| نویسنده |
پیام |
|
|
تو این تاپیک شعرهایی که در جاهای مختلف گفتم جمع اوری میکنم و میذارم چون اکثرا در وادی کس شعر بوده تو این انجمن میذارمش
 ======================================================= دوش دیدم که شعر گفته لیلی بیست------شعر گفتن کار هر ام کلثومی نیست بیوه زن هر که بود و هرچه باشد ونیست--------اهل چند زن گرفتن در این دنیا نیست کس نپرسید ز من خوب او کیست؟ از چه رو عقایدش اینجوریست؟ ایدی عضویتش یکجوریست! شایدم تفکرش اونجوریست!!! خوب باید بشناسی! ،تا کیست ؟---------------- پسری بهتر از او اینجا نیست.
روزگاریست که من در غم تنهایی خود غوطه ورم...===»»»***دنبالم نیا اسیر میشی***
|
|
|
مرا شعری به یاد آمد ز دیرین کنون بشنو تو با آواز شیرین ندیدی کیر من گشته سر افراز ؟! نمی خواهی کنی چاک کست باز؟ بده قمبل به بالا کم بکن ناز که کیرم شق شده سر داده آواز
روزگاریست که من در غم تنهایی خود غوطه ورم...===»»»***دنبالم نیا اسیر میشی***
|
|
|
اگر ديدي شكوفا گشته ام من مثال گل هويدا گشته ام من بدان از بخت بد حالم خراب است به پيش چشم من دائم سراب است بخواهم تا به شغر و نثر و آواز كنم تا نا كجا آباد پرواز گزينم همسري دلپاك و زيبا كنم مفروش اندامش به ديبا زتم بوسه دمادم بر لبانش ببازم جان خود را بهر جانش وليكن حيف افكارم تباه است همينك دلو من در قعر چاه است و چاهي كاندر ان آبي نباشد مرا ديگر به آن كاري نباشد
روزگاریست که من در غم تنهایی خود غوطه ورم...===»»»***دنبالم نیا اسیر میشی***
|
|
|
|
|
تو را ديدم به خوابم دوش ليلي زدي بر گوش من صد گونه سيلي به تو گفتم چرا با من درشتي بگفتي چون همش به فكر پشتي
روزگاریست که من در غم تنهایی خود غوطه ورم...===»»»***دنبالم نیا اسیر میشی***
|
|
|
شهرياري كو نباشد يار در پهلوي او اخرين دم جان سپارد در غم ديدار او انكه شعرش نيست در حد نوازشهاي او كي تواند پاسخي كوته به خواهشهاي او ليك شعر ليلي زيبا و با احساس ما مي كند هر دم به مرهم نيك اين الام ما
روزگاریست که من در غم تنهایی خود غوطه ورم...===»»»***دنبالم نیا اسیر میشی***
|
|
|
سرد است هوا و کیر من هم داغ است نرم است لبان و کیر من هم چاق است بگشای دهان و سر بکش از ابش کاین اب مثال لو’لوئی براق است
روزگاریست که من در غم تنهایی خود غوطه ورم...===»»»***دنبالم نیا اسیر میشی***
|
|
|
دلم خواهد بمیکم ممه ات را کمی پاره کنم آن یقه ات را کیرم پروار کنم بهر لبانت بیا امشب بگایم دهنت را
روزگاریست که من در غم تنهایی خود غوطه ورم...===»»»***دنبالم نیا اسیر میشی***
|
|
|
و او شرت خودش را داد بالا ندیدم مثل او من کس تا حالا کمر باریک و کونش تنگ و زیبا نهاده مادرش اسمش فریبا
روزگاریست که من در غم تنهایی خود غوطه ورم...===»»»***دنبالم نیا اسیر میشی***
|
|
|
|
|
دم در بودی و دیدم دو پایت نگاهی خیره کردم بر نگاهت
کشیدی بر سرت چادر به ناگه ولیکن من بدیدم بازوانت
چو جنبادی سرت را بهر افسوس بدیدم غبغب زیبا ونازت
دو پستانت مثال طالبی بود گرفتم آخر سر من دو گازت
به ناگه عالمی بر من خبر داد جنب کردی خودت در خواب نازت
روزگاریست که من در غم تنهایی خود غوطه ورم...===»»»***دنبالم نیا اسیر میشی***
|
|
|
دلم ميخواد وقتي پريود نباشي بعد از اونكه ميري كامل ميشاشي نهم من كير داغ بر كون چاقت بمالم سينه و پستان و پايت بمالم سر كيرم بر جبينت فرو سازم من انگول در نشينت كست ليسم كونت ليسم فراوان بگيرم سينه ات را لاي دندان ليلي جون زود بده بر من جوابي نبوده اين مطالب جز سرابي
روزگاریست که من در غم تنهایی خود غوطه ورم...===»»»***دنبالم نیا اسیر میشی***
|