Quoting: lili20
behzad_freedom
بهزاد که هستی سه سال در صف و من
شعری نسرودم که کنم رویت کم
علاف و بدون کار زنبیل نهی
غافل نشوی که هست شعرم چون سم
گاهی که خوشم شعر چو مرهم باشد
از شوق و شعف شوی تو خر کیف آندم
هنگامه ی جنگ و یا گاه از سر غم
شعر آید و چون اسب کنی از من رم
.
.
.
هشدار دهم تو را که باشی به حذر
آسوده مباش گر دهی اینجا لم
(به وقت دیدی بابت زنبیل گذاشتن اجاره گرفتم ازت هاااا...)