صفحه اصلی | صفحه اصلی انجمن | عکس سکسی ایرانی | داستانهای سکسی
فیلم سکسی | سکسولوژی | خنده بازار | داستانهای سکسی(English)
آویزون
انجمن ها | پاسخ | وضعیت | ثبت نام | جستجو | قوانین | آخرین ارسالها |
انجمن آویزون / شعر و طنز سكسي / با كلمه شعر بگيد!
<< 1 ... 63 . 64 . 65 . 66 . 67 . >>
نویسنده پیام
# : 20 Nov 2008 16:57


کشته مرا آن ادا و آن اصـــول --- ای رود برت کیر و آن دودول

خواهم زنم سیخی اساسی --- من به کس و هم به چوچول


کوه ---- لواشک

کاش به یکباره دیوانه میشدم تا از خود خلاصی میافتم
# : 21 Nov 2008 19:36


اینم یه شعر از من

رفتم در باغ در شکسته...دیدم زنیکه اونجا نشسته

گفتم زنیکه بده کسو کون ....گفتا زنیکه با لب خندون

گر من بدهم ترا کسو کون...باید بدهی به من فسنجون

تا که خورم با چنگو دندون...بعد از ان دهم حسابی من کون

گفتم که قبول زنیکه پاشو...در روی من از پشت تاشو

گفتا زنیکه اول فسنجون...بعد ان دهم ترا یک کون

گفتم که اخه زنیکه ی خر...لطفی کنو ز قیدان بگذر

گفتا زنیکه راهی ندارد...دیگری گویم بیاد درم بمالد

دیدم که دگر چاره نماندست...بردم به الت شقم من دست

برون بیاوردم انرا از درون...زنک بدیدو ناگه گفت جوووووون

گفتا که دگر چیزی نخواهم...خواهم که کنون کیر تو مالم

بیفتاد رویم ناگه ان زنک...کیرم بگرفت به زور کتک

گفتم که زنک قدری relax ... حرفه ای بزن ساک , thanks

زنک کاری بکرد با کیر بیچاره...کزان روز تا کنون کیر من بیحاله

گفتم که زنک نیافتم هیچ جنده ای ...همسان تو ای ساکزن حرفه ای

بناگه ول شد زمن یک گوز...بناگه سیاه گشت روی من روز

زنک خروشید کای مردک گوزو...نداری مگرتو ذره ای ابرو

گفتم چه کنم یکهو بیامد...دگر چیزی نگو که ابم بیامد

زنک خروشید خاک بر سرت ... کیر خر کنم من بر درت

انکه اید ابش چنین زود ... باید بکند زندگی بدرود

ناگه بدیدم چاقو دراورد ... زروی خشم فریادی براورد

من که بودم چنان ترسیده...همسان کسی که به خود ریده

کیرم بردم در اندرون ... زود رفتم زانجا برون

زانموقع کردم به درگاه حق توبه ... کای وای نکنم دیگر حتی یه خرده

فوت فتیشا یک نصیحت بشنو از من...بعد از ان دعا کن در حق من

تا توانی منت کس را نکش..دست خود را لوله کن بر قامت کیرت بکش

پایان

باغ و زنیکه

?foot is best thing for me in the world ...and you
# : 22 Nov 2008 04:49


فوت فتیش...

شعر قشنگی بود....ولی درش نه " کوه " بود و نه " لواشک "...

یه بار دیگه سعی کن ....تو میتونی!

کاش به یکباره دیوانه میشدم تا از خود خلاصی میافتم
# : 22 Nov 2008 04:55 | ویرایش بوسیله: nnegar


عزیزم
آخر قصه
همه ی لواشک هامان را به کلاغ دادیم
بی انکه در قصه هامان
خانه ای باشد
تا رسیدن
مفهومی برای گریز از سیگارهای تنهایی کشیدن باشد
اینروزها
دیوانه ات
میان کو ه ها
دنبال جریانی تازه می گردد
وافسوس
هنوز هم غروب
کلاغها از پنجره اتوبوس به خانه باز می گردند
بی آنکه در قصه ی ما خانه ای...
.
کمر شکن/هیولا

باد آمد و همه ی رؤیاها را با خود برد...با این همه اما من باید آوازی بخوانم.
# : 22 Nov 2008 12:29


kratos jan
man kary be lavashak nadashtam hamin joory ye sher az khodam goftam

?foot is best thing for me in the world ...and you
# : 22 Nov 2008 13:03


حالا برای اینکه ناراحت نشی یه شعر هم میگم که توش کوه و لواشک باشه

اندرون غار کوه برفتم ....بناگه از جا بجستم

دختری دیدم ناز و مامانی...گفتمش ایا کیرم میمالی؟

دخترک در حال میل لواشک...خروشید کای نادان مردک

نیست ترا مگر خواهرومادر...کنون خواهی صدا کنم برادر؟

بناگه بدیدم یک خپل مرد...زسویی مرا او صدا کرد

بناگه دیدمش سوی من اید...زخشمش سخن گفتن کم اید

مرا گویی با پاهای لرزان...خروشیدم وای مـــــــــــــــــــامان

بناگه زخواب شب پریدم...خودم رادر کنج اتاق دیم

دانستم همه خواب بوده...خپل مرد و دخترک real نبوده

کشیدم یک نفس ز ته دل...شدم سوی پشتی من ول


اینم برای شما خوب بود؟

?foot is best thing for me in the world ...and you
# : 22 Nov 2008 13:07


footfetishsh
اینجا با دو کلمه ای که نفر قبلیتون میگه باید شعر بگین...لواشک و کوه رو من گفتم...شما باید با دو کلمه ای که من گفتم شعر می گفتین
Quoting: nnegar
کمر شکن/هیولا

.
و بعدش دو کلمه برا نفر بعدیتون می نوشتین.

باد آمد و همه ی رؤیاها را با خود برد...با این همه اما من باید آوازی بخوانم.
# : 23 Nov 2008 19:59


عزیزم میدونم اما خواستم برای این دوست گلمون هم یه شعر گفته باشم

خلاصه ببخشید ......................................................................................

?foot is best thing for me in the world ...and you
# : 24 Nov 2008 11:31


در شهر شلوغ و پر ز تزویر و دروغ
حاشا! ز وفا سراغ نگیریم هرگز
در دست هیولای غم ار خرد شویم
زین درد کمر شکن نمیریم هرگز

شکم - کلاه

# : 24 Nov 2008 11:40


هزاران هزار کلمه
هزاران دروغ عاشقانه
در انتظار جویدن
دایره ی دندانها را دور می زنند
کلاه سر خودت نگذار
بخش پذیر است
معشوقه ی تو نیز
به شکم و زیر شکم.
.
خرمالو/مثلث برمودا

باد آمد و همه ی رؤیاها را با خود برد...با این همه اما من باید آوازی بخوانم.
<< 1 ... 63 . 64 . 65 . 66 . 67 . >>
جواب شما
Bold Style  Italic Style  Underlined Style  Image Link  URL Link  Upload Images More Smiles... :grin: :wink: :up: :kiss: :biglol: :confused :cool: :love: :sad: :eek: :fl: :tongue:

» نام  » رمز عبور 
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.
 

Powered by MiniBB