار براى هميشه اين شهر رو امن كنيم.
كلاينمن شما دارين منو اشتباهى اعدام مى‏كنين. من حتى يه پشه رو هم اذيت نمى‏كنم... خيله خب، شايد يه پشه رو اذيت كنم...
پاسبان ما نمى‏تونيم بدون محاكمه اعدامش كنيم.
كلاينمن البته كه نه. من حقوق مشخصى دارم.
ال قربانى‏هات چطور، حقى داشتن؟ ها؟
كلاينمن كدوم قربانى‏ها؟ من وكيل‏مو مى‏خوام! مى‏شنوين؟ من وكيل‏مو مى‏خوام! من حتى يه وكيل ندارم!
پاسبان چطور از خودت دفاع مى‏كنى، كلاينمن؟
كلاينمن من گناهكار نيستم! بكلى بيگناهم! من نه حالا و نه هرگز قاتل و آدمكش نبودم. آدمكشى حتى باندازه‏ى يك سرگرمى هم برام جالب نيست.
هنرى براى دستگيرى قاتل چه كمكى كردى؟
كلاينمن منظورت اون نقشه است. هيچكس چيزى درباره‏اش به من نگفت.
جان فكر نمى‏كنى اين مسؤوليت تو بود كه بخاطر خودت نقشه رو بفهمى؟
كلاينمن چطورى؟ هر وقت مى‏پرسيدم با رقص و آواز جوانم رو مى‏دادند.
ال اين مسؤوليت توئه كلاينمن.
فرانك درسته. اونطورى هم نيست كه فقط يه نقشه بوده باشه.
بيل بله، چون ما يه نقشه ديگه رو پيشنهاد كرديم.
دان تازه نقشه‏هاى ديگه‏اى هم بود. مى‏تونستى وارد يكيش بشى.
سام بخاطر همين بود كه نمى‏تونستى انتخاب كنى؟ چون اصلاً نمى‏خواستى انتخابى بكنى؟ نه؟
كلاينمن چى رو انتخاب كنم؟ نقشه رو بمن بگين. بذارين بهتون كمك كنم. از من استفاده كنين.
پاسبان ديگه يه خورده دير شده.
هنرى كلاينمن تو محاكمه و محكوم شدى. تو اعدام مى‏شى. بعنوان آخرين دفاع حرفى دارى؟
كلاينمن بله. من ترجيح مى‏دم كه دارم نزنن.
هنرى متأسفم، كلاينمن. كارى از دست ما برنمياد.
ايب (با عجله وارد مى‏شود) زود (مكث) زود بيائيد!

# : 30 Jul 2006 13:45


پاسبان نه!
دستيار آقاى اسپيرو يه دفعه‏ى ديگه هم موفق شد!
كلاينمن شما درباره‏ى چى صحبت مى‏كنين؟ مى‏دونين راجع به چى دارين صحبت مى‏كنين؟
اسپيرو گناهكار اينجاست.
كلاينمن تو احمقى. اسپيرو... اين يارو ديوانه است.
هنرى خوب، كلاينمن، پس همه‏اش كار تو بود؟
فرانك (با فرياد) هنرى (مكث) اينجا! اينجا! ما انداختيمش توى تله!
كلاينمن چيكار مى‏كنين؟!
اسپيرو شكى نيست. خودشه.
بيل كلاينمن، چرا اين كارها رو كردى؟
كلاينمن چه كارهايى؟ شما مى‏خواهيد حرف اين يارو رو باور كنين؟ اونهم با دود دادن و بو دادن من؟
دستيار قدرت فوق‏طبيعى آقاى اسپيرو هرگز اشتباه نكرده.
كلاينمن اين يارو حقه‏بازه. مگه با بو دادن چيكار مى‏شه كرد؟!
سام پس قاتل، كلاينمنه.
كلاينمن نه رفقا، شما همه‏تون منو مى‏شناسين!
جان كلاينمن، چرا اين كار رو كردى؟
فرانك آره، بگو.
ال چونكه احمقه. يه چيزايى توى سرشه.
كلاينمن من احمقم؟ نگاه كن ببين چه جورى لباس پوشيده‏ام!
هنرى ازش انتظار حرف با معنى نداشته باشين. مغز نداره.
بيل آدم ديوونه همينجوريه ديگه. اونها از همه نظر منطقى‏اند، غير از يك نظر (مكث). نقطه ضعفشون، ديوونگى شونه.
سام و كلاينمن هم هميشه خيلى منطقيه.
هنرى خيلى منطقى!
كلاينمن اين يه شوخيه، نه؟ چونكه اگه شوخى نباشه، من دلم مى‏خواد بشينم گريه كنم.
اسپيرو يك‏بار ديگر خدا را شكر مى‏كنم كه اين نبوغ برجسته را در من بوديعه نهاد.
جان بياين همين الآن ببنديمش!
(همه موافقت مى‏كنند)
كلاينمن به من نزديك نشين. من از طناب خوشم نمياد.
جينا سعى كرد به من حمله كنه! ناگهان منو گرفت.
كلاينمن من بهت شيش دلار دادم!
(آنها او را مى‏گيرند)
بيل من يه كم طناب دارم.
كلاينمن چيكار مى‏خواى بكنى؟
فرانك مى‏خواهيم يكبار براى هميشه اين شهر رو امن كنيم.
كلاينمن شما دارين منو اشتباهى اعدام مى‏كنين. من حتى يه پشه رو هم اذيت نمى‏كنم... خيله خب، شايد يه پشه رو اذيت كنم...
پاسبان ما نمى‏تونيم بدون محاكمه اعدامش كنيم.
كلاينمن البته كه نه. من حقوق مشخصى دارم.
ال قربانى‏هات چطور، حقى داشتن؟ ها؟
كلاينمن كدوم قربانى‏ها؟ من وكيل‏مو مى‏خوام! مى‏شنوين؟ من وكيل‏مو مى‏خوام! من حتى يه وكيل ندارم!
پاسبان چطور از خودت دفاع مى‏كنى، كلاينمن؟
كلاينمن من گناهكار نيستم! بكلى بيگناهم! من نه حالا و نه هرگز قاتل و آدمكش نبودم. آدمكشى حتى باندازه‏ى يك سرگرمى هم برام جالب نيست.
هنرى براى دستگيرى قاتل چه كمكى كردى؟
كلاينمن منظورت اون نقشه است. هيچكس چيزى درباره‏اش به من نگفت.
جان فكر نمى‏كنى اين مسؤوليت تو بود كه بخاطر خودت نقشه رو بفهمى؟
كلاينمن چطورى؟ هر وقت مى‏پرسيدم با رقص و آواز جوانم رو مى‏دادند.
ال اين مسؤوليت توئه كلاينمن.
فرانك درسته. اونطورى هم نيست كه فقط يه نقشه بوده باشه.
بيل بله، چون ما يه نقشه ديگه رو پيشنهاد كرديم.
دان تازه نقشه‏هاى ديگه‏اى هم بود. مى‏تونستى وارد يكيش بشى.
سام بخاطر همين بود كه نمى‏تونستى انتخاب كنى؟ چون اصلاً نمى‏خواستى انتخابى بكنى؟ نه؟
كلاينمن چى رو انتخاب كنم؟ نقشه رو بمن بگين. بذارين بهتون كمك كنم. از من استفاده كنين.
پاسبان ديگه يه خورده دير شده.
هنرى كلاينمن تو محاكمه و محكوم شدى. تو اعدام مى‏شى. بعنوان آخرين دفاع حرفى دارى؟
كلاينمن بله. من ترجيح مى‏دم كه دارم نزنن.
هنرى متأسفم، كلاينمن. كارى از دست ما برنمياد.
ايب (با عجله وارد مى‏شود) زود (مكث) زود بيائيد!

# : 30 Jul 2006 13:47


جان چه خبره؟
ايب ما قاتلو پشت انبار توى تله انداختيم.
ال اين غيرممكنه. كلاينمن قاتله.
ايب نه. اون موقع خفه كردن «اديت كاكس» غافلگير شد. اون زن قاتلو شناسايى كرد. عجله كنيد. ما به كمك همه احتياج داريم.
سام كسيه كه مى‏شناسيمش؟
ايب نه، يه غريبه است اما در حال فراره!
كلاينمن ببينين! ببينين! شما همين الآن مى‏خواستين يه آدم بيگناهو اعدام كنين.
هنرى كلاينمن ما رو ببخش.
كلاينمن مى‏بخشم. ولى هر وقت شماها فكر تازه‏يى ندارين با يه طناب مياين سراغ من.
اسپيرو بايد يه اشتباهى شده باشه.
كلاينمن و تو؟ تو بايد «گرتى» باشى! (آنها همه مى‏دوند)، خوبه كه آدم بفهمه رفقاش كيان؟ من مى‏رم خونه! اين ديگه مشكل من نيست!... من خسته‏ام. سردمه... يه شب... حالا من كجا هستم؟... بچه‏ها اين حس جهت‏يابى من صنار هم نمى‏ارزه... نه، اين درست نيست... من بايد يه خورده استراحت كنم. (مكث)، بار و بنديل منو بگيرين... من از ترس يه خورده مريض شدم... (صدايى مى‏آيد) اوه خداى من... اين ديگه چيه؟
ديوانه كلاينمن؟
كلاينمن تو كى هستى؟
ديوانه (كه شباهتى به كلاينمن دارد) قاتل، آدمكش، مى‏تونم بشينم؟ من خسته هستم.
كلاينمن چى؟
ديوانه همه منو تعقيب مى‏كنن... من كوچه به كوچه و خونه به خونه در حال فرارم. من تمام شهر رو زير پا گذاشتم و اونها فكر مى‏كنند كه دارم تفريح مى‏كنم.
كلاينمن تو قاتلى؟
ديوانه البته.
كلاينمن من بايد از اينجا برم.
مانياك هيجان‏زده نشو. من مسلح هستم.
كلاينمن تو مى‏خواى منو بكشى؟
ديوانه البته. اين تخصص منه.
كلاينمن تو... تو ديوونه‏اى.
ديوانه البته كه ديوانه‏ام. فكر مى‏كنى آدم عاقل هم تو كوچه‏ها دوره مى‏افته آدم مى‏كشه؟ من حتى چيزى هم ازشون نمى‏دزدم. عين حقيقته. من حتى از يكى از قربانيانم يك پنى درآمد نداشتم. حتى يك شانه از جيب كسى برنداشته‏ام.
كلاينمن پس چرا اين كار رو مى‏كنى؟
ديوانه چرا؟ چون ديوونه‏ام.
كلاينمن اما بنظر نمياد كه عيبى داشته باشى.
ديوانه از ظاهر آدم كه معلوم نمى‏شه. من يه ديوونه‏ام.
كلاينمن آره، اما من انتظار داشتم تو يه آدم قد بلند سياه قوى هيكل باشى...
ديوانه سينما كه نيست كلاينمن. منهم مثل تو آدمم. فكر مى‏كنى بايد دندونهام مثل دندونهاى گراز باشه؟
كلاينمن اما تو اينهمه آدمهاى بزرگ و قوى رو كشتى... آدم‏هايى دوبرابر قد خودت...
ديوانه معلومه. چون من از پشت حمله مى‏كنم. يا اينكه صبر مى‏كنم تا خوابشون ببره. گوش كن. من دنبال دردسر نمى‏گردم.
كلاينمن پس چرا اين كار رو مى‏كنى؟
ديوانه من احمقم. فكر مى‏كنى مى‏فهمم چيكار مى‏كنم؟
كلاينمن از اين كار خوشت مياد؟
ديوانه مسسأله‏ى دوست داشتن نيست. من فقط اين كار رو مى‏كنم.
كلاينمن اما نمى‏فهمى كه كارت چقدر مسخره است؟
ديوانه اگه مى‏فهميدم كه عاقل بودم.
كلاينمن چند وقته كه اينطورى شدى؟
ديوانه از وقتى كه يادم مياد.
كلاينمن نميشه كمكت كرد؟
ديوانه كى كمكم بكنه؟
كلاينمن دكترها... كلينيك‏ها...
ديوانه فكر مى‏كنى دكترها چيزى سرشون مى‏شه؟ من پيش دكتر رفته‏ام. آزمايش خون، عسكبردارى. اونها ديوونگى منو تشخيص نميدن. توى عكسبردارى معلوم نمى‏شه.
كلاينمن روانپزشك‏ها چى؟ دكترهاى روانى؟
ديوانه من سر به سرشون مى‏ذارم.
كلاينمن ها؟
ديوانه من پيش اونها نقش آدم عادى رو بازى مى‏كنم. اونها بمن لكه جوهر نشون مى‏دن... ازم مى‏پرسن كه از دخترها خوشم مياد يا نه. من بهشون مى‏گم: البته كه خوشم مياد.
كلاينمن اين وحشتناكه.

# : 30 Jul 2006 13:48


ديوانه آرزويى دارى؟
كلاينمن تو جدى نمى‏گى!
ديوانه مى‏خواهى خنده‏هاى ديوانه‏وار منو بشنوى؟
كلاينمن نه. استدلال تو كله‏ات فرو نمى‏ره؟ (ديوانه، تيغه‏ى چاقوى ضامندار را باز مى‏كند) اگر از كشتن من لذت نمى‏برى، چرا منو مى‏كشى؟ اين منطقى نيست. تو مى‏تونى از وقتت براى سازندگى استفاده كنى... برو دنبال بازى گلف (مكث) يه گلف باز بشو!
ديوانه خداحافظ كلاينمن!
كلاينمن كمك! كمك! جنايت! (ديوانه او را مى‏زند و مى‏دود و دور مى‏شود) اووه! اووه! (عده‏ى كمى جمع مى‏شوند. مى‏شنويم: داره مى‏ميره، كلاينمن داره مى‏ميره... اون داره مى‏ميره...)
جان كلاينمن، اون چه شكلى بود؟
كلاينمن شبيه من بود.
جان منظورت از «شبيه تو» چيه؟
كلاينمن عين خودم بود.
جان اما «جنسن» گفته كه اون شبيه «جنسنه»... بلند قد و مو طلايى... مثل سوئدى‏ها...
كلاينمن اووه... حرف منو قبول مى‏كنى يا حرف «جنسن» رو؟
جان خيلى خب، عصبانى نشو...
كلاينمن خب، پس زر زيادى نزن... اون عين خودم بود...
جان مگر اينكه استاد تغيير چهره باشه...
كلاينمن خب، مطمئنم كه بالاخره استاد يه چيزى هست، ولى بهتره شما بچه‏ها عجله كنين.
جان براش يه كم آب بيارين.
كلاينمن آب مى‏خوام چيكار؟
جان فكر كردم تشنه‏اى.
كلاينمن مردن آدمو تشنه نمى‏كنه. مگر اينكه قبلش ماهى دودى خورده باشى؟
جان از مردن مى‏ترسى؟
كلاينمن مسأله اين نيست كه من از مرگ مى‏ترسم يا نه. فقط دلم مى‏خواد وقتى مرگ به سراغ من مياد، من جاى ديگه‏اى باشم.
جان (متفكر) دير يا زود، نوبت همه‏مون مى‏شه.
كلاينمن (هذيان مى‏گويد) همكارى كنيد... تنها دشمن ما سرنوشت است.
جان كلاينمن بيچاره. هذيان مى‏گه.
كلاينمن اوه... اوه... اوگگگمممففف!
(مى‏ميرد)
جان بيائيد. بايد نقشه بهترى طرح كنيم (مى‏روند)
كلاينمن (كمى از جا بلند مى‏شود) راستى چه چيز ديگه، اگه بعد از مرگ زندگى‏يى در كار باشه و ما دوباره به سر جاى اولمون برگرديم، (مكث) شما منو خبر نكنين، من شما رو خبر مى‏كنم.
(دوباره از حال مى‏رود)
مرد (دوان دوان مى‏شود) قاتل رو كنار خطآهن ديده‏اند! بيائيد، زود باشيد!
(همه يكى پس از ديگرى خارج مى‏شوند و صحنه تاريك مى‏شود)

پايان‏

# : 1 Aug 2006 14:31


khaste nabashi khob bod

<< . 1 . 2 . 3 . >>
جواب شما
Bold Style  Italic Style  Underlined Style  Image Link  URL Link  Upload Images More Smiles... :grin: :wink: :up: :kiss: :biglol: :confused :cool: :love: :sad: :eek: :fl: :tongue:

» نام  » رمز عبور 
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.
 

Powered by MiniBB