| نویسنده |
پیام |
|
|
حالا سرباز و پنکه
|
|
|
تو كه از مكيدن كيرم سر باز زدي ------ حداقل بده كوني يا كسي
پنکه را روشن بكن چون گرم شد ----- اين كس است يا كه تنور نون پزي
حالا با ستاره و دريا
|
|
|
Quoting: momali ستاره و دريا
روي ستاره بودم، در ساحل اين دريا
كردم كسش را پاره، آمد صداي نجوا
شب هم بكردم از كون، دختي به نام دريا
ستاره ها در آسمان، من هم به فكر فردا
كلمات ستاره و دريا، هر يك دوبار به كار برده شدند، كه يك بار در معناي خود و بار بعد نام افراد
|
|
|
|
|
حالا با "پوشك و چوچوله" جمله بسازين....
|
|
|
اتل متل توتوله، یه کس دارم گوگوله
نه پشم داره نه پوشک، سوراخ داره و چوچوله
سوراخ تنگ و تاریک، منتظر یه دوله
با لیلون و برره
|
|
|
دنيا رو دوست دارم من، با لیلون و برره
خدا كنه كه يه وقت، از دست من در نره
كير و خايه!
|
|
|
با كير وخايه اي عزيز ---- گويا نمي شه شعر گفت
بايد كه كس راضي شود ----- ديگر همه شد حرف مفت
با تاب و سيگار
|
|
|
آتش گذار بر سر سیگار من ببین آنگاه
غوغا به پا شود ز دود دل بی تاب
سفره و ماتحت
|
|
|
|
|
ی دست جام باده و یک دست به ماتحت یار
رفصی چنین میان سفره ات ارزوست
کانتراست - فرجه
|
|
|
فرجه ای ده تا بمالم وازلین
لذت دنیا در این کان تر است
سرهنگ و مدیا پلیر 
|