صفحه اصلی | صفحه اصلی انجمن | عکس سکسی ایرانی | داستانهای سکسی
فیلم سکسی | سکسولوژی | خنده بازار | داستانهای سکسی(English)
آویزون
انجمن ها | پاسخ | وضعیت | ثبت نام | جستجو | قوانین | آخرین ارسالها |
انجمن آویزون / هنر / بيوگرافي هنرمندان.........سينما ..........موسيقي........
<< . 1 . 2 . 3 . >>
نویسنده پیام
# : 25 Jul 2006 04:22




اگر بهترین دوستم نیستی لااقل بهترین دشمنم باش اگرغمخوارم نیستی لااقل بزرگترین غمم باش هرچه هستی همیشه بهترین باش چون بهترینه
# : 30 Jul 2006 16:02


««« چارلی چالین »»»

Charles Spencer Chaplin , 1889 – 1977

بسیاری چارلی چاپلین را تنها یک کمدین موفق می دانند حال آنکه او در طول زندگانی خود در زمینه موسیقی نیز استعداد فراوانی از خود نشان داد. ساخت موسیقی فیلم کار عادی وی بود و توانست در مجموع موسیقی 23 فیلم را به پایان برساند. در توانایی ساخت موسیقی چاپلین همین بس که موسیقی فیلم لایم لایت ساخته چالین در سال 1972 برنده جایزه اسکار شد.

چارلی اسپنسر چاپلین مهمترین و تاثیرگذارترین شاگرد مک سنت و فرزند یک نمایشگر تالارهای محلی موسیقی انگلیسی به نام جرالدین چاپلین (بازیگر)، کودکی خود را در صحنه های سرگرم کننده تفریحی گذرانده بود. تصویر او از جهان، همچون چارلز دیکنز و د.و.گریفیث، که شباهت زیادی به هر دو داشت، با هر فقیر و تنگدستی دوران خردسالی و جوانی رنگ آمیزی شده بود و در طول عمر همدردی عمیق خود را نسبت به تنگدستان حفظ کرد.

در 1913، هنگامی که با دستمزد صد و پنجاه دلار در هفته در کمپانی کی استون استخدام شد، یک بازیگر سیار نمایشهای وودویل امریکایی بود. در نخستین فیلمی که به نام در تلاش معاش (1914) برای مک سنت بازی کرد، نقش یک شیک پوش تیپیک انگلیسی به او محول شد، اما با فیلم دومش، مخمصه ی غریب مبیل (1914) کارکتر و هیات ظاهری یک ولگرد کوچولو را معرفی کرد؛ کارکتری که بعدها اورا شهره ی آفاق ساخت و به یک نماد جهانی سینمایی از یک فرد عامی در دوران ما بدل کرد.

چاپلین در کمپانی کی استون در سی و چهار فیلم کوتاه و شش حلقه یی داستانی با عنوان رمانس ناکام تیلی (1914) به کارگردانی مک سنت بازی کرد و کاراکتر این دلقک ریزنقش محزون را به تدریج پرورش داد؛ شخصی با کفشهایی که برایش بزرگ بودند، شلواری گشاد و کتی تنگ که کلاه لبه دار دربی بر سر می گذاشت. اما قریحه ی چاپلین برای سبک ظریفتری ساخته شده بود و نه کمدی هایی با ضرباهنگ دیوانه وار کی استون، بنابرین در 1915 قراردادی برای ساختن چهارده فیلم کوتاه دو حلقه یی با کمپانی اسانی، با دستمزد هفته یی 1250 دلار، که در آن زمان دستمزد کلانی بود، بست او این فیلمها و فیلمهای بعدی خود را، جلای بیشتری داد.

شخصیت پردازی درخشان او، همراه با حرکات پانتومیم که چارلی تبحر بی مانندی در آن داشت، از ولگرد کوچولو انسانی ساخت که با جهان پیرامون خود بکلی بیگانه است بهترین فیلمهایی که چاپلین در کمپانی اسانی ساخت: ولگرد ،شغل ، بانک ، شبی در نمایش. این فیلمها را در سال 1915 ساخت. این فیلمها چندان مورد استقبال قرار گرفتند که سال بعد در خواست هفته ای ده هزار دلار به اضافه پیش پرداختی معادل 150000 دلاری پس از امضای قرارداد برای ساختن 12 فیلم برای کمپانی میو چوال را کرد.

بهترین فیلمهای او در کمپانی میوچوال عبارتنداز: بازرس فرودگاه 1916، مامور آتش نشانی 1916، ساعت یک صبح 1916، سر سره بازی 1916، سمساری 1916، خیابان اوباش 1917، مهاجر 1917، ماجراجو 1917، چارلی از این فیلمها آثاری به یاد ماندنی به وجود آورد. همچنین اورا به شهرت جهانی رساند و برای اولین بار استعداد درخشانش را آشکار کردند.

هجویه یی از مردم بسیار فقیر در مقابل مردم بسیار غنی؛ ضعف در مقابل قوی، که چاپلین رانزد مردم نزد مردم فقیر عزیز کرد و بلعکس. به طور مثال در فیلم مهاجر؛ دورویی آمریکایها نسبت به مهاجران و بی رحمی مسولان ادارهای مهاجرت رانشان می دهد.به محض رسیدن کشتی (چارلی چاپلین) به آیلند او با غرور و امید به مجسمه ی آزادی نگاه میکند و نوشته ای ظاهر می شود : سرزمین آزادی، بلافاصله نمایی از پلیسهای مرزی نیویورک را می بینیم که عده زیادی از مهاجران را همچون گله گوسفند به پیش می رانند.در نمای بعدی چارلی نیم نگاه دیگری به مجسمه آزادی می افکند، اما این بار مشکوک و حتی تحقیر آمیز.


Charles Spencer Chaplin , 1889 – 1977

صحنه ای از فیلم جویندگان طلا چاپلین تا جونِ 1917 اعتبار زیادی کسب کرده بود این بود که یک قرارداد یک میلیون دلاری از فرست نشنال به او پیشنهاد شد شد تا هشت فیلم به طول دلخواه برای این کمپانی بسازد. این معامله به او امکان داد تا استودیویی برای خود بنا کند و تمام فیلمهایش را تا سال 1952 رادر آنجا بسازد (این سالی بود که چاپلین آمریکا را ترک کرد.)

موفقترین اقدام چارلی در فرست نشنال کارگردانی اولین فیلم بلند او (پسر بچه 1921) بود . این فیلم زندگینامه ای کمدی و ماجرای بیکاری است که به پسر بچه ای فقیر از محله فقیر نشین دل می بندد (نقش پسر بچه را جکی کوگان اجرا کرد که پنج سال بیشتر نداشت و او را به شهرت جهانی رساند). فیلم پسر بچه در جهان غوغایی به پا کرد که بیش از 2.5 میلیون دلار نصیب تهیه کنندگان آن کرد.

بعد از اتمام قراردادش با فرست نشنال آزاد شد تا از طریق کمپانی یونایتد آرتیست ادامه کار دهد، این کمپانی کمپانی بود که (توسط چارلی چاپلین، مری پینکفورد، داگلاس فیربنکس و دیوید وارکر گریفیث تاسیس شده بود که فیلمهای خود را از طریق آن پخش کنند. یونایتد آرتیست یک کمپانی تولید فیلم نبود، بلکه کمپانی مستقلی بود که فیلمهای کمپانیهای مستقل را پخش می کرد).

صحنه ای از فیلم ولگرد نخستین فیلم او در یونایتد آرتیست زن پاریسی 1923 بود. این فیلم یک درام تقدیر استادانه است و کنایه های ظریفش فیلمسازانی همچون ارنست لوبیچ و رنه کلر را تحت تاثیر خود قرار داد. فیلم بعدی آن (جویندگان طلا 1925) که بار دیگر به نقش مرکزی ولگرد کوچولو بازگشت. جو یندگان طلا در پس زمینه ای هجوم برای کشف طلا در منطقه کلندایک در 1898 فیلم برداری شد و موفق شد فضای دشوار ، سرشار از گرسنگی وحرص و آز میان سه گروه معدن دار برای کسب حقوق حفاری را به نمایش گذارد.

جویندگان طلا شاخص ترین اثر چارلی چاپلین بود که هنوز هم مانند سال 1925 مورد علاقه مردم است. چاپلین شخصاً آن را بر دیگر فیلمهایش ترجیح می داد. در فیلم بعدی خود به نام سیرک 1928، آن ولگرد کوچولو به فکر دلقک شدن می افتد.

فیلمی صامت با ساختاری زیبا که در جریان ناطق شدن سینما ساخته شد و درمراسم اُسکار همان سال (1929) در رشته های: بهترین فیلمنامه، بازیگری، کارگردانی و بهترین فیلم (تهیه کنندگی) را برد و این اُسکار ها را به فیلم خود تخصیص داد. چالین در جریان ساختن این فیلم درگیر دادگاه طلاق از همسر دومش بود و متهم به اهانت از جانب اخلال گرایان مذهبی بود چنان که نزدیک بود خودکشی کند.

# : 31 Jul 2006 01:53


dariushagha
عكساي خلاف نذار

این ما نیستیم که عمرمون رو تلف می کنیم بلکه این عمره که ما رو تلف می کنه.مواظب باشید بیهوده تلف نشوید.
# : 22 Aug 2006 02:11


khoshhal001
متشکریم از اطلاعاتت
ادامه بده دوست عزیز

# : 23 Aug 2006 18:12


اق پرویز بیوگرافی فقط ماله بازیگراس؟
بیو گرافی خواننده نوازنده مطرب از این ویالون زن هایی که گدایی میکنن و و و ....
خلاصه از بروبچ موسیقی بیوگرافی بذارم؟
یا اینکه فقط بازیگر؟

# : 23 Aug 2006 18:21


وماتورمن در 29 آوريل 1970 به دنيا آمد. او در يك خانواده غيرعادي با پدر و مادري روشنفكر و انديشمند بزرگ شد. مادر سوئدي الاصل او ننا قبل از آن كه با يكي از دانشجويان مستعدش رابرت اي.اف تورمن ازدواج كند، همسر يك راهب به نام تيموتي ليري بود. پدر اوما اولين آمريكايي بود كه راهب بوديست تبتي شد. (او مدتهاست كه زندگي راهبانه‌اش را ترك كرده و هم اكنون رئيس دپارتمان دين شناسي دانشگاه كلمبياست) با غرق شدن در فرهنگ بوديسم و تشويق به تبديل شدن به انسانهايي با ذهن آزاد اوما و سه برادر او دچن، گاندن و ميپام (هر 4 فرزند خانواده اسامي رب‌النوع‌هاي هندو را دارند. اوما به معني هديه دهنده نعمت است) با يك جهان بيني چند فرهنگي بزرگ شدند. خانواده‌اش براي دوره‌هاي طولاني در هند زندگي مي‌كردند. (هنگامي كه بچه‌ها به دبستان مي‌رفتند) حتي در ايالات متحده نيز خانواده اوما احساس چند مليتي داشتند. چرا كه پدر او پذيراي راهباني از سراسر دنيا بود. او از دوست نزديكش دالايي لاما هنگامي كه به آمريكا آمد، پذيرايي كرد.
تربيت غير معمول اوما باعث شد كه او با همسن و سالانش تناسبي نداشته باشد. او خود را در دوران كودكي دختري خجول و دست پا چلفتي توصيف كرده كه هميشه به خاطر اسم غيرعادي و عجيب و غريب بودنش، مورد آزار و اذيت دوستانش قرار مي‌گرفته است. مانند همه انسانها، نوجواني دوره پرفراز و نشيبي براي او بود. او براي خالي كردن هيجانات و خلق و خوي عصيانگرش در مسابقات ورزشي جزو دسته تشويق كنندگان بود. او هيچ گاه دختر شادي نبود. اما موقعي كه در يك نمايش مدرسه كه در آن به نقش يك شبح ظاهر شده بود با تشويق پرشور تماشاگران روبرو شد، پيش از پيش به بازيگري علاقه‌مند شد

در 22 سالگي اوما به يك دوراهي در زندگيش رسيد. او كه از سختي‌هاي صنعت فيلم خسته شده بود، براي راحت شدن از شر مشكلات شخصي، تصميم گرفت بازيگري را كنار بگذارد و براي تحصيل به كالج برود. او راجع به آن دوره مي‌گويد: من نقش‌هاي پرتنش و پرفشار زيادي را بازي كرده بودم كه موجب شد فشار‌هاي بيش از حدي به من وارد شود. هنگامي كه شروع كردم خيلي جوان بودم. هميشه با حس استقلال طلبي خود، مي‌خواستم همه كارها را انجام دهم. من در راه خود خيلي خام و بي‌تجربه بودم. من به نقطه‌اي رسيدم كه همه اين چيزها را درك كردم و فهميدم كه ادامه دادن اين روش زندگي چقدر مشكل است.

با اين وجود، شيفتگي و شور و شوق بازيگري كاملا درون او رخنه كرده بود. اوما پس از يك دوره استراحت با روحيه‌اي عالي و پرانرژي با بازي در فيلم حتي دختران كابوي نيز غمگين مي‌شوند (1994) دوباره به عالم بازيگري بازگشت. اين فيلم بيش از اندازه غيرعادي با برخورد سرد همگان مواجه شد و آن بازگشتي نبود كه اوما به دنبال آن بود.
اين فيلم واقعا بلندپروازانه بود، يكي از آن شانس‌هايي كه انتخاب كردم، اما بسيار سخت و ناهموار بود.

اما هنگامي كه كوئينتين تارانتينوي تازه كار از اوما دعوت كرد تا در فيلم جنايي كلاسيكش داستان عامه پسند (1994) بازي كند پيشه و حرفه اوما دچار يك ترقي و پيشرفت فوق العاده گرديد. داستان عامه پسند يك موفقيت بزرگ اقتصادي و هنري بود. اين فيلم هنوز هم يكي از بهترين آثار دهه نود شناخته مي‌شود.

اوماي فراموش شده دوباره بر سر زبانها افتاد ( همان جرياني كه براي جان تراولتا و بروس ويليس پس از بازي در اين فيلم اتفاق افتاد. ) برخلاف بازيگران ديگر فيلم كه از موفقيت داستان عامه پسند استفاده كردند و در فيلم‌هاي پرفروش هاليوودي شركت كردند، ‌اوما پروژه كم ادعا و بي‌سروصدايي را انتخاب كرد. يك ماه كنار درياچه (1995) يك درام آرام بود كه در آن اوما به نقش دوم ظاهر شد.
حقيقتي راجع به گربه‌ها و سگ‌ها (1996) نيز يك كمدي رمانتيك و مشهور بود كه اوما به همراه جانين گارانلوي كمدين، توان كميك خود را به همگان ثابت كرد. در اين زمان اوما خود را آماده مي‌كرد تا در نقش مارلين ديتريش در فيلمي بر اساس زندگي او به كارگرداني لويس مال بازي كند. اما مرگ نابه هنگام و تراژيك مال باعث شد تا اوما در اين پروژه شركت نكند. وي اظهار داشت نمي‌خواهد در اين پروژه، با كارگردان ديگري همكاري كند. اين اتفاق باعث ايجاد خلاء كوتاهي در زندگي كاري او شد تا اينكه در فيلمي مستقل به نام دختران زيبا (1996) بازي كرد. نقش بعدي او در فيلم بتمن و رابين (1996) باعث گرديد بسيار مورد توجه و محبوبيت قرار گيرد. با وجود اين كه فيلم از نظر منتقدان ضعيف بود، اما بازي قوي او در نقش شخصيت شرور پويزن ايوي از ديد آنها پنهان نماند و آنها اين نقش را به عنوان يكي از بهترين نقشهاي سري فيلم‌هاي بتمن ستودند. از سوي ديگر اين فيلم با فروش بالاي 200 ميليون دلار خود در سراسر دنيا دوباره ( بعد از داستان عامه پسند كه آن نيز فروشش بالاي 200 ميليون دلار بود) اوما را به عنوان يك ستاره به تماشاگران معرفي كرد.

خیلی زیاد شد بقیشو بیخیال شید...

# : 26 Aug 2006 14:24


روانی بودن آدم چرمنگی مثل جنابعالی همین بس که از اسم شریف یک هنرپیشه بزرگ و دانشمند چون پرویز پرستویی استفاده کردی و معلومه که شدیدا در مورد توجه قرار گرفتن و معروف شدن عقده داری عزیز من الکی هم کس شعر نباف که بهترین دوستان من آذری هستند آذری اگه نژاد آذر باشه شرف داشته باشه غیرت داشته باشه تو جایی نمی شینه که 4 تا کس شر بار اذری کنن جک و جفنگ بارش کنن اینم کر کر بخنده همچین کسی اذری نیس یه خائن به اذربایجان هستش بدبخت به من میگی از طرف خودم حرف بزنم حالیکه توی ابله نمی دونی من نماینده گروه بزرگی از دانشجویان اذری هستم که اهداف عالیشون رو گفتن در سطح سواد نم کشیده تو نمی گنجه ای کاش ای کاش اییییییی کاشششش اندازه اینکه ادم به کونش بزنه عقل تو اون کله پوکت بود من تو رو به مشاجره حضوری دعوت می کنم تا ببینم تو اون چنته عاریتیت چی داری . متاسفم از اینکه تو کشوری که ناچارا مال من و تو هست کوته فکران و بد نظرانی چون تو زندگی میکنند . بدبخت برای خودت و وقت خودت که معلوم نیست که کدام علاف بیکاره ای هستی انقدر ارزش قائل میشی و منیکه دانشجوی کارشناسی ارشد اقتصاد دانشگاه تهران هستم وقتم و زمانم پشیزی نمی ارزد ؟ دیدی دیدی ای بیچاره که خود علافت را تا چه سان دست بالا و بالاتر میگیری شرط میبندم که یه بیچاره علاف که انحراف اخلاقی هم داره بیش نیستی که از تایپیک هایی که زدی معلوم که شبانه روز اینترنت علافی بدبخت بیچاره تاکی تا کی میخاین خودتونو گول بزنین حالا اومدی یه کرمی ریختی به قول خودت مثلا حرف خاصی هم نزدی فقط یه کرم کوچولو ریختی مگه این مانا نیستانی ننه مرده چیکار کرده بود فقط عکس یه سوسک خوشگل کشیده بود با دوسه کلمه چرت و پرت اصلا چیز زمهم نبود اصلا به کیر این اقا هم نبود که پیامداش چی میشه و در نهایت فتیله ای که این کاریکاتوریست بی فرهنگ کم عقل کشیده بود تبدیل به آتشی شد که شهر های آذربایجان رو در بر گرفت ده ها نفر مردند ! !!!!! میفهمی ده ها نفر بیچاره نفراتی که هر تک تک شان از صد تا سگ بو گندویی مثل تو بالاتر بودند مادرانی داغ دار شدند میخای اسم ببرم توله سگ هار، ............ ، ............. ، ................ و ده ها نفر دیگر .چه کسی بهای خون این پاک دلان را خواهد داد مانا نیستانی یا روزنامه ایران یا توی سگ توله. خیلی ناراحتم کردی هدف من از باز کردن این تایپیک یه چیز دیگه بود بالا هم به همه دوستان توضیح دادم همه هم خوب میدونن ولی توی پست فطرت خرابش کردی و عوض اینکه عذر خواهی بکنی از توضیحات دوباره من قانع نشدی و باز اومدی واق واق کردی اخه بیشعور تو میدونی آذربایجان یعنی چه ، تو میدونی بابک کیه ستارخان کیه باقرخان کیه چهرگانی کیه و و و و و هزاران شیر مرد آذری کین ؟ تو میدونی آذری کیه اونیکه آذری باشه با سگ توله هاری مثل تو رفاقت بریزه آذر نیست! توی حرومزاده پست یه لجن آشغال بیش نیستی حرفا م رو میزنم ودیگه هیچوقت به خداوندی خدا قسم توی این سایت و این روم نمیام چرا که شغال صفتانیچون تو اینجا رو به لجن کشیدن البته من شخص جنابعالی رو میگم و اساس سایت و مدیرانش رو کاری ندارم و به مدیر بزرگ سایت سیاوش هم ارادت قلبی دارم و مدت هاس باهاش در ارتباطم و حتی خیلی پیش تر از تاریخ عضویت جنابعالی. اما در مورد پرخاشگری باید بهتون بگم که تو این دوره زمونه با ادمای جنتلمن بایست که جنتلمن باشی و با ادمای کلاش و لات ، شارلاتان باشی یعنی اگه غیر از این باشه خودت بهتر می دونی در مواجهه با سگ توله های چون توی رذل آشغال کلاش پس معرکس. کامران جون درشو ببند تخته کن که گندش در اومد خواهش میکنم تایپیک رو از اساس و با نامش تعطیل کن که از قداست کاری که شروع کردیم هیچی نموندش . عزیز خودت دیدی من چقدر کوتاه اومدم ولی این روانی بی پدر ومادر با این جنگ روانی که راه انداخته میخاد ادای حرکات نظامی آلمان نازی رو در بیاره که مثلا منو از خاک و آب آذربایجان تا فته جدا بافته فرض کنه و منو به نوعی خائن به وطنم جلوه بده نا دوست کثیف تر از لجن هر چی از دهنت در میاد بار ادم میکنی و اخرش شاد باش میگی ؟ ببخشید باید بگم که خ خ عزیز من ولی من برات بدترین دردها و مرض ها رو ارزو میکنم که ما هر چه میکشیم از روبه صفتانی مثل جنابعالی هستش به قول ترک ها ترب که تربه یه چندتا رگ توش هست ولی تو اونم نداری عزیز من دلم برای تو بد جوری میسوزه سگ هایی مث تو همیشه تو زندگیشون محکوم به حرص خوردن و عذاب هستند اقای پر رو دیگه تو این تایپیک هم برای من جواب ننویس که هرگز به اینجا نخواهم امد منتها در پایان اجازه بدید یکبار دیگر تمامی دوستان و عزیزان رو به مطالعه و تحقیق در مورد تاریخ و تمدن آذربایجان دعوت کنم و بار دیگر افسوس میخورم که چرا ما غفلت کردیم ما اشتباه کردیم دست برادران خود در اذربایجان شوروی رو پس زدیم تا مثل همونا که الان گه هایی مثل تورو برای چاه مستراح خونشونم قبول نمی کنن از دید یه غریبه حالتو میگرفتم و لازم به یاداوری هست که خواهش میکنم خودت رو حتما به روانپزشک نشون بده چرا که سگ توله هایی مث تو برا جامعه مضر وسرطان هستن و گفتنیست که اون پاراگراف اخرت هم کاملا با غرض بود و احتمال زیاد دو سه شب گذشته از خواهر یا مادرت موردی دیدی که تو ذهنت اثر گذاشته و باعث شده که بخای به منم نسبت بدی اره عزیز همین الان خداییش همین الان یه سراغی از همشیره محترمه بگیرید تا اجالتا مشخص بشه کی به کیه . کامران جان حرفی ندارم اگه خواستی پاکش کن ولی بزن از ریشه بن همش رو خراب کن که این روانیه ابله سیستم ما رو بهم ریخت برای همگی سربلندی ارزو دارم یا حق قاسم رهبر

# : 26 Aug 2006 23:29


rahbar
این تاپیک برای بیان مشکلات شخصی دو نفر با هم نیست
موضوع تاپیک چیزیه که اینجا دنبال میشه
تو باید هر جا تاپیکی از آق پرویز دیدی ... ؟؟؟

# : 27 Aug 2006 01:11


PARVIZ PARASTOOEE
سلام پرويز جان كجايي كم پيدايي دلم واست تنگ شده مرد حسابي چقدر پول در مياري

# : 27 Aug 2006 01:15


nima2005
سلام اقا نیما خوبی ؟
خودتم که کم پیدایی عزیز

<< . 1 . 2 . 3 . >>
جواب شما
Bold Style  Italic Style  Underlined Style  Image Link  URL Link  Upload Images More Smiles... :grin: :wink: :up: :kiss: :biglol: :confused :cool: :love: :sad: :eek: :fl: :tongue:

» نام  » رمز عبور 
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.
 

Powered by MiniBB