| نویسنده |
پیام |
|
|
بگو کم آوردم .. چرا اینقد می پیچونی رفیق؟؟ همون دقیقه اول استاد گفت این تازه واردا رو باید مزنه کردااا.. من چه ساده بودم که حرف استادمو نپذیرفتم و پشت این مهمون یه شبه در اومدم.. همینه دیگه.. بعضیا بعد از دو تا شعر تموم می شند..
|
|
|
Quoting: snoopdogg مکن شوخی تو با عشقم نگارم اگر پشت سرش لیچار گویی چی میگی تو..؟؟ معلومه اصلن.؟.؟ عشقت کیه...؟؟؟ من به عشق تو چیکار دارم کس مشنگ..؟؟توهم زدی؟؟؟؟
|
|
|
شما رفتید اما قصه باقیست کسی که میکند در کون ما کیست؟؟؟ گمانم شازده حالش خراب است کس ما در خیالاتش سراب است توهم داشتی یارو از اول برو ای کس مشنگ چرک تنبل که اینجا جای بازی نیست جانم برو تکلیف هایم را بخوانم زمان تنگ است مثل کون بنده به کیرت نازکی گاهی بخنده برو با آشنایان مهربان باش ...........
nazok naranjiii
|
|
|
|
|
شما رفتید اما قصه باقیست کسی که میکند در کون ما کیست؟؟؟ گمانم شازده حالش خراب است کس ما در خیالاتش سراب است توهم داشتی یارو از اول برو ای کس مشنگ چرک تنبل که اینجا جای بازی نیست جانم برو تکلیف هایم را بخوانم زمان تنگ است مثل کون بنده به کیرت نازکی گاهی بخنده برو با آشنایان مهربان باش ...........
nazok naranjiii
|
|
|
برو با آشنایان مهربان باش --------- تو با استاد اندر مهرگان باش
که استاد ازل کیرش بلند است -------- درون قنبلت همچون کلنگ است
بگو آیا که او را دوست داری --------- تو خواهی کیر اورا پوست داری؟ ( یعنی پوستشو بکنی؟)
بدان تورج مثال کوه اینجاست ------- دودولش هم مثال چوب اینجاست
بخور لنرا به ته تا بیخ خایه -------- که هستش آن برایت همچو پایه
برو شازده که کونت بس گشاد است -------
هنگامي که يک نفر دچار توهم مي شود، ديوانه اش مي گويند. هنگامي که افراد بسياري دچار يک توهم مي شوند، مؤمن شان مي خوانند.
|
|
|
برو شازده که کونت بس گشاد است و خر اندر چمن خوشحال و شاد است برو تورج که کیرت دنب موش است ولیکن کیر من در جنب و جوش است درست است کون نازک سخت تنگ است ولی عشقش به کیر سخت و سنگ است به دنب موش ندارد هیچ حاجت به کیر پنچری همچون مزاجت به زور وایگرا و دارچین و فلفل و صد جور آشغال و زهر هلاهل نمودی دنب موشت را نیمه ایستا به آن ترفند که داشت ویندوز ویستا به زور عکسهای مونتاژ نموده که کون را جر داده تا بیخ روده به زور فیلمهای سکسی و پورنو هنوز راست نکرده می خوابد از نو ولیکن کیر شازده سخت سخت است همایون هیبت و پاینده بخت است از آن پیشتر که شورت نازکی را ز کونش بر کشم می گردد بر پا چنان کیرم زند آتش به جانش...
|
|
|
Quoting: shazdeh_ghajari نمودی دنب موشت را نیمه ایستا به آن ترفند که داشت ویندوز ویستا

هنگامي که يک نفر دچار توهم مي شود، ديوانه اش مي گويند. هنگامي که افراد بسياري دچار يک توهم مي شوند، مؤمن شان مي خوانند.
|
|
|
چنان کیرم زند آتش به جانش بلرزد توی سرما استخوانش بزن توی سرت امشب دو دستی که شازده بی خود و بی جا نشستی نه از شورتم خبر داری نه از من نه دستت می رسد تا زیر دامن بزن جلق و بگو کون تو کردم بگو استاد را جون تو کردم ولی استاد میگاید تو را زود که از کونت در آید آتش و دود تو هم خوش باش و با ما حالکی کن ........
nazok naranjiii
|
|
|
|
|
تو هم خوش باش و با ما حالکی کن.. به کون نازکی تف مالکی کن نیاز بر تف ندارد چونکه این کون نباشد حاجتش بر آب صابون نیاز از چه بود بر وازلینش؟ که این انگشتری گم گشت نگینش روی این کون به فونت زر نوشته که خان هایش ز بیخ سابیده گشته زند شانه به مهرآباد کونت بوئینگ تیک آف کند در اندرونت به کون آش و لاش بالیدنت چیست؟..
|
|
|
Quoting: shazdeh_ghajari به کون آش و لاش بالیدنت چیست؟..
------------------------------ دهان این قجر گاییدنت چیست؟
بدان شازده که اکنون کیر خوردی -------- ز یک خانم دودستی گیر خوردی
تو طعم کون اورا چون ندانی -------- ز شعر و شاعری چیزی بدانی؟
بدان شازده که کارت بس خراب است ------- تمام فکرهایت هم سراب است
چو استاد است اینجا کرنشی کن -------- نه با شعر سخیفت سرکشی کن
بکن آماده کونت بهر استاد ------------
هنگامي که يک نفر دچار توهم مي شود، ديوانه اش مي گويند. هنگامي که افراد بسياري دچار يک توهم مي شوند، مؤمن شان مي خوانند.
|